Page 5 of 5 FirstFirst 12345
Results 61 to 72 of 72
  1. #61
    Join Date
    Jul 2006
    Posts
    1,983
    Post Thanks / Like
    GP jon..The problem..IMO..is.. the definition of god..unfortunately everybody who is anybody has tried to serve his/her own ego..and NOT the mankind's interest or well being by defining god , the way which suits their own agenda..

    I suppose Hawking and other well known scientists are trying to repudiate the notion of GOD as defined in the Abrahamite Religions which dominate the majority of people on this earth...and their case goes up & down based on daily scientific discoveries...

    I think..Iranians had the closest thing to what can be considered as good religion and the most correct definition of god in the form of zartosht..but even that was abused by egos and the eccentric political and religious leaders there after..that said..If Moses..Jesus and Mohammad had the best interest of Mankind in mind and NOT their own holiness and self righteousness ..their efforts would have been in completing or adding to what Zartosht had already started WITHOUT changing names and thereby separating masses from each other and placing them in front of each other..adding up to the walls of ignorance and hatred ..exemplifying their own clan for the benefit of their own worldy fame and gain.
    Last edited by beystr 2.0; 17-06-2011 at 10:15 PM.
    Visit Orumee'ye lake & help save it..you may be the last generation who can see this amazing body of water.

  2. #62
    Join Date
    May 2004
    Posts
    14,499
    Post Thanks / Like
    Quote Originally Posted by beystr 2.0 View Post
    GP jon..The problem..IMO..is.. the definition of god..unfortunately everybody who is anybody has tried to serve his/her own ego..and NOT the mankind's interest or well being by defining god , the way which suits their own agenda..

    I suppose Hawking and other well known scientists are trying to repudiate the notion of GOD as defined in the Abrahamite Religions which dominate the majority of people on this earth...and their case goes up & down based on daily scientific discoveries...

    I think..Iranians had the closest thing to what can be considered as good religion and the most correct definition of god in the form of zartosht..but even that was abused by egos and the eccentric political and religious leaders there after..that said..If Moses..Jesus and Mohammad had the best interest of Mankind in mind and NOT their own holiness and self righteousness ..their efforts would have been in completing or adding to what Zartosht had already started WITHOUT changing names and thereby separating masses from each other and placing them in front of each other..adding up to the walls of ignorance and hatred ..exemplifying their own clan for the benefit of their own worldy fame and gain.
    بایستر جان
    ریچارد داوکینز یک اتئیست است و همانطور که خودش در کتابش می گوید مطمئا هست که خدایی وجود ندارد
    شخصی که یک قدرتی مافوق طبیعی را قبول دارد ولی تعریف خدا از نظر ادیان را نمی پذیرد یا مطمئا نیست که خدایی با تعاریف کنونی وجود دارد یا نه
    وکلا به یک سوپر انتلیجنت ایمان دارد اگنوستیست است
    اگر بحث بر سر تعریف خدا بود انوقت نقد فرق میکرد
    یکی خدایی را قبول داشت که کاری به کار بشر ندارد و نه پیامبری فرستاده و نه اصلا اهمیتی به جهان می دهد
    ودیگری الله و یهوه و ثالوث و غیره را قبول داشت
    ولی نقد من بر این تعاریف نیست
    بلکه نقد بر داوکینزو کتاب پندار خدا ی ایشان است

    متشکرم
    Last edited by General Parsaian; 18-06-2011 at 03:59 AM.

  3. #63
    Join Date
    Feb 2005
    Posts
    6,851
    Post Thanks / Like
    I disagree Iranians had the closest. They did not or we would not have had Islam takeover.

    The definition of god in the easter philosophy is the closest I believe. That is why you can see India advance where you have Iranian muslim still arguing about the most fundamental issues.

    Budha and Tao writers came long before Islam and you dont see them having converted and still goes strong whereas Zartosh was easily given up by the Iranian in favor of a absolute religion.

    Quote Originally Posted by beystr 2.0 View Post
    GP jon..The problem..IMO..is.. the definition of god..unfortunately everybody who is anybody has tried to serve his/her own ego..and NOT the mankind's interest or well being by defining god , the way which suits their own agenda..

    I suppose Hawking and other well known scientists are trying to repudiate the notion of GOD as defined in the Abrahamite Religions which dominate the majority of people on this earth...and their case goes up & down based on daily scientific discoveries...

    I think..Iranians had the closest thing to what can be considered as good religion and the most correct definition of god in the form of zartosht..but even that was abused by egos and the eccentric political and religious leaders there after..that said..If Moses..Jesus and Mohammad had the best interest of Mankind in mind and NOT their own holiness and self righteousness ..their efforts would have been in completing or adding to what Zartosht had already started WITHOUT changing names and thereby separating masses from each other and placing them in front of each other..adding up to the walls of ignorance and hatred ..exemplifying their own clan for the benefit of their own worldy fame and gain.
    It is doomed a country whose creator declared the first laws of Human right, yet, its people worship the history of those who invaded them .

  4. #64
    Join Date
    May 2004
    Posts
    14,499
    Post Thanks / Like
    ادامه نقدی بر داوکینز
    فصل چهارم

    خوب من می پرسم جناب داوکینز چطور انسانی چنین منظم بعد از بیگ بنگ بوجود امده

    البته همانطور که گفتم ایشان در اینجا شانس در انتروپی را دلیل می داند که بر قانون دوم ترمودینامیک غلبه کرده است !!!آ

    یعنی مثلا یک ملیون نه بلکه یک ملیاردها بادکنک پر از رنگ های گوناگون را بترکانید وبر حسب تصادف و شانسی شانسی از انفجار چند تای انها تابلویهای رامبرانت و وانگوگ بوجود اید و بقیه رنگها بصورتی قرار گیرد که بدون قرار گرفتن انها در جای معین و دقیق امکان نداشته باشد که تابلوها به همان اندازه و با فاصله معین قرار گیرند

    پس اینجا پرفسور داوکینز سخت ترین مانع را با شانس و تصادف از جلوی پای خود برداشته

    ایا این به همان بی دلیلی پیرزنکی نیست که سبب تخم مرغ دو زرده مرغ خود را شانس مهمان تازرسیده خود می داند؟!!!آ

    حال اگر فرض را بر ان بگیریم که مبدا انتروپی باعث همه زیبایی ها شده ایا قانون دوم ترمودینامیک نباید باعث می شد که در این تکامل سیری نزولی داشته باشد؟

    در همان فصل

    دوباره بر می گردد به تصمیم گیری طبیعت و تکامل

    اگر فرض ایشان را بر اساس اینکه انتروپی باعث شده که چنین طبیعتی بوجود اید که تک سلولی ها بتوانند در ان به انسان تبدیل شوند

    و انتخاب طبیعت بوده باعث شده که در طی ملیونها سال انسان امروزی بوجود اید

    ایا فکر نمی کنید که این انتخاب بشکلی هوشنمد است

    حداقل به هوشیاری یک انسان !!!ا

    اگر نیست پس دوباره انتروپی در زمین باعث ان شده که مشکل است این را قبول کرد

    چون بی نظمی ممکن است یک شرایطی را بوجود اورد

    ولی سیر تکاملی ان شرایط را بی نظمی دومی نمی تواند ادامه داده باشد

    یا یک بی نظمی نمی تواند نظم دائمی را بوجود اورده باشد

    البته ایشان انتخاب طبیعت را اینجا جایگزین انتروپی کرده

    ولی این انتخاب به شکل هوشمندی عمل میکند

    همان طور که گفتم حداقل باید هوشمند تر از انچه باشد که انرا بر گزیده است

    اگر بگوییم نه هوش و ذکاوتی ندارد پس به چه شکلی این انتخاب به این زیبایی تکامل داده

    اگر بگوییم هوشمند است حداقل برای من مشکل حل می شود

    و اینجا بوی خداوند به مشامم می رسد

    البته داوکینز دلایلی علمی محکمی برای این گفته خود نمی اورد و بنظر می رسد کتاب یک کتاب فلسفی است تا یک کتاب علمی

    داوکینز در فصل چهار مثال قله شیب داری را که داروین زده تکرار میکند
    که مخلوقاتی مانند انسان بر فراز ان قله قرار گرفته اند چون کم کم این شیب را در طی ملیونها سال پیموده اند تا بر فراز قله رسیده اند
    قله ای که هنوز ادامه دارد
    و منظور ایشان این است که اگر ما دیدیم موجودات پیشرفته ای مانند انسان از تک سلولیهای که در اول شیب این قله قرار گرفته اند بوجود امده اند
    حاصل حرکت انها به سوی قله تکامل در طی ملیونها بلکه ملیاردها سال بوده
    در اینجا نقد بر این نیست که ایا چنین حرکتی صورت گرفته یا خیر
    زیرا بنده فرض را بر ان نهاده ام که گرفته است
    نقد و یا بهتر بگویم سئوال این است که چرا این سیر در یک جهت و به شکلی بوده که تکاملی رخ داده
    زیرا همانطور که گفتم تکامل وقتی معنا می دهد که هدفی را دنبال کند
    و هدف بدون اراده غیر ممکن است
    این اراده می بایستی عقلی متفکر داشته باشد چه انرا خدا بنامیم چه طبیعت و اختار طبیعی ممکن نیست تکاملی هدفدار بدون اراده انجام شود
    اختلاف نظر من در مورد تکامل با جناب داوکینز در هدفدار بودن و وجود اراده است
    داوکینز در ادامه می گوید که تئیست ها و خداوباوران سعی می کنند در هر جایی که شکافی در تکامل می بینند که هنوز پیوند نخورده
    خدا را در انجا قرار دهند
    که منظور ایشان همان اصل حیات و حلقه های گمشده در تکامل جانوران است
    و می گوید که این شکاف ها کم کم تنگ تر و تنگتر خواهد شد
    البته این گفته داوکینز را علم و حداقل نظریه تکامل و تاریخ ان تایید نمیکند زیرا در طی این دها سال نه تنها این شکاف ها تنگ تر و تنگتر نشده بلکه همان اصل حیات که در بدو تکامل به نظر می رسید علم انرا ثابت کرده بعد از مدتها دوباره به همان جای اولیه اش یعنی جوابی بی سئوال رها شده
    همچنین نظریاتی مانند اپاندیس و ربط ان به علفخوار بودن نیاکان ما و باقی ماندن این زائده بی مصرف
    که همانطور که قبلا گفتم ثابت شد که چنین نظریه ای باطل بوده
    پس اگر تئوری تکامل نه تنها نتوانسته این شکاف ها را به قول داوکینز تنگتر و تنگتر کند بلکه هرچه این علم پیشرفت می کند با معضله ای جدید روبرو می شود
    گفتن تنگتر شده این شکاف ها تنها یک ارزوی اتئیستی بیش نیست
    او می گوید در ذهن خدا پرستان این شکاف ها را خدا پر می کند همینطور عدم جواب به اصل حیات
    از نطر من خدا پرسستان حق دارند تا انزمان که این شکاف ها پر نشده فرضیه خود را بر فرضیه ای که حتی یک اتئیست مانند پرفسور داوکینز نمی تواند ثابت کند ترجیح بدهند
    و انرا به چالش بکشند
    مگر هم او از علم و دلایل ملموس سخن نمی راند و خداباوران را بخاطر ایمان به ناملموس انتقاد می کند
    پس جرا در این مورد پافشاری میکند؟؟
    البته او اینطور بیان می کند که این حلقه های گمشده شاید در طور زمان اصلا از بین رفته اند و مثاال یک قاتل را میزند که تنها چند دلیل محکمه پسند می تواند او را محکوم به قتل مقتولی کند
    در اینجا باید دید ان دلایل محکمه پسند از نظر داوکینز چیست و ایا می توان شخصی را به قتل متهم کرد در صورتی که اصلا جسدی وجود نداشته باشد
    هر چند که در دست قاتل اسلحه ای و بر روی بدن او خون شخص دومی را بیابیم
    جسد در اینجا جهش و تبدیل شدن موجود غیره زنده به موجود زنده است
    به همین سادگی
    بله وقتی ما اصل مطلب و مهمترین دلیل یعنی جسد که در تئوری تکامل انرا به اصل حیات تشبیهه کرده ام را در دست نداریم
    حتی برای یک قاضی عادل اعتراف خود شخص هم نمی تواند دلیل قطعی وقوع یک قتل باشد
    چه برسد به انکار ان
    چنانکه بدون جسد شخصی را نمیتوان متهم به قتل کرد بدون پایه اصلی که تئوری تکامل بر ان بنا شده نمی توان
    تکامل را یک حقیقت محض دانست
    حلقه های گمشده به جای خود
    در ادامه داوکینز مثال عجیبی را می زند که فکر کنم برای اشخاصی که به عمق جملات و تحلیل و تجزیه ان فکر نمیکنند مثال جالبی باشد
    در صورتی که اگر یک ادم عاقل و زیرک به عمق چنین مثالی دقت کند میبیند مثالی دور از موضوع تکامل و وجود و عدم وجود خداست
    داکینز میگوید: فرض کنید دو شغبده باز به اسامی پن و تلر با تپانچه به طرف یکدیگر شلیک میکنند و بعد گلوله پن بین دندانهای تلر و گلوله تلر بین دندانهای پن قرار میگیرد
    یک ادم خام مثل من (ریچارد داوکینز) برایم باور نکردنی است که چنین اتفاقی افتاده و انرا یک معجزه و کاری خارق العاده می نامم
    زیرا این ماجرا هیچگونه نشانه علمی ندارد .... ولی پن و تلر دو شعبده باز تردست هستند و این حتما این ماجرا تبیین علمی کاملی دارد ولی من چون خیلی بی دقت و خام هستم انرا یک معجزه می دانم
    کسانی هم که در سر درگمی شخصیشان سریعا در مقابل یک پدیده طبیعی فورا به نیایش و پرستش یک فرا طبیعی میروند دست کمی از احمق هایی ندارند که وقتی چنین شعبده بازیی را میبینند یک معجزه می پندارند

    به مثال داوکینز خوب توجه کنید
    او از یک پدیده ای صحبت میکند که حکما عده ای از جمله خود شعبده بازان از حیله و راز ان با خبر هستند
    همچنین تماشاگران می دانند که یک گلوله را نمی توان با دندان مهار کرد
    زیرا تجربه نشان داده چنین کاری میسر نیست
    در صورتی که در تئوری تکامل هیچ کدام از نقاط بالا که در مثال شعبده بازان صدق میکند صدق نمیکند
    یعنی هیچکس نمیتواند ادعا کند که راز تکامل را میداند از جمله خود داوکینز بنا بر گفته خود او در همین کتاب
    همچنین هیچ تجربه ای ثابت نکرده که پایه و اساس تکامل صحت دارد (باز از قول خود داوکینز که اعتراف میکند هنوز اصل حیات که تئوری تکامل بر ان بیان شده را علم نتوانسته ثابت کند )
    پس مثال شعبده بازان و خام بودن تماشاگر انجا صدق میکند که علمی ثابت شده برای عموم وجود داشته باشد
    یعنی شعیبده بازان یا اشخاصی که از این ترفند باخبر هستند بیایند و توضیح دهند که جریان از چه قرار بوده
    در صورتی که اگر هیچکس حتی خود شعبده بازان ندانند که چرا گلوله پن در بین دنداندهای تلر و گلوله تلر در بین دندانهای پن مهار شد
    انوقت نمی توان تماشاگری که انرا معجزه می داند احمق یا خام لقب داد
    امیدوارم که دوستان متوجه ابکی بودن مثال یا بهتر بگویم زیرک بود و برای عوامفریبی ان شده باشند


    ادامه دارد
    Last edited by General Parsaian; 18-06-2011 at 11:16 PM.

  5. #65
    Join Date
    May 2004
    Posts
    14,499
    Post Thanks / Like

    ادامه نقدی بر داوکینز
    فصل چهارم

    داوکینز در انتهای فصل چهارم باز به بررسی نقل قولهای کشیش های مسیحی روی می اورد و چند نقل قول از انها مانند
    سانت اگوستین که می گوید کنجکاوی یک مرض است و این مرضهای یعنی کنجکاو بودن در مورد رازهای طبیعت و دنبال ان رفتن هیچ سودی برای ما ندارد!!!ا
    داوکینز این گفته سانت اگوستین را دلیلی بر ان می داند که خداباوران نمی خواهد که علم پیشرفت کند و مردم کم کم در یابند که خدایی وجود ندارد!!ا
    در صورتی که خداوند در قران می فرماید ایا ان کسی که می دان و انکه نمی داند با هم برابر هستند
    همچنین در اسلام مدام توصیه شده که علم و دانش را باید اموخت
    چنانکه بعد از اسلام دانشمندان مسلمان علوم روز را فراگرفتند و بسیاری از محققان نامی مسلمان بودند که باعث شدند بعدها رئنسانس در اروپا بوجود اید
    اروپایی که با ترجمه بسیاری از کتب اسلامی و یونان باستان سعی کرد که دوران قرون وسطائی را پشت سر بگذارد
    پس گفته یک کشیش مسیحی را نمی توان دال بر ان دانست که خداباوران علم ستیز هستند
    و همچین مجالس دانشمندان در انزمان در مورد اصل خلقت و وجود یا عدم وجود خدا از مجالس گرم انزمان بوده است
    باز داوکینز بر سر موضوع اصل حیات وبعد از ان انتروپیک می رود دلخور از اینکه باز نشدن اولی باعث شده خداباوران بر ان تکیه کنند
    و دومی افریننده هوشمند را بر کرسی بنشاند
    اینطور که پیداست این یک عقده بزرگی برای ریچارد داوکینز شده است
    او می گوید شاید ان اتفاق ( یعنی تبدیل شدن موجود غیر زنده به زنده) یک بار رخ داده
    و بعد سیر تکاملی را پیموده است
    دقت کنید
    داوکینز غیب می گوید و فرض می گیرد
    می گوید شاید
    ایا می توان اصل مهمی مانند درست بودن یا نبودن یک فرضیه که پایه و اساس ان بر همین اصل است را با شاید پرفسور داوکینز قبول کنیم ؟
    شاید .... شاید هم نه
    امکان دارد ... ممکن است امکان پذیر هم نباشد
    بعید نیست ... شاید هم بعید باشد
    داوکینز از اصل انتروپیک رنج می برد
    و به نظر می رسد که جهان و قوانین جهان ساخته شده تا بشر بوجود اید
    یا بهتر بگویم هدف از افرینش یک نوع یا چند نوع موجود با هوش مانند انسان بوده
    یعنی با در نظر گرفتن اصل انتروپیک این یک کار طراحی شده و دقیق بوده نه انطور که پرفسور اذعان می دارد عبث و بیهوده و بر حسب تصادف ما به اینجارسیده ایم
    و همانطور که بنده در قسمت های قبل عرض کردم این سیر صعودی داشته
    و فکر نکنم حتی متعصب ترین دانشمندان به تئوری تکامل این را انکار کنند که سیری صعودی را می پیماییم
    مگر عده ای جاهل به این تئوری که البته پرفسور جزو انها نیست ولی بارها و بارها در کتابش از این سیر تنها به شکل یکجانبه صحبت میکند
    یعنی تکامل را تنها در اندازهای بوجود امده پی میگیرد و از هدفدار بودن و اراده داشتن ان می گریزد
    زیرا هدف و اراده ملزم به داشتن هوش است در صورتی که داوکینز دانسته یا ندانسته انرا سیری نانیبا و تنها بنا بر شرایط محیطی میداند
    که در مورد ان در کتابش ساعت ساز کور بیشتر توضیح داده
    یعنی اختیار طبیعی
    البته باز اگر برگردیم به تعریف اختیار طبیعی می بینیم که اگر بنا را بر گفته داوکینز بگذاریم و انرا قبول کنیم می بایستی این اختیار کور
    در چند جهت سیر کرده باشد
    چه نزولی و چه صعودی در صورتی که اینگونه نیست حداقل در بوجود امدن گونه هایی اولیه تا رسیدن به کمال کنونی یعنی انسان هوشمند اینطور نبوده
    بعد داوکینز برای رهایی خود از این کابوس در مورد ابر جهان یا همان جهان های متوالی یا موازی صحبت میکند و می گوید ممکن است در جهان ما تنها این اصل وجود داشته باشد
    ودر جهان های دیگر این قوانین صدق نکند ؟
    البته خودش بر خودش خرده میگیرده و می گوید شاید عده ای بگویند این گزاف گویی یعنی قبول داشتن ابر جهان (چند جهانی ) خودش به همان نسبت گزاف است
    که افریننده هوشمند از نظر تو گزاف است
    و ادامه می دهد خیر در چند جهانی هر جهان می تواند قوانینی سازنده خود را به شکلی فیزیکی که مطابق با انتروپی خودش باشد داشته باشد
    در صورتی که در افریننده هوشمند عکس این مطلب صادق است !!!!آ
    عجب پرفسوری
    ایشان می خواهند بگویند چون بنا بر اصل انتروپیک امکان وجود موجودات و خلق بدون در نظر گرفتن کوچکترین ثوابت علمی وجود ندارد ممکن است به این شکل بوده باشد
    که از تکرار ابر جهان ها خود یک تصادفی بوجود اورده باشد که بر حسب ان نظمی بوجود امده باشد
    در صورتی که افریننده هوشمند نمی تواند جایی در این میان داشته باشد
    دقت کنید
    داوکینز حتی اینجا در مقابل علم ایستاده در مقابل یک اصل علمی ثابت برای به کرسی نشانده ایده خودش انرا به این شکل توجیح می کند
    ولی انجا طرح ریزی دقیق را میبیند چند جهانی را مقابل ان علم میکند
    ایا او با یک خداباور دهاتی در این فلسفه فرقی میکند ؟؟
    هر دو برای به کرسی نشالندن ایده خود به شکلی هستی را توجیح می کنند داوکینز از جهان و هدفدار بودن ان بوسیله ابر جهان و تصادف و ان دهاتی برای مسئله خلقت
    به خدا پناه می برند
    داوکینز از سوینبرن می گوید که چطور سوینبرن ادعا میکند چون همه ذرات همیشه به یک شکل عمل میکنند و این با اصل سرکشی طبیعت و تبدیل مخالف است
    پس انها را خداوند کنترل میکند
    داوکینز میگوید سوینبرن اشتباه بزرگی در این مورد میکند
    زیرا اگر خداوندی وجود داشته باشد باید در یک لحظه بتواند همه زرات جهان را زیر نظر داشته باشد
    واین خود یک پیچیدگی بزرگی است که امکان ان بوسیله یک موجود هوشمند به نام خدا امکان پذیر نیست زیرا چنین موجودی خود باید انقدر پیچیده باشد که احتیاج به کنترل
    داشته باشد
    به نظر من این گفته داوکینز اگر چیزی را ثابت کند حقارت خدای داوکینز را ثابت میکند
    داوکینز اول مثل همه اتئیست ها خدایی می سازد و انرا با قوانین می سنجد و بعد او را می شکند
    او اینجا هم همین کار را در مورد گفته سوینبرن الهیدان انگلیسی می کند
    داوکینز در اخر این فصل زجرنامه ای در مورد حضورش در یک همایش در کمبریج نوشته که نقدی ندارد
    او شرح می دهد چگونه 12 دانشمند مسیحی و سه اگنوستیست و یک یهودی در ان همایش بودند و به هر کدام از مسیحیان 15 هزار دولار پول داده بودندولی به او پولی نداده اند
    و او را به اسم دانشمند قرن نوزدهمی لقب داده بودند ( منظور از طرفداری داوکینز از داروین بوده است )ا

    پایان نقد فصل چهارم

    نقد فصل پنج در قسمت اینده
    ادامه نقدی بر داوکینز

  6. #66
    Join Date
    Oct 2002
    Location
    here
    Posts
    12,047
    Post Thanks / Like
    Very useful posts , thanks for taking the time Timsar jaan. (I want to copy/paste these into a single file) Thanks a lot! I would also like to see your answer to Ali Dashti because I read his book "23 years", he kind of ran out of steam towards the end and started some nonsense (zedo naghiz) or made many contradictory statements.

    We (according to holy Imam) have had several "big bangs" before I cannot remember the numbers? I think we are on the 9th creation!

    Anyway if we would think of God as the carpenter and the universe as a table then how can the carpenter be inside of his own table? He could ,but then it would annihilate the table and blow it into pieces. I think God is not a "body" or anything else we can think of because we just cannot think outside of our own beings. sort of like higher dimensions , they say that there are several other dimensions which exist but there is no way for us to "see" (I mean recognize) them cuz our brains are wired in 3D.
    So rejecting the existence of the Creator is just as stupid as not believing in air (cuz we dont "see" the air either then I guess it could not exist?!).
    I am sure one day these scientists are going to find out that there is a big crunch and it indeed results in another big bang but they never reach the Creator using the physical tools. They have to use the spiritual realm to get there!

    In any case if people cannot figure it out by themselves they should look UP to those of us who have higher intelligence and spirituality not someone who is below them in intelligence , for instance look up to people like Molavi (Rumi) or Gandhi or Sa'di or even Ferdowsi and use them as a guide. I believe in Rumi being very intelligent and I dont think he would spend all his life following the wrong things.
    Remember:
    Absence of evidence is not evidence of absence!

  7. #67
    Join Date
    May 2004
    Posts
    14,499
    Post Thanks / Like
    Quote Originally Posted by meyti View Post
    Very useful posts , thanks for taking the time Timsar jaan. (I want to copy/paste these into a single file) Thanks a lot! I would also like to see your answer to Ali Dashti because I read his book "23 years", he kind of ran out of steam towards the end and started some nonsense (zedo naghiz) or made many contradictory statements.

    We (according to holy Imam) have had several "big bangs" before I cannot remember the numbers? I think we are on the 9th creation!

    Anyway if we would think of God as the carpenter and the universe as a table then how can the carpenter be inside of his own table? He could ,but then it would annihilate the table and blow it into pieces. I think God is not a "body" or anything else we can think of because we just cannot think outside of our own beings. sort of like higher dimensions , they say that there are several other dimensions which exist but there is no way for us to "see" (I mean recognize) them cuz our brains are wired in 3D.
    So rejecting the existence of the Creator is just as stupid as not believing in air (cuz we dont "see" the air either then I guess it could not exist?!).
    I am sure one day these scientists are going to find out that there is a big crunch and it indeed results in another big bang but they never reach the Creator using the physical tools. They have to use the spiritual realm to get there!

    In any case if people cannot figure it out by themselves they should look UP to those of us who have higher intelligence and spirituality not someone who is below them in intelligence , for instance look up to people like Molavi (Rumi) or Gandhi or Sa'di or even Ferdowsi and use them as a guide. I believe in Rumi being very intelligent and I dont think he would spend all his life following the wrong things.
    مهدی جان
    متشکر از شما دوست گرامی
    بنده در همین سایت و چند سایت دیگر نقدی بر کتاب بیست و سه ساله علی دشتی نوشتم
    البته داوکینز بسیار علمی تر و زیرک تر از علی دشتی انتقاد می کند
    علی دشتی به نظر می رسد یا تحقیقان درستی انجام نداده یا عمدا کتابش را به این شکل ابکی نوشته تا عده ای که از قران و تاریخ اسلام خبر ندارند انرا باور کنند
    من سعی می کنم در این سایت ان نقد را پیدا کنم
    و دوباره برای شما دوست عزیز انرا در صفحه اول این فوروم پست کنم
    اگر هم پیدا نکردم برایتان خلاصه ای از ان نقد را پست می کنم
    البته در تریدی جداگانه

    متشکرم

  8. #68
    Join Date
    May 2004
    Posts
    14,499
    Post Thanks / Like
    من در اینجا به نقد از چهار فصل از کتاب داوکینز پرداختم و هنوز شش فصل ان باقی مانده
    دوست ما موتوری اذعان می دارد که من این نقدها را از دیگران کپی پست میکنم
    با ایشان جلوی همه شرط می بندم اگر ان شش فصل
    نه اگرنقد فصل پنجم را که هنوز من پست نکرده ام ایشان پست کرد
    من ده هزار دولار به ایشان بدهکار می شوم
    والا خاموش بنشیند و بعد از نوشتن نقد نیاید و تهمت بیجا بزند
    هر چند که این گفته موتوری یعنی نقد دزدی من به نظر من برای اینجانب یک افتخار است که ایشان تا این اندازه نقد را محکم دیده که فکر کرده اند
    از فلان فیلسوف انگلیسی و از بهمان پرفسور دزدیده ام
    ولی باز برای اینکه عده ای را گمراه نکند این شرط را با ایشان جلوی همه شما بستم تا ببینیم چه کسی دروغگو است


    متشکرم

  9. #69
    Join Date
    Nov 2002
    Posts
    6,803
    Post Thanks / Like
    I've never engaged with General Parsaian, but I wanted to ask the members here who have spent weeks or months of their lives sending messages to this IR agent,

    Why?

    Why do you waste your life and health speaking to someone who is on IR payroll? I don't get it, it just seems fucking stupid.

  10. #70
    Join Date
    Oct 2002
    Location
    San Diego, California
    Posts
    2,815
    Post Thanks / Like
    Quote Originally Posted by Dr Strangemoosh View Post
    I've never engaged with General Parsaian, but I wanted to ask the members here who have spent weeks or months of their lives sending messages to this IR agent,

    Why?

    Why do you waste your life and health speaking to someone who is on IR payroll? I don't get it, it just seems fucking stupid.
    Agent or not, he brings up some good points from time to time that adds to a discussion, regardless of the fact that anyone agrees with him or not. I read what he has to say, despite of his suspect background as a flip-flopper and bullshitter on bunch of topics. Sometimes, his arguments are worth reading, even though I admittedly find myself in disagreement with him most of the times, specially on topics related to religion in general and Islam in particular.
    Every man is in certain respects (a) like all other men, (b) like some other men, (c) like no other man.

  11. Likes General Parsaian liked this post
  12. #71
    Join Date
    May 2004
    Posts
    14,499
    Post Thanks / Like
    دوستان گرامی
    چاینسکی
    دکتر
    و تجریش
    خواهش میکنم بگذارید در همان ترید جناب کیوان این بحث را ادامه دهیم
    زیرا در انجا از اولین فصل شروع کرده ام و اگر اختلاف نظرهایی باشد از ابتدا بحث کنیم بهتر است
    متشکرم

 

 
Page 5 of 5 FirstFirst 12345

Posting Permissions

  • You may not post new threads
  • You may not post replies
  • You may not post attachments
  • You may not edit your posts
  •