Page 2 of 5 FirstFirst 12345 LastLast
Results 16 to 30 of 72
  1. #16
    Join Date
    Nov 2002
    Location
    Canada
    Posts
    7,110
    Post Thanks / Like
    belakhareh donafar een yaroo ro adam hesab kardan .
    برای ما، ناصر حجازی فقط یک قهرمان و اسطوره نیست، یک عقیده است، یک روش زندگی است

  2. #17
    Join Date
    Mar 2005
    Location
    Jabolqa Opposite Jabolsa
    Posts
    5,534
    Post Thanks / Like
    Quote Originally Posted by Agha Shojaa View Post
    belakhareh donafar een yaroo ro adam hesab kardan .
    اشتر که خودش خیلی هم حساب نیست اما من تعجبم از آقا اردشیره.
    البته آقا اردشیر جسارت ما رو میبخشی ولی شما چرا؟ من تعجب میکنم که شما این بحث دوست ما رو خیلی جدی گرفتی
    شان شما خیلی بالاتر از این دوست ما و خذعبلاتی است که اینجا میبافد. بذار من خودم رو خر میکنم و بهش جواب میدم بسه.
    The only good thing ever to come out of religion was the music. -George Carlin

  3. #18
    Join Date
    May 2004
    Posts
    14,499
    Post Thanks / Like
    نقدی بر کتاب پندار خدا
    اثر
    پرفسور ریچارد داوکینز

    ادامه نقد فصل دوم
    داوکینز در پایان این فصل به مکتب عادج می پردازد (1)
    و اشخاص طرفدار این مکتب را مورد هجوم قرار می دهد بنده در این رابطه تا حدی با ایشان موافق هستم
    زیرا به این ترتیب می شود هر چیزی را قبول کرد
    البته در مکتب عادج دلایلی برای این جدا سازی وجود دارد که بحث ان به درازا می کشد
    فقط همین را بگویم که همانطور که من در چند پست قبل اشاره کردم بسیاری از پدیده ها هستند که حداقل علم تا کنون برای انها جوابی نداشته
    و تا وقتی علم جوابی ندارد حداقل می توان پدیده ها را به شکل دیگری توضیح داد
    که در این میان من بیطرف هستم یعنی تا اندازه ای حق را به داوکینز و در جای دیگری حق را به اینگونه افکار مانند
    مکتب عادج می دهم
    بعد داوکینز ار ان عده که دیندار هستند و می خواهد وانمود کنند که دین با علم تضادی ندارد مثالهایی میزند
    از انجمله پاپ که تئوری تکامل را می پذیرد را ریا کار می نامد
    البته بایم بگویم که حق تا حدی با داوکینز است زیرا شش هزار سال بشری ممکن نیست تکاملی را که داروین از ان سخن می گوید بوجود اورده باشد
    ولی اگر شخص مسلمانی این حرف را می زد حق با داوکینز نبود
    زیرا چنانکه اینجانب چندین بار در بحث ها گفتم و نوشتم قران با تکامل هیچ تضادی ندارد
    البته نه تکاملی که داوکینز از ان سخن می گوید زیرا در فصول بعد روشن خواهم کرد که تئوری تکامل داوکینز با انچه ممکن است شخصی خداباور مثل من انرا قبول کند اختلاف جوهری دارد
    که در این مورد در نقد فصول بعد شرح خواهم داد
    بعد مقوله ای از پرفسور جری کوین همکار ژن شناسش نقل می کند
    او می گوید : دعوا تنها ميان تکامل گرايی در برابر خلقت گرايی
    نيست نبرد واقعی میان خرد گرایی و خرافات است

    این گفته جری کوین در صورتی صحیح است که علم کامل در برار جهل کامل قرار گرفته باشد
    ولی در صورتی که این علم حتی از قول خود عالمانی مانند داوکینز ناقص است چطور می توان انرا معیار قرار داد که چه چیز صحیح مطلق است و چه چیز غلط مطلق ؟
    وقتی که حتی پایه و اساسی که بنا بر ان خلقت گرایی را نفی می کنند یعنی تئوری تکامل هنوز ناقص است و همچنین بعد از صد و پمجاه سال نه چگونگی بوجود امدن اصل حیات در این تئوری روشن شده
    نه حلقه های گمشده که این تئوری را در قالبی کاملا علمی بیان کند روشن نشده چطور می توان خلقت گرایان را خرافه پرست دانست؟
    اگر خرافه پرستی به این است که مثلا بنده به فرشته ای در اسمان ایمان دارم ولی نمی توانم انرا ثابت کنم
    ایا ایمان بر بوجود امدن اصل حیات از ماده بی جان وثابت نکردن ان با علم و دانش به همان اندازه خرافه پرستی نیست؟
    اگر خلقت گریان خرافه پرست هستند چون دلیل ملموسی برای وجود فرشتگان ندارند
    ایا طبیعت گرایا ن هم که بدون دلیلی ملموسی بوجود امدن موجود زنده از ماده بی جان را باور دارند خرافه پرست نیستند ؟
    معنی خرافه چیست ؟
    البته واژه خرافه از اسم زنی می اید که او در همه چیز غلو می کرد و اعراب بعد از ان هر چیز ابهام انگیز و غیر قابل قبول را خرافی
    یا خرافه گفتند (این تنها برای توضیح این واژه بود )
    خرافه یعنی چیزی که با عقل جور در نیاید
    ایا از نظر داوکینز با عقل جور در می اید که فرشته ای در اسمان باشد ؟
    خیر
    چرا ؟ چون علم انرا ثابت نکرده و هیچ کس چنین موجودی ندیده و لمس نکرده
    ایا از نظر بنده با عقل جور در می اید که از یک ماده بی جان یک جاندار بوجود اید
    خیر ؟
    چرا ؟ چون علم انرا ثابت نکرده و هیچ کس چنین چیزی ندیده و لمس نکرده
    خوب می پرسم جناب داوکینز اینطور که پیداست ما همه خرافه پرست هستیم من به فرشته اسمانی ایمان دارم
    شما به موجوده زنده ای که از یک ماده بی جان خود بخود بوجود امده
    خود داوکینز در همین کتاب در فصلی اشاره می کند که هنوز علم انرا ثابت نکرده
    پس ما همه خرافه پرست هستیم ایمان به ان فرشته همانقدر خرافی است که ایمان به بوجود امدن اصل حیات از ماده بی جان
    هر دو را علم ثابت نکرده
    کدام خرد گرایی خرد متشکل است از فکر دانش و تجربه در مورد اصل حیات نه فکر نه دانش و نه تجربه انرا در نیافته است
    پس کسی که چنین خرافه ای را قبول می کند این لقب را یدک می کشد

    ادامه فصل دوم در قسمت بعد

    1- علم ازدین جداست عادج ...مکتبی است که فرضیه وجود خدا را از علم تطبیقی جدا می سازد و انرا به فلاسفه و الهیات می سپارد




  4. #19
    Join Date
    May 2004
    Posts
    14,499
    Post Thanks / Like
    اعضای گرامی
    خواهش می کنم اگر دوست ندارید این ترید را نخوانید و خواهشا پارازیت نیاندازید
    بگذارید دوستانی مانند مهتی و اشتر ویا اردشیر که علاقمند هستند ترید را پیگیری کنند


    متشکرم

  5. #20
    Join Date
    May 2004
    Posts
    14,499
    Post Thanks / Like
    نقدی بر کتاب پندار خدا
    اثر
    پرفسور ریچارد داوکینز

    نقد اخرین قسمت فصل دوم و اغاز فصل سوم


    داوکینز در اخر این فصل به فرضیه های وجود موجودات فراانسانی (1) می پردازد
    و اینکه چرا در مورد وجود موجودات زنده در دیگر کهکشانها
    اگنوستیک است
    و در مورد خداوند اتئیست
    او می گوید که اگر موجوداتی فرا انسانی در سیارات دیگری وجود داشته باشند
    شاید به نظر ما خدایان بیایند ؟
    و بعد می گوید ولی تفاوت فرض رد یا باور چنین موجوداتی و خدا این است که این موجودات منشاء دونی داشته اند که بعدهابه موجودات فرا انسانی تبدیل شده اند
    و چنین موجوداتی را نمی توان همانند فرضیه وجود خدا دانست
    و مثالی می زند و ان اینکه مثلا اگر یک دهقان قرون وسطی با لپ تاپ جمبوجت تلفن موبایل و بمب هیدروژنی روبرو شود انرا یک معجزه می پندارد
    یک انسان قرن بیست و یکم می تواند در نظر ان دهقان خدایی باشد
    ولی فرق بین فرا انسانی و فرا طبیعی (2) در منشا انها است
    که از نظر فیزیک ممکن است و دیگری خیر
    زیرا اولی یعنی فرا انسانی می تواند وجود داشته باشد که مرهون همان تکامل داروینی است و دومی امکان ندارد
    این گفته داوکینز همانطور که در بخش قبل گفتم انزمان منطقی است که علم فیزیک برای تمامی پدیده هایی که حداقل فرا طبیعی به نظر می رسد جوابی داشته باشد
    در غیر این صورت یک زاویه نگری است
    یعنی مطلبی را از زاویه مادی بحت نگریستن
    خود این علم یعنی فیزیک نمی تواند جوابی برای چگونه بوجود امدن موجود زنده اولیه داشته باشد
    یعنی ابتدای داستان زندگی را نمی تواند شرح دهد
    پس چگونه انتهای این داستان را بر مبنای فیزیک می تواند پیش بینی کند !!!آ
    اگر این تئوری توانست اولین پایه های تئوری تکامل را شرح دهد
    که منظور همان چگونگی بوجود امدن اصل حیات است
    انوقت می تواند ادعا کند که شکلی فرا طبیعی نمی تواند وجود داشته باشد
    و اغاز هر چیزی از ان پایه اولیه در تکامل بوجود می اید
    پایان نقد فصل دوم

    نقد فصل سوم
    داوکینز در فصل سوم در مورد دلایل وجود خداوند از نظر علمای دین و فلاسفه سخن می گوید
    که در کل می توان از
    علت ومعلول
    ابتدای معلول
    تحرک و محرک
    نام برد که چنانکه از سه مثال بالا پیداست 1- هیچ معلولی بدون علت نیست
    2- هیچ معلولی بدون ابتدا نیست 3- هیچ تحرکی بدون محرک
    نیست

    این سه دلیل از دلایل اکثر فلاسفه و علمای دین است که داوکینز به نقد از ان می
    پردازد
    البته خود داوکینز این قوانین را قبول دارد یعنی نمی تواند قبول نداشته باشد
    ولی او می گوید که ان علت یا محرک که فلاسفه و علما خدا می نامند
    اولا خود باید علت و محرکی داشته باشد
    دوم از ان این محرک یا علت نمی تواند صفات خدایی را که ادیان بر ان می نهند دارا باشد
    مانند توانای مطلق بودن
    دانای مطلق بودن
    اجابت دعا / بخشایش گناه و غیره

    و دلیل او بر اینکه خداوند نمی تواند هم توانای مطلق باشد و هم دانای مطلق این است که
    اگر خداوند همه چیز را می داند پس او می داند که در اینده چه خواهد شد
    و از این نتیجه می گیرد که اگر می داند در اینده چه خواهد شد پس نمی تواند چیزی را که خواهد شد تغییر دهد !!!ا
    یعنی او یا باید توانای مطلق باشد
    یا دانای مطلق
    زیرا مطلق بودن این دو صفت در یک موجود امکان پذیر نیست
    برای اینکه خوانندگان گرامی بهتر متوجه شوند
    که داوکینز چه می گوید (البته این یک فلسفه قدیمی است و فلسفه داوکینز نیست ) مثالی می زنم یا روشن تر شود
    مثال : خداوند می داند که در سال 2100 جنگی بین شرق و غرب رخ می دهد (دانایی مطلق ) ا
    پس خداوند نمی تواند از بروز این جنگ جلوگیری کند ( توانایی مطلق ) زیرا اگر جلو گیری کند
    با دانایی مطلق او در تضاد خواهد بود زیرا جنگی در سال 2100 رخ نخواهد داد
    یعنی خداوند نمی تواند امور را تغییر دهد پس توانا نیست
    و اگر بتواند پس دانا نیست
    این فلسفه ابکی که داوکینز برای انکار صفات خداوند و از پی ان انکار وجود خدا بکار برده برای ان عده که دانایی و توانایی را با معیارهای بشری می سنجند جالب بنظر می رسد
    ولی باید گفت که دانایی و توانایی خداوند با هم در تضاد نیست
    چرا ؟


    یک نقاش را در نظر بگیرید
    فرض کنید می خواهد تصویر یک دختر با موهای بلندی که در باغ سیب نشسته را نقاشی کند
    البته بدون اینکه دختری یا باغی وجود داشته باشد
    این نقاش قبل از اینکه نقش ان دخترک و باغ را بر روی تابلو رسم کند می تواند تخیل کند که دختری با موهای بلندی در باغ سیب ایستاده است
    حال اگر در حین نقاشی تغییری در تابلو بدهد یعنی پسری رادر باغ اناری به تصویر بکشد ان تخیل اولیه از بین نخواهد رفت
    یعنی هنوز ان تابلو در ذهن نقاش وجود دارد
    حال بر گردیم به رابطه این مثال با دانایی و توانایی خداوند
    انچه را که خداوند در ذهن خود می سازد وجودش ابدی است
    و انچه را خلق می کند وجودش ابدی و برای ما ملموس است
    چنانکه ما نمی توانیم تخیل تابلو دخترک در باغ سیب در ذهن نقاش و تابلو مملوس پسر در باغ انار را انکار کنیم
    به همان شکل بلکه پیچیده تر نمی توانیم دانایی و توانایی مطلق خداوند را انکار کنیم
    هر چند که داوکینز توانایی و دانایی مطلق را مرهون به دانایی گذشته و انجام حادثه ای در اینده می داند
    باید بگویم ایشان حتی در اینجا هم اشتباه کرده است
    زیرا زمان برای ما در حال تغییر است و مفهومی دارد
    در صورتی که برای خداوند زمان معنایی ندارد

    یعنی اتفاقی که در سال 2100 خواهد افتاد برای ما اینده است برای خداوند حال چنانکه سال 2000 و سال 1000 و ملیاردها سال قبل و بعد حال است
    تنها بیان ان اتفاق از سوی خداوند به بشر می تواند ملاک اتفاق افتادن ان حادثه باشد و تضاد ان با دلایل ملموس می تواند این دانایی و توانایی را رد کند
    یعنی اگر خداوند گفت که اتفاقی می افتد و نیافتاد انوقت شخص می تواند ادعا کند که او دانایی مطلق ندارد
    در غیر اینصورت این فلسفه قدیمی داوکینز برای موجودی صدق می کند که حال و اینده و گذشته برایش متفاوت باشد
    البته داوکینز می توانست ساده تر این موضوع را بیان کند
    مثلا بگوید ایا خداوند می تواند سنگی بسازد که خود او هم قادر به حرکت دادن ان
    نباشد !!؟آ
    که شخص مومن اگر بگوید بله خداوند می تواند پس باید قبول کند که خداوند نمی تواند ان سنگ را جابجا کند
    یعنی توانایی او زیر سئوال می رود از یک طرف توانسته سنگی بسازد از طرف دیگر قدرت انرا ندارد که انرا جابجا کند
    و اگر بگوید خیر نمی تواند باز همان معادله
    یعنی توانایی او زیر سئوال می رود
    چنانکه می بینید این سئوال (ساختن سنگ ) یک سئوال کاملا فلسفی است
    که از نظر محدودیت هایی که یک انسان در مورد ساختن وحرکت اشیا دارد معنی می دهد
    حال اگر این سئوال را در مورد توانایی و افرینش خداوند بکنیم
    من می توانم در جواب به این سئوال بگویم
    بله خداوند می تواند هر سنگی را بسازد و می تواند هر سنگی را حرکت دهد
    به همین سادگی !!آ

    داوکینز می خواهد با اینگونه سئوالات فلسفی که اکثر انها قرنها قدمت دارند دانایی و توانایی خداوند را زیر سئوال ببرد
    چنانکه می توان با فلسفه اخیلوس (1) سبقت یک دونده را از پیر زنی نفی کرد
    بنده این فلسفه را بشکلی ساده برای شما در چند جمله می نویسم دقت کنید
    فرض کنید قهرمان دو جهان می خواهد از پیرزنی که صد متر جلوتر از او ایستاده سبقت بگیرد
    اول باید به مکانی برسد که پیرزن از انجا حرکت را شروع میکند
    وقتی قهرمان به ان مکان می رسد پیرزن کمی جلوتر رفته درمکان دومی قرار گرفته
    الان قهرمان باید برای سبقت از پیرزن مکان جدید پیرزن را هدف قرار دهد
    وقتی قهرمان به مکان دوم پیرزن می رسد پیرزن در این مدت به مکان سومی رسیده


    باز قهرمان باید مکان سوم را هدف قرار بدهد پیرزن به مکان چهارم می رسد زیرا هر چند که سرعت پیرزن کم است ولی هر بار که قهرمان به مکان قبلی پیرزن می رسد پیرزن کمی جلوتر رفته که قهرمان باید برای سبقت به انجا برسد
    این حرکت فاصله هر بار بنابر سرعت پیرزن و قهرمان کم می شود ولی هیچوقت به صفر نخواهد رسید
    یعنی بنابر معادله حرکت شیی به جلو و تلف شدن مقدار زمان هیچوقت ان قهرمان به پیرزن نخواهد رسید
    در صورتی که همه واقف هستند که قهرمان بعد از گذشت زمان محدودی از پیرزن سبقت خواهد گرفت
    این درست مانند ان فلسفه ای است که داوکینز در مورد دانایی و قدرت خداوند مثال زده
    زیرا خواننده با در نظر گرفتن فواصل و حرکت پیرزن در فواصل مختلف که قهرمان به او نزدیک می شود یک فاصله جدید را در نظر می گیرد که قهرمان باید انرا بپیماید
    هر چند که قهرمان سرعتش از پیرزن بیشتر است
    ولی این فواصلی را که باید بپیماید دائما از طرف پیرزن تغییر پذیر است و هیچوقت به صفر نخواهد رسید
    این فلسفه سرعت قهرمان را نفی می کنند مانند همان فلسفه ای که توانایی و دانایی خداوند را نفی می کند !!!ا


    ادامه نقد فصل سوم در قسمت بعد





    1- موجوداتی با توانایی فرا تر از انسان که منشا ان نوعی تکامل یافت نشده باشد
    2-موجوداتی میتافیزیکی مانند فرشته و اجنه که نمی توان انرا مادی دانست
    3- اخیلوس یکی ازقهرمانان افسانه ای یونان که در مسابقه با لاک پشتی نتوانست بر او غلبه کند



  6. #21
    Join Date
    Oct 2002
    Location
    here
    Posts
    12,047
    Post Thanks / Like
    Thank you General jaan for all the good work you have done so far,,,

    looking in the online Wiki, I saw that richard dawkins is a british person and as you know general jaan majority of the british are descendants of the tribe of Dan the 13th Jewish (the outcast) tribe who were kicked out of Canaan about 1012 years ago.

    they were/are criminal by nature, the Jews who lived in Canaan/Israel could not bear the atrocities committed by these criminals so they sent them off/shipped them to europe.
    they went to denmark and called it the mark of dan then it became dan-mark and now denmark. they came upon this river and they called it danube (yub may be Persian for Joob?* water way ,creek or river?) but that is why it is called DANube...

    *the letter J was always pronounced as Y, it was about 2 to 300 years ago which it became J. In Hebrew it is always Y like Yahova (Jehovah) or Yohan (John) etc..

    This tribe of dan chose their own kings and after while they had 6 kings so they became vikings (VI is 6 in roman numeral) , everywhere they went they killed robbed pillaged and raped....any way they finally landed in england and stayed there but since they had spent a lot of time on sea they were experienced seamen so they build ships and started the piracy on the high seas. the first time they robbed a spanish ship they founbd a lot of gold so the robbery tasted good to them and stayed with it until today.
    the british establishment (Windsors) are israeli indeed , they intermarry and keep the wealth in their own families that is why/how the german money launderer called Meyer Amschel Bauer or...whatever who changed his name to red-shield/Rothschild became the king of the world, he/his damn family robbed the london stock market (so they robbed french and german and other European ppl's money on a massive scale),
    like during the battle of waterloo with napoleon he used a pigeon to get the news and wheen he found out the Napoleon has lost he started the rumor that the Napoleon had won so the london stock market crashed, he bought the stocks for penny on dollar) and got to be so rich.....
    so they now own most of the world (estimated 540 Trillion dollars) .
    they own you and your country they started every war and revolution and every movement you ever heard of in recent centuries.
    but since they own the media/publishing complex no one knows what the hell is really going on and they dont want to know bcs they got them so tied up with making money and paying bills, taxes and fines etc etc, that the ordinary person has become a mental case...does not even want to know or want to get freed?!?!

    so these are the ppl we always hear about like zigmond Freud who is one of "them".
    I cannot say he is jew although he is but that is generalizing I should say he is a cast-out jew, so were the people who paid darwin so are all those so-called "scientists" who plant the seeds of doubt in people's minds as to whether God really exists or not that are all in the same damn club or otherwise we would Never hear about them.
    These outcast jewish tribe always change names and become somebody else and BS their way up and always get helped from "above and beyond" (from bottom of hell)
    and become famous ... like this dawkins character...but
    How can we hear about a scientist who believes in existence of God while we do not have any control over the flow of information?
    There are 1000s of top notch scientists who do believe in God and have written about their belief.
    Even Einstein who strongly believed in God is quoted in media as saying "gods" .
    See how they twist facts and shove their rotted evil belief down everyones throat?
    Remember:
    Absence of evidence is not evidence of absence!

  7. #22
    Join Date
    Oct 2002
    Location
    here
    Posts
    12,047
    Post Thanks / Like
    BTW General jaan I am glad you mentioned the "Life in other planets" in your last post.

    Indeed these people insist in saying that the aliens are gods and they came to earth and took us as slaves and to prove their stupid theory they bring the examples of ancient Sumerian and their drawings in the caves etc, and sometimes they show that these ancient people knew of existence of 10th planet (in solar system) etc..

    They usually mix facts and fiction to get their point across.
    It takes a really a dumb person to fall for their lies.(and God knows the world is full of dummies)...
    In our literature and religious books we have Hadith which indicate these other people do exist and there are life in another planets.
    In 1 Hadis, emaam-e Saadegh (A) says..."and they are more intelligent than human and worship God the right way (meaning they have no doubt), they do believe in us (ahle beyt (A) and sometimes ask us for guidance..." in another hadis He says "they clothes (cover) is from electricity (bargh/lightening) but they too been created by God (as are the angels and demons etc.)...

    So you see general jaan they (these fake scientist) use any scientific finding to their benefit and to deceive people.
    and 1 more thing....they (these evil ppl from this evil tribe)always want people to believe in reincarnation (tanaasokh) which is an idiotic idea but too many dumb ppl believe in it without researching the subject.
    I say these so that others can have a criteria to go by (mahak), when you see someone insisting in idea of reincarnation then it should immediately set a flag...and say, hey this guy has an agenda...
    Remember:
    Absence of evidence is not evidence of absence!

  8. #23
    Join Date
    May 2004
    Posts
    14,499
    Post Thanks / Like
    متشکر جناب مهتی عزیز

  9. #24
    Join Date
    May 2004
    Posts
    14,499
    Post Thanks / Like
    نقدی بر کتاب پندار خدا
    اثر
    پرفسور ریچارد داوکینز

    ادامه نقد فصل سوم


    در ادامه این فصل باز داوکینز به فلسفه وفلاسفه و نظرات متغایر انها به وجود و عدم وجود خدا می پردازد
    که باید بگویم هر دو یعنی هم فلاسفه ای که با فلسفه ای خدا را اثبات و ان گروه که نفی می کنند
    در اخر چیزی را ثابت نمی کنند بجز تعریفی از وجود یا عدم وجود خداوند !!!ا
    خود بنده می توانم دو فلسفه متضاد در این مورد برای شما بیاورم که ضد و نقیض باشد
    که هر دو به گونه خود عوام پسند و در نوع خود جالب باشند
    ولی من شخصا نه به فلاسفه تئیست اعتقادی دارم نه به فلاسفه اتئیست و همانطور که قبلا گفتم هیچ یک از انها چیزی را ثابت نمی کنند
    هر یک گروهی را که منتمی به ان هستند جلب می کنند همین و بس
    که اینجا داوکینز با استفاده از فلاسفه قدیم و جدید می خواهد حرف خود را به کرسی بنشاند !!ا
    داوکینز بعد به کمال موجودات و مخلوقات و اینکه ان دلیل و برهانی برای وجود خداوند نیست می پردازد
    البته باید متذکر شوم که دلیل برای عدم وجود خدا هم نیست !!!ا
    شما مثلا نظمی را که در منظومه شمسی هست در نظر بگیرید
    خوب داوکینز می گوید این دلیل بر وجود خدا نیست
    بنده هم قبول دارم
    ولی سئوال اینجاست
    ایا این نظم دلیل بر عدم وجود خداست ؟
    جواب خیر
    به جملاتی که بنده در بالا ذکر کرده ام توجه کنید !ا
    ایا رد اینکه نظم خداوند را اثبات نمی کند می تواند عدم وجود خداوند را اثبات کند ؟
    باز باید برای روشن شدن مطلب مثالی بزنم
    فرض کنید شما با یک جسد که رگهای گردنش بریده شده است روبرو شوید و کسی اعدا کند که این شخص کشته شده
    یک نفر مثلا به اسم داوکینز بگوید این بریدگی رگها اثبات نمیکند که این شخص کشته شده
    و بعد از این جمله نتیجه بگیرد که این شخص خودکشی کرده
    خوب ایا چنین استنباطی درست است ؟
    خیر
    شک کردن بر روی دلیلی عکس انرا ثابت نمی کند
    البته داوکینز دلیل نظم و کمال موجودات را تئوری داروین می داند و از ان به عنوان یک حقیقت محض نه یک تئوری نام می برد
    هر چند که در بخش های قبل توضیح دادم که اصلا این تئوری هنوز نتوانسته پایه ای که خود تئوری بر ان بنا شده یعنی اصل حیات را توضیح دهد
    ولی من فرض را بر این می گیرم که تئوری داروین یک حقیقت محض است !!ا
    می پرسم این تئوری چگونه می تواند خلقت و وجود خدا را نفی کند ؟
    خوب یک مومن می تواند بگوید که این قدرت و خواست خداوند بوده که چنین تکاملی صورت بگیرد
    چنانکه یک ملحد می تواند بگوید خود بخود بوجود امده
    پس حتی اگر تکامل را قبول کنیم باز نمی توان عدم وجود خدا را ثابت کرد
    در ادامه باز داوکینز به یک سری بحث های فلسفی می پردازد و در مورد وجود و لا وجود سخن می گوید
    او می گوید اگر چیزی وجود دارد پس وجود او وابسته است
    و انچه وابسته است نمی تواند خالق باشد
    نتیجه : پس خداوند وجود ندارد
    باز مغلطه
    اینجا داوکینز موجود و غیر موجود را با عقل مادی گرا تعریف کرده است
    و زیرکانه با این تعریف مادی از وجود و لا وجود خداوند را نفی می کند
    ایشان نگفته که منظور از موجود غیر موجود چیست ؟
    ایا چیزی است که علم به ان پی نبرده ؟ وجود چیست ؟ ایا چیزی است که می توان انرا با فیزیک و ماده شرح داد
    ایا غیر موجود ان چیزی است که ما نمی توانیم به ان فکر کنیم ؟
    ایا غیر موجود در تضاد با وجود است ؟


    ایشان بدون تعریف شاملی از موجود و غیر موجود نتیجه گیری کرده

    درست مثل تعریف عدد بی نهایت که در صورتی می تواند تعریفی داشته باشد که اول نهایت را تعریف کنیم


    یک بار شخصی به من گفت ژنرال اگر توانستی بگویی عدد بینهایت چه عددی است
    من حرف تو را قبول می کنم
    من فوری جواب دادم
    عدد بی نهایت اخرین عدد یافت شده به علاوه یک است !!!آ
    یعنی یک جواب دو پهلو که نه عدد بی نهایت را نشان می دهد و نه کسی می تواند بر ان ایرادی بگیرد
    چون هر عددی را در ذهن خود مجسم کنید انوقت که عدد یک را به ان اضافه کنید
    عدد جدیدی بدست خواهد امد که باز باید عدد یک را به ان اضافه کنید

    تا بی نهایت

    اینجا هم داوکینز موجود و غیر موجود را تعریف نکرده بلکه انرا بشکلی مادی بیان می کند
    تعریف من از موجود و غیر موجود می تواند غیر از انکه داوکینز می گوید باشد
    یعنی تعریف یک خداباور و یک بیخدا همانقدر از موجود و غیر موجود در تضاد است که تعریف وجود خدا و عدم وجود ان در دو گروه متفاوت است
    من می گویم موجود انچیزی است که ما انرا حس می کنیم
    من خدا را حس می کنم
    پس خدا وجود دارد
    دلیل وجود خدا = من
    همانگونه که می بینید این بازی با کلمات است و داوکینز که دم از علم می زند بیش از نیمی از فصول گذشته کتابش را با بحث های فلسفی اینچنینی پر می کند
    تا خداوند را انکار کند
    در همان فصل در مورد دلایل مومنان بر وجود خداوند و مضحک بودن ان صحبت می کند و مثالهایی می اورد
    که بنده هم در این مورد و همچنین مضحک بودن این امثله با ایشان موافق هستم

    ولی ایا این دلیل عدم وجود خداوند می شود ؟!!ا
    اگر مضحک بودن دلیل مومنی به خدا دلیل عدم وجود خداوند می شود
    پس دلیل مضخک ملحدی برای عدم وجود خدا هم باید دلیلی بر وجود خداوند باشد !!آ
    مثل یک نفر که کافر شده بود و وقتی پرسیدند چرا کافر شدی گفت مگر مسجد خانه خدا نیست
    گفتند بله
    گفت من رفتم مسجد دم پایی ام را دزدیدند
    این خدایی که نمی تواند دم پایی مهمانش که رفته مسجد را حفظ کند پس وجود ندارد و کافر بشوم بهتر است
    چنین ادمی فکر می کرده خدا ایستاده دم مسجد و دم پایی های نماز گزاران را می پاید تا کسی ندزد
    حالا که دزدیدند پس وجود ندارد
    خوب از این مثالهای مضحک در بین دو گروه وجود دارد که هر گروه به دیگری بخاطر این دلایل می خندند
    ایا این ثابت می کند که خداوند وجود دارد یا ندارد ؟
    بعد در مورد عقل بشری ووهم صحبت می کند و مثالهایی را می اورد که نشان دهند این است که عقل بشری می تواند از اشیایی غیر واقعی اشیایی حقیقی را در ذهن خود مجسم کند
    جالب اینجاست که در بین این مثالها دودی که از دوقلوهای نیویورک در یازده سبتامبر بوجود امده و به شکل شیطان به نظر می رسد را اورده
    غافل از اینکه فوتوشوپ است
    و در مورد وهم هم باید گفت که ربطی به خداباوری و انکار خداوند ندارد
    زیرا چه بسا مومنانی که هیچوقت شیطان و فرشته ویا مسیح را ندیدند و ایمان اوردند
    و چه بسا ملحدانی که در وهم خود اشکالی را بصورت شیطان و فرشته دیدند و ایمان نیاوردند
    یعنی ایمان به خداوند ربطی به الیوژن و وهم و پندار اشیا ندارد حداقل برای نویسنده این پست نداشته
    بعد داوکینز در مورد انجیلهای چهار گانه و ضد و نقیض بودن ان سخن می گوید
    من هم با ایشان موافق هستم خوانده ام و می دانم ولی ایا این دلیل بر عدم وجود خداست ؟
    داوکینز می خواهد بگوید چون اناجیل ضد و نقیض هستند پس خداوند وجود ندارد
    یعنی اگر شخصی گفت که قبر چنگیز خان مغول در مغولستان است و دیگری گفت در قرقیزستان
    ایا این دلیل بر ان است که چنگیز نمرده یا اصلا وجود نداشته
    داوکینز که می خواهد چنین نتیجه بگیرد
    یا بهتر بگویم داوکینز می خواهد از دروازه مسیحیت عدم وجود خداوند را اثبات کند

    این کار را یک یهودی و ویک مسلمان و یا هر معتقد به مذهبی دیگر هم می تواند با خدای مسیحیت انجام دهد
    چنانکه یک مسیحی هم می تواند الله مسلمانان را زیر سئوال ببرد
    پس با زیر سئوال بردن اناجیل نمی شود عدم وجود خدا را ثابت کرد و یا ایرادی از خداباوران گرفت

    در ادمه همان فصل یعنی فصل سوم در مورد نسبت دانشمندان ملحد ومومن با در نظر گرفتن این نسبت در بین عامه مردم صحبت می کند
    و نتیجه می گیرد که نسبت دانشمندان ملحد به دانشمندان مومن بیشتر است (1)
    اولا این چیزی را ثابت نمی کند اگر وجود و عدم وجود خداوند علمی بود پس باید یا همه دانشمندان ملحد باشند یا مومن
    این بیشتر به این خاطر است که اکثریت دانشمندانی که ایشان از انها سخن می گوید یا مسیحی هستند یا یهودی
    اگر بنده هم مسیحی بودم و چهار انجیل و عهد عتیق و جدید را خوانده بودم امکان اینکه ملحد شوم خیلی زیاد بود !!ا
    دوم از ان اگر ایشان یک اماری در مورد دانشمندان مسلمان بگیرند و نسبت مومنین و ملحدین انها را بررسی کند فکر کنم امار بسیار متفاوت خواهد شد


    ادامه نقد فصل سوم در قمست بعدی

    1-شصت درصد بیخدا - چهل درصد خداباور
    (هر چند که بنده واقعا تعجب می کنم چطور هنوز چهل در صد از دانشمندان غربی به خدای این ادیان ایمان دارند) !!




  10. #25
    Join Date
    Feb 2005
    Posts
    554
    Post Thanks / Like
    Quote Originally Posted by General Parsaian View Post
    نقدی بر کتاب پندار خدا
    اثر
    پرفسور ریچارد داوکینز

    ادامه نقد فصل سوم


    در ادامه این فصل باز داوکینز به فلسفه وفلاسفه و نظرات متغایر انها به وجود و عدم وجود خدا می پردازد
    که باید بگویم هر دو یعنی هم فلاسفه ای که با فلسفه ای خدا را اثبات و ان گروه که نفی می کنند
    در اخر چیزی را ثابت نمی کنند بجز تعریفی از وجود یا عدم وجود خداوند !!!ا
    خود بنده می توانم دو فلسفه متضاد در این مورد برای شما بیاورم که ضد و نقیض باشد
    که هر دو به گونه خود عوام پسند و در نوع خود جالب باشند
    ولی من شخصا نه به فلاسفه تئیست اعتقادی دارم نه به فلاسفه اتئیست و همانطور که قبلا گفتم هیچ یک از انها چیزی را ثابت نمی کنند
    هر یک گروهی را که منتمی به ان هستند جلب می کنند همین و بس
    که اینجا داوکینز با استفاده از فلاسفه قدیم و جدید می خواهد حرف خود را به کرسی بنشاند !!ا
    داوکینز بعد به کمال موجودات و مخلوقات و اینکه ان دلیل و برهانی برای وجود خداوند نیست می پردازد
    البته باید متذکر شوم که دلیل برای عدم وجود خدا هم نیست !!!ا
    شما مثلا نظمی را که در منظومه شمسی هست در نظر بگیرید
    خوب داوکینز می گوید این دلیل بر وجود خدا نیست
    بنده هم قبول دارم
    ولی سئوال اینجاست
    ایا این نظم دلیل بر عدم وجود خداست ؟
    جواب خیر
    به جملاتی که بنده در بالا ذکر کرده ام توجه کنید !ا
    ایا رد اینکه نظم خداوند را اثبات نمی کند می تواند عدم وجود خداوند را اثبات کند ؟
    باز باید برای روشن شدن مطلب مثالی بزنم
    فرض کنید شما با یک جسد که رگهای گردنش بریده شده است روبرو شوید و کسی اعدا کند که این شخص کشته شده
    یک نفر مثلا به اسم داوکینز بگوید این بریدگی رگها اثبات نمیکند که این شخص کشته شده
    و بعد از این جمله نتیجه بگیرد که این شخص خودکشی کرده
    خوب ایا چنین استنباطی درست است ؟
    خیر
    شک کردن بر روی دلیلی عکس انرا ثابت نمی کند
    البته داوکینز دلیل نظم و کمال موجودات را تئوری داروین می داند و از ان به عنوان یک حقیقت محض نه یک تئوری نام می برد
    هر چند که در بخش های قبل توضیح دادم که اصلا این تئوری هنوز نتوانسته پایه ای که خود تئوری بر ان بنا شده یعنی اصل حیات را توضیح دهد
    ولی من فرض را بر این می گیرم که تئوری داروین یک حقیقت محض است !!ا
    می پرسم این تئوری چگونه می تواند خلقت و وجود خدا را نفی کند ؟
    خوب یک مومن می تواند بگوید که این قدرت و خواست خداوند بوده که چنین تکاملی صورت بگیرد
    چنانکه یک ملحد می تواند بگوید خود بخود بوجود امده
    پس حتی اگر تکامل را قبول کنیم باز نمی توان عدم وجود خدا را ثابت کرد
    در ادامه باز داوکینز به یک سری بحث های فلسفی می پردازد و در مورد وجود و لا وجود سخن می گوید
    او می گوید اگر چیزی وجود دارد پس وجود او وابسته است
    و انچه وابسته است نمی تواند خالق باشد
    نتیجه : پس خداوند وجود ندارد
    باز مغلطه
    اینجا داوکینز موجود و غیر موجود را با عقل مادی گرا تعریف کرده است
    و زیرکانه با این تعریف مادی از وجود و لا وجود خداوند را نفی می کند
    ایشان نگفته که منظور از موجود غیر موجود چیست ؟
    ایا چیزی است که علم به ان پی نبرده ؟ وجود چیست ؟ ایا چیزی است که می توان انرا با فیزیک و ماده شرح داد
    ایا غیر موجود ان چیزی است که ما نمی توانیم به ان فکر کنیم ؟
    ایا غیر موجود در تضاد با وجود است ؟


    ایشان بدون تعریف شاملی از موجود و غیر موجود نتیجه گیری کرده

    درست مثل تعریف عدد بی نهایت که در صورتی می تواند تعریفی داشته باشد که اول نهایت را تعریف کنیم


    یک بار شخصی به من گفت ژنرال اگر توانستی بگویی عدد بینهایت چه عددی است
    من حرف تو را قبول می کنم
    من فوری جواب دادم
    عدد بی نهایت اخرین عدد یافت شده به علاوه یک است !!!آ
    یعنی یک جواب دو پهلو که نه عدد بی نهایت را نشان می دهد و نه کسی می تواند بر ان ایرادی بگیرد
    چون هر عددی را در ذهن خود مجسم کنید انوقت که عدد یک را به ان اضافه کنید
    عدد جدیدی بدست خواهد امد که باز باید عدد یک را به ان اضافه کنید

    تا بی نهایت

    اینجا هم داوکینز موجود و غیر موجود را تعریف نکرده بلکه انرا بشکلی مادی بیان می کند
    تعریف من از موجود و غیر موجود می تواند غیر از انکه داوکینز می گوید باشد
    یعنی تعریف یک خداباور و یک بیخدا همانقدر از موجود و غیر موجود در تضاد است که تعریف وجود خدا و عدم وجود ان در دو گروه متفاوت است
    من می گویم موجود انچیزی است که ما انرا حس می کنیم
    من خدا را حس می کنم
    پس خدا وجود دارد
    دلیل وجود خدا = من
    همانگونه که می بینید این بازی با کلمات است و داوکینز که دم از علم می زند بیش از نیمی از فصول گذشته کتابش را با بحث های فلسفی اینچنینی پر می کند
    تا خداوند را انکار کند
    در همان فصل در مورد دلایل مومنان بر وجود خداوند و مضحک بودن ان صحبت می کند و مثالهایی می اورد
    که بنده هم در این مورد و همچنین مضحک بودن این امثله با ایشان موافق هستم

    ولی ایا این دلیل عدم وجود خداوند می شود ؟!!ا
    اگر مضحک بودن دلیل مومنی به خدا دلیل عدم وجود خداوند می شود
    پس دلیل مضخک ملحدی برای عدم وجود خدا هم باید دلیلی بر وجود خداوند باشد !!آ
    مثل یک نفر که کافر شده بود و وقتی پرسیدند چرا کافر شدی گفت مگر مسجد خانه خدا نیست
    گفتند بله
    گفت من رفتم مسجد دم پایی ام را دزدیدند
    این خدایی که نمی تواند دم پایی مهمانش که رفته مسجد را حفظ کند پس وجود ندارد و کافر بشوم بهتر است
    چنین ادمی فکر می کرده خدا ایستاده دم مسجد و دم پایی های نماز گزاران را می پاید تا کسی ندزد
    حالا که دزدیدند پس وجود ندارد
    خوب از این مثالهای مضحک در بین دو گروه وجود دارد که هر گروه به دیگری بخاطر این دلایل می خندند
    ایا این ثابت می کند که خداوند وجود دارد یا ندارد ؟
    بعد در مورد عقل بشری ووهم صحبت می کند و مثالهایی را می اورد که نشان دهند این است که عقل بشری می تواند از اشیایی غیر واقعی اشیایی حقیقی را در ذهن خود مجسم کند
    جالب اینجاست که در بین این مثالها دودی که از دوقلوهای نیویورک در یازده سبتامبر بوجود امده و به شکل شیطان به نظر می رسد را اورده
    غافل از اینکه فوتوشوپ است
    و در مورد وهم هم باید گفت که ربطی به خداباوری و انکار خداوند ندارد
    زیرا چه بسا مومنانی که هیچوقت شیطان و فرشته ویا مسیح را ندیدند و ایمان اوردند
    و چه بسا ملحدانی که در وهم خود اشکالی را بصورت شیطان و فرشته دیدند و ایمان نیاوردند
    یعنی ایمان به خداوند ربطی به الیوژن و وهم و پندار اشیا ندارد حداقل برای نویسنده این پست نداشته
    بعد داوکینز در مورد انجیلهای چهار گانه و ضد و نقیض بودن ان سخن می گوید
    من هم با ایشان موافق هستم خوانده ام و می دانم ولی ایا این دلیل بر عدم وجود خداست ؟
    داوکینز می خواهد بگوید چون اناجیل ضد و نقیض هستند پس خداوند وجود ندارد
    یعنی اگر شخصی گفت که قبر چنگیز خان مغول در مغولستان است و دیگری گفت در قرقیزستان
    ایا این دلیل بر ان است که چنگیز نمرده یا اصلا وجود نداشته
    داوکینز که می خواهد چنین نتیجه بگیرد
    یا بهتر بگویم داوکینز می خواهد از دروازه مسیحیت عدم وجود خداوند را اثبات کند

    این کار را یک یهودی و ویک مسلمان و یا هر معتقد به مذهبی دیگر هم می تواند با خدای مسیحیت انجام دهد
    چنانکه یک مسیحی هم می تواند الله مسلمانان را زیر سئوال ببرد
    پس با زیر سئوال بردن اناجیل نمی شود عدم وجود خدا را ثابت کرد و یا ایرادی از خداباوران گرفت

    در ادمه همان فصل یعنی فصل سوم در مورد نسبت دانشمندان ملحد ومومن با در نظر گرفتن این نسبت در بین عامه مردم صحبت می کند
    و نتیجه می گیرد که نسبت دانشمندان ملحد به دانشمندان مومن بیشتر است (1)
    اولا این چیزی را ثابت نمی کند اگر وجود و عدم وجود خداوند علمی بود پس باید یا همه دانشمندان ملحد باشند یا مومن
    این بیشتر به این خاطر است که اکثریت دانشمندانی که ایشان از انها سخن می گوید یا مسیحی هستند یا یهودی
    اگر بنده هم مسیحی بودم و چهار انجیل و عهد عتیق و جدید را خوانده بودم امکان اینکه ملحد شوم خیلی زیاد بود !!ا
    دوم از ان اگر ایشان یک اماری در مورد دانشمندان مسلمان بگیرند و نسبت مومنین و ملحدین انها را بررسی کند فکر کنم امار بسیار متفاوت خواهد شد


    ادامه نقد فصل سوم در قمست بعدی

    1-شصت درصد بیخدا - چهل درصد خداباور
    (هر چند که بنده واقعا تعجب می کنم چطور هنوز چهل در صد از دانشمندان غربی به خدای این ادیان ایمان دارند) !!



    the burden of proof is on the person making the claim, in this case the theists! atheist is someone who simply doesnt believe in god because of lack of evidence!

    by your way of reasoning, it can not be disproven that santa clause doenst really exist so his existence is as equally plausable!!! or that unicorns or mermaids dont exist since you really cant disprove those either!!

    there is a scientific explanation for everything, just because we dont know the reason for somethings it doesnt mean god did it.. it simply means we dont know somethings!! as science grows god of the gaps will shrink and will be forgotten unless there is a world wide disaster and the weak flock to their religious shrines and start begging god thing is gona be over soon!!

  11. #26
    Join Date
    Aug 2003
    Posts
    5,400
    Post Thanks / Like
    Quote Originally Posted by ball_hugger View Post
    the burden of proof is on the person making the claim, in this case the theists! atheist is someone who simply doesnt believe in god because of lack of evidence!

    by your way of reasoning, it can not be disproven that santa clause doenst really exist so his existence is as equally plausable!!! or that unicorns or mermaids dont exist since you really cant disprove those either!!

    You are absolutely wrong in all accounts.

    The burden of proof is not on the people who FEEL the existence of god but rather on those who deny its existence. The reason you have the wrong expectation is because you are making a wrong analogy with Santa or Unicorn or mermaid.

    Santa or Unicorn are by definition physical beings and thus expected to have physical properties. If a person claims the existence of a physical entity then the burden of proof falls on that person. However, God by definition is neither matter nor energy. The people who believe in God in general feel its presence. Thus an appropriate analogy and comparison would be of someone claiming for example feeling pain, warm, or happy.

    For example, if someone goes to a doctor and claims the existence of a physical entity like a rash or ulcer on their skin then the burden of proof is on the patient to show the doctor that rash or ulcer. However, if a patient goes to a doctor and claims they are feeling severe headache or abdominal pain then the burden of proof is not on the patient but rather on the doctor to prove or disprove if the patient has any bases for the pain or ache.

    Just as the doctor's lack of ability to see or feel the patient's pain doesn't disprove the existence of the pain your inability to see or feel God doesn't disprove it's existence either.

    Now in another example, I could claim that I feel cold but you may disagree and say that you don't feel cold. In this case you could prove me wrong by pointing out my sweating, looking flushed or the water outside boiling from the heat and a reasonable person would agree with you. But notice that the burden of proof is again on you and not on me who claims feeling non-physical entity.

  12. Likes General Parsaian liked this post
  13. #27
    Join Date
    May 2005
    Posts
    6,745
    Post Thanks / Like
    ای کاش جنرال عزیز قبل از این که میخواست نقد این کتاب رو بنویسه اول یاد میگرفت که نوشتن نقد یعنی چی و چه اصولی باید رعایت بشه . اما خوب جنرال ما به خاطر تحصیلات در حوزه قم با این مسایل آشنا نیست و برای همین این نقد فکستنی این آقا بیشتر شبیه به صحبتهای یک آخوند بو گندو در مسجد محله یکی از دهات ایران است و هیچ ارزش ادبی و علمی نداره . البته بیشتر از این هم نمیشه از یک فارغ تحصیل قم انتظار داشت. ای کاش این آقا بجای صحبت در این زمینه در باره چیزهای که در قم یاد گرفته بود صحبت میکرد ، مسایلی مانند صیغه و گشته شتر گایده شده ... به قول معروف به چسب به چیزیهای که بلد هستی گل پسر متشکرم
    Last edited by shahinc; 23-04-2010 at 10:30 PM.


  14. #28
    Join Date
    May 2004
    Posts
    14,499
    Post Thanks / Like
    Quote Originally Posted by shahinc View Post
    ای کاش جنرال عزیز قبل از این که میخواست نقد این کتاب رو بنویسه اول یاد میگرفت که نوشتن نقد یعنی چی و چه اصولی باید رعایت بشه . اما خوب جنرال ما به خاطر تحصیلات در حوزه قم با این مسایل آشنا نیست و برای همین این نقد فکستنی این آقا بیشتر شبیه به صحبتهای یک آخوند بو گندو در مسجد محله یکی از دهات ایران است و هیچ ارزش ادبی و علمی نداره . البته بیشتر از این هم نمیشه از یک فارغ تحصیل قم انتظار داشت. ای کاش این آقا بجای صحبت در این زمینه در باره چیزهای که در قم یاد گرفته بود صحبت میکرد ، مسایلی مانند صیغه و گشته شتر گایده شده ... به قول معروف به چسب به چیزیهای که بلد هستی گل پسر متشکرم
    به این می گویند حرف بی خود
    شما اگر سئوالی در مورد نقد دارید بفرمایید سئوالات را بپرسید بنده جواب می دهم
    ولی من مطمئا هستم هیچ سئوالی نداری
    از نارحتی امده ای و این چرندیات را نوشته ای ... من نه اخوند هستم نه اصلا در قم بوده ام
    بجز یک بار که با قطار از قم گذشتم هیچوقت قم را ندیده ام
    شما به من می گویید که اصول نقد را بلد نیستم
    مگر شما نبودید که به من گفتی بیا امریکا و کنار فلان سوپر مارکت دعوا کنیم ؟
    اگر من اصول نقد را بلد نیستم این را بدانید که شما حتی اصول بحث و جدال را بلد نیستید
    حالا جانم برو و بگذار کار خودمان را انجام بدهیم
    اگر واقعا نقدی بر این نقد بنده دارید بفرمایید و بگویید فلان جا اشتباه کردی
    اگر ندارید مرا به قم و سوپر مارکت و شتر و این جور چیزها حواله نکنید


    متشکرم

  15. #29
    Join Date
    May 2004
    Posts
    14,499
    Post Thanks / Like
    Quote Originally Posted by ball_hugger View Post
    the burden of proof is on the person making the claim, in this case the theists! atheist is someone who simply doesnt believe in god because of lack of evidence!

    by your way of reasoning, it can not be disproven that santa clause doenst really exist so his existence is as equally plausable!!! or that unicorns or mermaids dont exist since you really cant disprove those either!!

    there is a scientific explanation for everything, just because we dont know the reason for somethings it doesnt mean god did it.. it simply means we dont know somethings!! as science grows god of the gaps will shrink and will be forgotten unless there is a world wide disaster and the weak flock to their religious shrines and start begging god thing is gona be over soon!!
    دوست عزیز
    دوستمان اشتر عزیز تا حدی جواب شما را داد
    هر چند که من در اول ترید گفتم سعی می کنم جواب سئوالات را در خاتمه این ترید بدهم
    ولی فقط می خواستم متذکر بشوم که
    داوکینز وقتی می گوید موجودات زنده از ماده بی جان و خود بخود بوجود امده اند ایا این به همان خدا پنداری یک باخدا نمی ماند
    یعنی هر دو دلیلی علمی نداریم
    نه من و نه داوکینز
    نه داوکینز و نه هیچ دانشمند تاکنون نتوانسته گفته داوکینز و داروین در مورد اصل حیات یعنی امکان بوجود امدن موجود زنده از ماده بیجان را ثابت کند پس وقتی داوکینز از ما دلیل وجود خدا را می خواهد من هم دلیل چگونگی بوجود امدن موجود زنده از موجود بیجان را می خواهم
    و مي توانم همین انتقاد را در مورد او بکنم
    بعد از اگر داوکینز یک ندانم گرا بود انوقت می شد تا اندازه ای گفته شما را در این مورد قبول کرد


    متشكرم

  16. #30
    Join Date
    May 2005
    Posts
    6,745
    Post Thanks / Like
    Quote Originally Posted by General Parsaian View Post
    به این می گویند حرف بی خو
    اگر واقعا نقدی بر این نقد بنده دارید بفرمایید و بگویید فلان جا اشتباه کردی
    ا


    متشکرم
    General Aziz
    You must be smarter than this. As I said, the problem with you is that you do not even understand the basics so how can I come out and tell you what is wrong here.
    You have to learn on your own and I suggest you do so by first reading few books that were not published by Hozeh
    You must then learn how to use references properly and how to put together few cohesive sentences together. You have to learn how to present an ideas and how to draw logical conclusions from them.
    Please, use your high IQ this time to avoid the embarrassment of the evolution thread that you started few months ago.
    Again, dont think I am Narahat and ... As I said, I am not expecting much from you.
    I never asked you to come by a super market and believe me, if I want to invite anyone to come to LA from the General household, it will be a Ms.General P and believe me when I tell you that I will not be taking her to a super market if you know what I mean

    Now, dont be upset. Once you learn few things then I promise to take you serious and not ignore you like the rest of ISP But you have to first learn that there are publishers other than Hoszen Elmiyeh and books that are not only about Camel meat and how many fingers you need to shove in that ass of yours or how many months you have to wait before you rape your teenage bride or what happens to your child when you fuck your aunt during earthquake It must be amazing to you that there is a world out there that is not about "Kamar be Paeen" and at the same time must confuse you that why your Payghambar was so focused on Kamar be Paeen.
    Last edited by shahinc; 24-04-2010 at 04:50 AM.


 

 

Posting Permissions

  • You may not post new threads
  • You may not post replies
  • You may not post attachments
  • You may not edit your posts
  •