Page 2 of 3 FirstFirst 123 LastLast
Results 16 to 30 of 39
  1. #16
    Join Date
    May 2003
    Location
    Not The Eshaalic Goozpublic !
    Posts
    18,977
    Post Thanks / Like
    Quote Originally Posted by General Parsaian View Post
    دوست عزیز
    خدا از نظر ادیان است که نقد میشود والا خدایی که ساگان انرا فرض کرده که نقد نمیشود
    من از روی کتاب پندار خدا و حرفهای داوکینز این را می گویم
    و ایشان چنین نقدی کرده
    یعنی نقد ادیان و خدای ادیان
    ایشان کلمه ریلیژن را استفاده کرده نه اینتلیجنت دیزاینر
    البته در مقدمه
    بعد در فصلهای بعد از اینتلیجنت دیزاینر هم نوشته که نقد در انجا فرق میکند و بر اساس کلمات و معانی خود کتاب است
    و هیچ چیز کمتر یا بیشتر به ان اضافه نشده
    kalameye religion be onvane tatijeye khoda parasti be mored estefadeh gharar gerefteh.

    shoma az aval ketab be title negah konid

    holiness is in the right action not in god .

  2. #17
    Join Date
    May 2003
    Location
    Not The Eshaalic Goozpublic !
    Posts
    18,977
    Post Thanks / Like
    intelligent design was put forward by a series of christian charlatans vaghti ke didan mardom dige shoroo kardan church naraftan o 'POOL NADAADAN'.

    yek theory maskhare va bi saro tah hast.

    agar aadam ba intelligent design khalgh miseh chera tahe ostokhoone sotoon e fagharat mese million ha saal pish ke ma khazadeh boodim hanooz deraze.

    yani khoda enghad ahmaghe ke natooneste inoo dorost kone bad az in ham e design.
    holiness is in the right action not in god .

  3. #18
    Join Date
    May 2004
    Posts
    14,499
    Post Thanks / Like
    Quote Originally Posted by keyvan_pars View Post
    kalameye religion be onvane tatijeye khoda parasti be mored estefadeh gharar gerefteh.

    shoma az aval ketab be title negah konid

    دوست گرامی
    من این کتاب را دها بار خوانده ام
    این قسمتی را که من نوشتم فقط در مورد مقدمه کتاب است و در انجا چنین نوشته
    جهانی بدون دین را تصور کنید
    من صفحه به صفحه در مورد ان بحث و انتقاد میکنم
    جاییکه وايه دین را بکار برده به همان شکل انتقاد کرده ام
    جاییکه از مسیحیت یا اسلام اسم برهد همانطور نقد کرده ام
    جایی که از خدا نام برده به همان شکل
    یعنی نمی شود مثلا داوکینز از مسیحیت در فصل ششم انتقاد کرده باشد من در ان فصل بیایم و انتقاد کنم چرا دواکینز خدا را زیر سئوال برده
    می بایستی همان چیزی را که در مورد ان نظر داده نقد کرد

  4. #19
    Join Date
    May 2003
    Location
    Not The Eshaalic Goozpublic !
    Posts
    18,977
    Post Thanks / Like
    man alan sar e kaar hastam ketaab hamraam nist vali har topic ee doost daari injaa naghl kon yani az safeye aval bad ke khoone raftam say mikonam nazar e khodam ro benevisam.
    holiness is in the right action not in god .

  5. #20
    Join Date
    May 2004
    Posts
    14,499
    Post Thanks / Like
    Quote Originally Posted by keyvan_pars View Post
    intelligent design was put forward by a series of christian charlatans vaghti ke didan mardom dige shoroo kardan church naraftan o 'POOL NADAADAN'.

    yek theory maskhare va bi saro tah hast.

    agar aadam ba intelligent design khalgh miseh chera tahe ostokhoone sotoon e fagharat mese million ha saal pish ke ma khazadeh boodim hanooz deraze.

    yani khoda enghad ahmaghe ke natooneste inoo dorost kone bad az in ham e design.
    کیوان جان
    این یک موضوع دیکر است که در مورد ان هم بحث بسیار شده هم درمورد اولوشن هم در موارد دیگری که مستقیم یا غیر مستقیم به عقاید
    مخالف دو طرف ربط دارد
    در اینجا من می خواهم موضعو اصلی که جنابعالی مطرح کرده اید یعنی کتاب داوکینز بحث کنم
    و تیکه تیکه پیش بروم

  6. #21
    Join Date
    May 2003
    Location
    Not The Eshaalic Goozpublic !
    Posts
    18,977
    Post Thanks / Like
    Quote Originally Posted by General Parsaian View Post
    کیوان جان
    این یک موضوع دیکر است که در مورد ان هم بحث بسیار شده هم درمورد اولوشن هم در موارد دیگری که مستقیم یا غیر مستقیم به عقاید
    مخالف دو طرف ربط دارد
    در اینجا من می خواهم موضعو اصلی که جنابعالی مطرح کرده اید یعنی کتاب داوکینز بحث کنم
    و تیکه تیکه پیش بروم
    movafegham faghat momkene man dir dir javab bedam poozesh
    holiness is in the right action not in god .

  7. #22
    Join Date
    May 2004
    Posts
    14,499
    Post Thanks / Like
    Quote Originally Posted by keyvan_pars View Post
    movafegham faghat momkene man dir dir javab bedam poozesh
    اشکال نداره جانم من هم بعض اوقات خیلی سرم شلوغ حتی شاید چند روز نتوانم جواب بدهم
    و وقتی بیکار بودم خلاصه پست های شما و بقیه دوستان رو جواب میدم
    روز خوش

  8. #23
    Join Date
    May 2004
    Posts
    14,499
    Post Thanks / Like

    نقدی بر کتاب ریچارد داوکینز پندار خدا

    فصل یکم

    در فصل اول توضیح می دهد چگونه به بیخدایی گراییده است تجربه یک کودک و هزاران سئوال بی پاسخ
    کودکی که خدای کوچکی برای خود ساخته و انرا مانند بتانی که محمد ص در کعبه شکست شکست
    داوکینز در مورد تجربه متشابهه کودکان و برداشت انها از زیبایی ها و شگفتی های زمین و اسمان می گوید
    کودکانی که چون شرحی برای این زیبایی ها این نظم و شگفتی ان ندارند به ناچار بنابر اموزش های جامعه انرا ربط به خالقی می دهند
    که جامعه برای انها تعریف کرده و در ذهن خود ا خدا را می افرینند
    یعنی خدا باوری از اینجا شروع می شود
    و بعد که علم ثابت می کند که این اشیا زیبا و این شگفتی حاصل جرقه ای اولیه و ملیاردها سال تکامل است بیخدایی بوجود می اید
    و این علم جای ان خدای ساختگی کودک را می گیرد
    من با این گفته داوکینز کاملا موافق هستم
    اگر خدا را ان خدای کودکانه که طفل ان را در فکر خود می سازد تعریف کنیم
    حال انکه ان خدا یی نیست بجز یک اسباب بازی ساز بزرگ در ذهن کودک و شکست ان حتی احتیاجی به فهم تئوری تکامل ندارد
    داوکینز از قول کارل ساگان می گوید : چرا بندرت پیش می اید
    که ادیان به علم بنگرند و نتیجه بگیرند که جهان بزرگتر و شکوهمند تر و عظیم تر از ان است که پیامبران ما می گفتند
    بنده باید عرض کنم که شاید منظور ادیان از نظر کارل ساگان انجیل و تورات باشد
    زیرا قران جهان را بزرگتر از انچه علم کنونی وصف می کند می داند !!! اگر
    انجا که قران می فرماید : ولو أنما في الأرض من شجرة أقلام والبحر يمده من بعده سبعة أبحر ما نفدت كلمات الله إن الله عزيز حكيم
    ترجمه : و اگر همه درختان روى زمين قلم شود و درياها براى آن مركب گردد و هفت دريا به آن افزوده شود اينها همه تمام مى‏شود ولى كلمات خدا پايان نمى‏گيرد خداوند عزيز و حكيم است
    منظور از کلمات خداوند علم و دانش و انچه در اسمانها و زمین وجود دارد است (1)ا
    داوکینز و ساگان از چه ادیانی سخن می گویند ؟ از ادیان زمین روی شاخ گاو است وگاو روی کمر ماهی
    یا از ادیانی که خدایانشان روی ابرها لم داده اند ؟
    در ادامه شرحی از تعریف بیخدایی (اتئیست) می دهد
    همچنین تعریف خدا از نظر اشخاصی مانند اینشتاین و هاوکینگ و غیره را بیان می کند
    در مورد داروین و اینشتاین صحبت می کند
    خوب اینیشتین یهوه ( خدای تورات ) را انطور که تورات می گوید قبول ندارد
    بنده هم قبول ندارم ملیون ها خدا باور که در بین انها خداباوران بی دین هستند هم قبول ندارند
    بعد از ان دوباره دو سه صفحه از همین فصل را اختصاص میده به بررسی نظر اینشتاین در مورد خداوند !!!!آ
    داوکینز مانند کودکانی که به تماشای قهرمانان داستان های کارتونی شان می نشینند و فکر می کنند که نهایت همه چیز انها هستند
    به همان گونه به اینشتین می نگرد
    ایا با قرار دادن هاوکینگ و اینشتاین در صف بیخدایان
    عدم وجود خدا اثبات می شود ؟
    یا با قرار دادن انها به صف خداباوران وجود خداوند ثابت خواهد شد ؟
    اینشتین کیست که او را ملاک اثبات یا عدم اثبات خدا قرار دهیم
    مگر به قول کارل ساگان یک موجود کوچک در یک نقطه ابی رنگ (منظور کره زمین است ) در بین ملیارها کهکشان چیز دیگری است ؟ (2)ا
    ایا با قرار دادن پاسکال شرودینگر پاستورپلانک دکارت وهزاران مغز متفکر علمی دیگر می توان گفت که خداوند وجود دارد ؟
    برای بنده اهمیتی ندارد که اینشتین یا دکارت پاستور یا نیوتن در کدام صف باشد زیرا همانطور که
    در پیشگفتار این نقد گفتم هیچ چیز نمی تواند وجود یا عدم وجود خداوند را ثابت کند
    این صفحات را که در اول فصل یکم است تنها بخاطر تبلیغ نوشته است نه بیشتر نه کمتر
    درست مثل کسی که بخواهد در کتاب وجود خدا را اثبات کند و از ایمان داشنمند یا فیلسوف یاشخصیتی بزرگ و شاخته شده نام ببرد
    داوکینز در ادامه بیخدا را اینگونه تعریف می کند
    بیخدایان بر این باورند که تنها يک جور ماده وجود دارد که همان ماده فيزيکی می باشد .
    .ذهن ما زیبایی ها ارزش های اخلاقی عواطف خلاصه همه پدیده ها که به زندگی انسان معنی می بخشد از این ماده ناشی می شوند
    خوب این تعریف وقتی منطقی است که فیزیک کنونی به تمامی معماها ی بشر جواب داده باشد
    وتا انوقت که جوابی برای همه رفتارها یا پدید های که با ان سروکار داریم جواب نداده است منطقی نیست
    اگر همانطور که داوکینز بیخدا را تعریف می کند یعنی همه چیز را ناشی از ماده فیزیکی می داند
    پدیدهای که بشر حداقل تا کنون نتوانسته با علم فیزیک به ان جوابی دهد را ناشی از چه می داند ؟
    حتی پدیدهایی که خود علم با ان سر وکار دارد مثل موجود جاندار اولیه یا انرژِ اولیه
    خوب شاید بگوید در اینده فیزیک به ان جواب خواهد داد
    بسیار خوب
    پس الان باور یک بیخدا منطقی نیست و انروزی منطقی خواهد شد که برای همه پدیده هایی که حداقل بشر با ان سر و کار دارد جوابی داشته باشد
    به این شکل منطق یک بیخدا ارزش بیشتری از منطق یک خداباور ندارد
    پس چرا داوکینز در هر صفحه از کتابش ده بار از علم و دانش بیخدایان و خرافه پرستی خداباوران و بی منطقی انها سخن می گوید
    چه بی منطق تر از این که همه پدیدها حداقل انهایی که هنوز جوابی برای انها نداریم را ناشی از ماده و فیزیک بدانیم
    باز اگر بگوییم در اینده جواب خواهد داد یک پیشگویی است
    ممکن است جواب بدهد ممکن است ندهد یعنی علم ثابت و کاملی نیست که بخواهیم همه پدیده های زندگی انسان را ناشی از ان بدانیم
    این بیشتر به حدس و گمان می ماند تا علم زیرا چیزی که هنوز ثابت نشده نمی تواند ملاک اثبات یا عدم اثبات دیگری باشد
    چنانکه علم بارها به اشتباه چیزی را حقیقت فرض کرده که بعدها خود علم انرا رد کرده
    مانند ازلی بودن ماده و انرژی و ازلی بودن جهان یا حتی نتایخ و ازمایش هایی بسیار اسانتر از ان
    فکر کنم بسیاری به یاد دارند که چند دهه قبل چگونه دانشمندان از ضرر و زیان برخی از مواد غذایی و ربط ان به برخی از بیماریها
    بعد از ازمایش های بسیاری سحن راندند
    برای مثال در مورد ازمایش هایی که روی نوشیدن قهوه و اثر ان بر سلامت بدن شد در اواخر سالهای هفتاد میلادی بنا بر ازمایش ها
    قهوه یکی از سبب های بزرگ سرطان معده شناخته شد تا جایی که بعد از انکه بنا بر امار که در مجلi
    Scientific American
    چاپ سال 1996 صفحه 765 در اینمورد نوشته شد مصرف قهوه که در سال 1962 بیش از 74 درصد در امریکا بود
    در سال 1988 به خاطر این پژوهش ها و خطرات ان به 50 درصد کاهش یافت
    ولی می بینیم که در سال 2013 بنا بر پژوهش ها 22 ساله در
    Harvard School of Public Health
    قهوه به عنوان یکی از مشروب های ضد سرطان مخصوصا سرطان بد معرفی شده است (3)ا
    این دو مثال که نشاندهدن ان است که حتی برخی از دستیافته های علمی که در مقطعی از زمان حقیقت شناخته می شود
    ممکن است بعدها تشخیص متضادی در مورد ان داده شود
    در این دو مورد می توان سستی علم را در مقابل دستیافت هایش وعلم کردن ان برابر انچه از طرف دین خرافات نامیده میشود دید
    در مثال اول فکر کنم انهاییکه سن و سالی ازشان گذشته بیاد دارند که در دهه هفتاد اگر شخصی دیندار میگفت جهان وجود نداشسته و انرا خدا افریده
    با حربه اصل ماده و انرژی و ازلی بودن ان به جنگ او می رفتند
    که نه در اصل ماده و انرژی ازلی و ابدی هستند و افریده نشده اند که بخواهد خدایی احتیاج داشته باشد
    در مثال دوم قهوه می توان انرا به شکل دیگری مورد نظر قرار داد
    فرض را بر ان گرفت که در دین و مذهبی این مشروب مقدس نامیده شده
    و ما در دهه شصت هستیمو علم ثابت کرده که این مشروب باعث تومورهای سرطانی میشود
    اینجا می بینیم که علم چیزی را بر خلاف انچه ان دینت و مذهب گفته ثابت کرده و مذهب را زیر سئوال برده
    در صورتی که دها سال بعد از ان عکس ان ثابت شده !آ
    من نمی گویم که علم در همه جا یا بیشتر جاها چنین عمل می کند
    برعکس علم بسیار انعطاف پذیر است و می تواند اشتباه خود را تصحیح کند ولی ایا خود علم ثابت نکرده که در مواردی که مستقیما
    با خدا و دین در کارزار بوده و عکس انچه دین از زبان خدا گفته را ثابت کرده در اشتباه بوده ؟
    داوکینز دوباره نقل قولی از کارل ساگان می کند
    ساگان می گوید : اگر معنای خدا این باشد که یک دسته قوانین فیزیکی بر جهان حاکم است پس مسلما خداوند وجود دارد
    و لی چنین خدایی از نظر عاطفی راضی کننده نیست دعا کردن به درگاهش کار معقول و عاقلانه ای نیست
    و داوکینز می گوید که خدای دین باوران به این دلیل امکان ندارد
    !که این خدایی که ساگان از ان می گوید نه می تواند حرف کسی را بشنود نه دعا را مستجاب کند و نمی تواند پاداش یا جزا دهد
    باید بگویم که هم داوکینز هم ساگان در اشتباه هستند
    حداقل بنا بر قوانینی که خودشان قبول دارند قوانین علمی و طبیعی
    قوانینی که ساگان و داوکینز انرا قبول دارند هم پاداش می دهد و هم جزا
    اگر رفتار هر انسان یا هر مخلوقی بر خلاف این قوانین باشد مجازات خواهد شد
    و همانطور اگر رفتار مطابق با قوانین طبیعی باشد پاداش خواهد گرفت
    چنانکه در خود تئوری تکامل این پاداش و جزا وجود دارد
    در رفتار ما و همه حیوانات چنین قوانین که هم جزا می دهدن هم پاداش وجود دارند
    گذشته از پاداش و جزای خوب و بدی که اصلا نمی توان انرا با علم سنجید مانندو بشر انرا می تواند احساس کند
    احساس کند که اگر کار خوبی کرد در جایی نتیجه انرا خواهد گرفت اگر کار بدی کرد بالاخره نتیجه انرا خواهد دید
    هرچند که ارتباط عمل و نتیجه را نمی توان مادی دانست
    ولی مثال علمی و مادی انرا که پیروی از قوانین طبیعی و نتیجه مثبت ان را در اینجا زدم تا روشن کنم حتی طبیعت و قوانین انرا
    اگر کاملا مادی فرض کنیم باز اجر و پاداش را در ان می بینیم
    چنانکه اگر شخصی گندم بکار و انرا ابا یاری کند و به ان برسد نتیجه و پاداش خواهد گرفت
    و اگر در گندمزاری اتش بیافکند جزای انرا خواهد گرفت که همان گرسنگی و از بین رفتن محصول است
    درتمام امور طبیعی همین است
    از پرورش یک اسب یا تربیت یک سگ تا کشتن و فنا کردن یک حیوان بدون هیچ دلیل
    بنده برای اینکه توضیحی در مورد این مقوله کارل ساگان بدهم مطلب بالا را یاد اوری کردم
    که او در اشتباه است
    در قسمت دیگر همان فصل داوکینز برای اثبات عدم وجود خدا سعی بر زیر سئوال بردن یهوه خدا تورات می کند
    خدایی که شبانه از اسمانها به زمین می اید و با یعقوب کشتی می گیرد
    ایا نفی کردن این خدا ثابت می کند که افریننده ای با هوش وجود ندارد
    داوکینز که اینگونه نتیجه می گیرد
    ایا با نفی کردن ایل و بعل و ثور (4)و خدایان سومر می توان افریننده را نفی کرد
    مگر مسلمان این خدایان را نفی نمی کنند
    مگر مسیحیان این خدایان را نفی نمی کنند
    تقریبا هر دینی خدای دیگری را با صفات مشخصه ای که ان ایین به خدایش داده انکار می کند
    ایا این انکار نفی اصل افریننده است ؟
    خیر نه تنها داوکینز بلکه من هم این خدایان را نفی می کنم و به انها ایمان ندارم
    ایا من یک بیخدا هستم؟
    داوکینز از زوایایی سست به اصل افریننده می تازد
    از دروازهایی می تازد که ربطی به اصل موضوع یعنی افریننده هوشیار و توانا و با اراده ندارد

    ادامه دارد ....ا

    1-تفسيره التحرير والتنوير جزء 1 - صفحه 2581
    2- pale blue dot By Carl Sagan
    3- van Dam, Rob (September 18, 2012). "Ask the Expert: Coffee and Health". Harvard School of Public Health. Retrieved April 21, 2013.
    4- اسامی از خدایان باستان

  9. #24
    Join Date
    May 2003
    Location
    Not The Eshaalic Goozpublic !
    Posts
    18,977
    Post Thanks / Like
    pas man dorost motovajeh nashodam. man fekr mikardam choon gofti een ketab ro hezar baar khoondi khodet mikhahi raje behesh harf bezani.

    mazerat mikhaam.
    emshab hatman miram dobare fasl e yek ro mikhoonam javab e een comment haro say mikonam dar biyaaram.

    man motasefane khodam miram donbale chizaa ke be estelaah 'decode' e shoon konam. yani refer mikonam be folani o bahmani vali ta vaghti ke khodam tanoonam be yek joor natije beresam migam 'NEMIDOONAM'
    holiness is in the right action not in god .

  10. #25
    Join Date
    May 2004
    Posts
    14,499
    Post Thanks / Like
    Quote Originally Posted by keyvan_pars View Post
    pas man dorost motovajeh nashodam. man fekr mikardam choon gofti een ketab ro hezar baar khoondi khodet mikhahi raje behesh harf bezani.

    mazerat mikhaam.
    emshab hatman miram dobare fasl e yek ro mikhoonam javab e een comment haro say mikonam dar biyaaram.

    man motasefane khodam miram donbale chizaa ke be estelaah 'decode' e shoon konam. yani refer mikonam be folani o bahmani vali ta vaghti ke khodam tanoonam be yek joor natije beresam migam 'NEMIDOONAM'
    خواهش میکنم کیوان جان
    خیر من منظورم این بود که نقدی براین کتاب نوشته ام
    البته در حینی که نقد رو می نویسم سعی کرده ام مقاطعی رو که از کتاب نقد کرده ام رو ذکر کنم
    مثلا جایی که داوکینز از علل عدم وجود خدا حرف زده کاملا به همان شکل که در ترجمه فارسی امده
    نوشته ام و از پی ان نقد این جملات داکینز را نوشته ام و به این شکل پیشرفته ام
    مثلا همانطور که می بینید در مقدمه که ایشون ذکر کرده تمام بدبختی های بشر بخاطر ادیان است را بنا بر دلایل تاریخی
    در بسیاری از بدبختی های بشر کهنه دین در ان دخالت داشته نه حتی ایدئولوژی مادی را مثال زده ام
    که یکی از انها مثلا اقتصاد محض بوده است

  11. #26
    Join Date
    May 2004
    Posts
    14,499
    Post Thanks / Like
    Quote Originally Posted by TeamMeli View Post
    I would rep you but I repped you on the previous LMAO my Bavarian Slava abs Religion is the biggest money scam of all time dating back to the olden days. Honestly, the only group I see who are religous are redneck amerikanskis, euro trash or moslems like he who'es name shall not be mentioned. Only a person with rocks for brains will believe in virgin births, beading people in the name of peace, praying on Saturday to a wall GTF out of here, I would rather drink bavarian bier and watch Bayern Munchen und Die Mannschaft fuBall. Some people do not have an engineering background or just cannot think critically. Hell even some of my young cousins in Europe at 9 years old get it but people here don't. NOW THAT is SAD. If I hurt your feelings I could not care less, look at my familial tree and that will answer why snowflakeis. Now go to our "meeting' you know, the MEETING. Keyan Pars jan and others I jsut blocked the haji mohammadan's on this thread, don't waste your energy these people are sick. They have NOTHING to do but get a rise out of you, ie play instigator masturbater role remember what I said about ZA ZUFT LAHM IST NICHT GUT and VIKING philosophy in the CL thread love life, life life, eff ism's nationalism, capitalism, fascism, communism conservatism, liberalism etc and religion too Oh and timsar I might not be able to read farsi but I guarantee you I know more languages than you and I do not need my daddy to read the quar'an because they have an English version of your "religion of tolerance and peace" book. One love to all of my REAL Iranian hamvatans, the rest of you can do society a favor and drink paint thinner!
    خواهشا یک نفر برای این
    TeamMeli
    کس خل ترجمه کنه
    این همه کون لختی نپره وسط و بگه وازلینم گم شده
    هی میاد میگه بلوک کردم
    خوب چکارت کنن بهت مدال شجاعت بدن که من رو بلوک کردی

  12. #27
    Join Date
    May 2003
    Location
    Not The Eshaalic Goozpublic !
    Posts
    18,977
    Post Thanks / Like
    general i have not forgotten this.
    just it is bloody busy at my work , and busy at home.
    i will use the weekend to write a reply to your points.

    poozesh mihkaam ke bahs ro shoroo kardam o alaan vaght nadaram.
    holiness is in the right action not in god .

  13. Likes General Parsaian liked this post
  14. #28
    Join Date
    May 2004
    Posts
    14,499
    Post Thanks / Like
    نقدی بر کتاب پندار خدا اثر ریچارد داوکینز

    ادامه نقد فصل یکم

    داوکینز از زوایایی سست به اصل افریننده می تازد
    از دروازهایی می تازد که ربطی به اصل موضوع یعنی افریننده هوشیار ندارد
    بعد مقوله ای از داگلاس ادمز در خصوص اینکه چرا دین را نمی شود نقد کرد می نویسند
    ادامز می گوید چرا می شود مثلا حزب کارگر و محافظه کار و جمهوریخواه را نقد کرد و می شود اعمال انها را تحقیرکرد
    و تغییر داد ولی وقتی کار به ادیان می رسد نمی شود حرفی در مورد اعمال و دستورات بی منظق ان زد
    داوکینز در ادمه جملات ادمز می گوید چرا دین در بریتانیا مزایای زیادی دارد
    چرا کلیسا در امریکا چنین نفوذ و قدرتی دارد
    بنده هم موافقم که دین در این جوامع از احزاب نفوذ بیشتری دارد !!! ادامز می بایستی فکر می کرد چرا چنین است
    چرا دین چنین نفوذ و قدرتی پیدا کرده
    دین را در طاقچه گذاشتند یعنی سعی کردند بگذارند ولی حتی در دوران رئنسانس می بینیم که از نفوذ غیر قابل انکاری برخوردار بود
    واین نفوذ به قول داوکینز و گفته ادامز روز بروز افزایش می یابد
    پس باید جاذبیتی داشته باشد
    باید دلچسب باشد که چنین نفوذی را در بین جامعه حتی جوامع سکولار پیدا کرده است
    این جاذبیت از کجا سرچشمه میگیرد ؟
    داوکینز و ادامز فقط می پرسند چرا
    من هم همین پرسش را از داوکینز می کنم
    چرا ؟
    چرا مثلا در اتحاد جماهیر شوروی کمونیست بعد از هفتاد سال افول میکند و باز کلیسا مانند ققنوس (1)از بین خاکسترو تش برمی خیزد و جان تازه ای میگیرد؟
    چرا در ترکیه بعد از انکه اتاتورک تقریبا دنزدایی کرد باز اسلام جان میگیرد ؟
    در هر دو مثال هم قدرت زیاد هم سرکوب هم و پاداش و جزا را می بینیم ولی با این همه چند دهه بیش دوام نمیاورند
    مکاتب مادی که بسیار بسیار جذاب هم بوده اند
    پاسخ به این سئوال بسیار عمیق و ژرف است
    پاسخی که می بایست در اعماق وجود بشریت انرا جستجو کرد
    و به سادگی و با جملاتی مانند استفاده مادی گروهی از گروه دیگر از ان نگذشت
    فریب
    نمی بایستی انرا خلاصه کرد در جملاتی مانند یک مشت خرافه پرست که از طرف یک عده دروغگو فریب خورده اند
    چنین پاسخ هایی نمی تواند به این سئوال جواب قانع کننده ای بدهد
    چنان نیست که همه دینداران انسانهای بی عقل و عقب افتاده و نفهم باشند
    و همه بی دینان از چنان هوشی برخوردار بوده باشند که دین را کنار زده اند
    چه بسار در گروه بی دینان اشخاصی را می بینیم که از ضریب هوشی بسیار پایینی برخوردار هستند
    و باز خدا را انکار کرده بلکه دلایل محکمه پسند خود را هم دارا می باشند
    و چه بسار در میان خداپرستان انسانهایی را می بینیم که ضریب هوشی انها کمیاب است
    پس می بایستی سئوال را در جایی دیگر جستجو کرد
    که در این مورد در فصل های بعد که داوکنز در مورد چگونگی گرایش به دین توضیح میدهد خواهم نوشت
    بعد از ان چند صفحه ای در مورد مثالهای نفوذ و قدرت دین در جامعه می نویسد که شرح ان لازم نیست
    زیرا موضوع نفوذ دین و اینکه چرا چنین قدرتی در جامعه دارد را باید داوکینز شرخ بدهد نه من
    از نظر من بشر احتیاج به دین دارد و دین زدایی امکان پذیر نیست
    بحث بحث یک نوع دین خاص نیست
    منظورم از دین ان چیزی است که به یک شی ماوراطبیعی ایمان داشته باشد
    این اختلاف تیئیست ها و اتئیست ها و حتی سئوال و جوابها تقریبا از بدو تاریخ دین و خداپرستی به همین شکل بوده است
    دیدیم بعد از رئنسانس و با طاقچه گذاشتن دین و مذهب و روی کار امدن مکاتب مادی و پیشرفت علم و اثبات بسیاری از امور
    که تقریبا همه در کفه ترازوی بیخدایان بوده باز دینداری نه تنها از رونق نیافتاد بلکه کم کم بعد از دوره ای به اوج خود رسیده
    از کشتن خدا بوسیله نیتچه گرفته تا نظریه داروین هیچکدام نتوانسته خللی در این باور خداشناسی بوجود بیاورد
    بسیاری از روشنفکران اتئیست در اواسط قرن گذشته پیش بینی کرده بودن که دین و خدا در اواخر قرن از بین خواهد رفت
    و حتی بدبین ترین انها فکر نمی کرد که بعد از هفتاد سال دین بر سکوی خود استوار همچنان باقی بماند
    ترس
    عده ای انرا ناشی از ترس می دانند
    که این پاسخ هم بسیار سست به نظر می اید زیرا اگر ترس از مجهول خدا را می ساخت می بایستی همه خدا پرستان
    انسانهای ترسویی باشند و گروه بیخدایان شجاع
    در صورتی که میتوان در هر دو گروه انسانهایی بزدل و شجاع از نظر فطرت و بیولوژیک دید
    چه بسا بیخدایی که از سایه خودش هم هراس داشته باشد و چه بسا خدا پرستی که ترس را نشناخته باشد
    پس این دلیل هم همانطور که می بینید بسیار دلیل سست و بی معنایی است
    بعد از ان ایا خداپرستی باعث ان می شود که انسانی ترسو بر ترس خود غلبه کند ؟
    حقیقتا که چنین نیست
    امید به زندگی جاویدان
    یکی دیگر از دلایلی که بیخدایان برای ساخت ادیان عنوان کرده اند امید به زندگی جاویدان و نپذیرفتن ان است که با مرگ همه چیز به پایان میرسد
    چه زیباست که ما فکر کنیم عزیرانی را که از دست داده ایم را باز در دنیای دیگری ملاقات خواهیم کرد
    چه زیباست که ما فکر کنیم بعد از مرگ هم وجود خواهیم داشت و مرگ پایان نیست بلکه سراغاز زندگی دیگری است
    این دلیل شاید از دو دلیل ذکر شده سست تر هم باشد
    زیرا تقریبا در همه ادیان از جهنم و محاکمه و باز خواست در ان دنیا سخن می راند
    ان هم چه وحشتناک
    اگر اینطور است عطای او را به لقای او بخشیدیم
    چگونه انسان می تواند برای خودش بعد از مرگ انتظار چنین وحشتانکی را بسازد
    البته مضحکانه است که بگویییم عده ای فریب عده ای داده اند که با این شکل انها را از کارهای بد بهراسانند
    تاریخ نشانگر ان است که در ادیان همیشه رهبران الگو بوده اند چه در رفتار و کردار و انچه گفته اند
    پس این دلیل نه تنها سست است بلکه بسیار بعید به نظر می رسد که شخص برای دلخوشی خود
    در ضمیر ناخوداگاهش پس از مرگ چنین زندگی وحشتناکی بسازد
    پس می بایستی در جای دیگری این جواب را جستجو کرد
    عدم معرفت
    یکی دیگر از دلایل عدم شناخت انچه در پیرامون ما میگذرد است
    رعد و برق برای انسانهای نخستین یک چیز وحستناک که از اسمانهای می اید و صدایی که اصل ان مشخص نیست بوده است
    به همین خاطر انرا صدای خدا صدای یک موجود قدرتمند که در اسمانها است می دانسته و به این دلیل یا از اینجا نطفه دین و خدا شکل گرفته
    که باز اگر بر این دلیل نگاه کنیم برمی گردد به ترس که توضیح داده شد همچنین اگر اینطور بود می بایستی
    کم کم دین بعد از اینکه انسان میدید این رعد و برق نمی تواند به او ضرر و زیانی برساند
    و مسالم ترازحیوانات درنده ای است که در پیرامون او هستند از بین میرفت
    یا با روشن شدن سبب ان و چیزهای دیگری که از ان وحشت داشته الان دینی و خدایی نبود
    غریزه انسانی
    تفسیر این موضوع از نظر خداباوران و بیخدایان کاملا مغایرت دارد که در نقد فصل های اینده بیشتر به این مسئله می پردازم
    ولی هر دو گروه بر این باور هستند که این خواست عمیقا در انسانها رخنه کرده است
    داوکینز انرا انتخاب صحیح طبیعی و اشتباه موجود زنده که بعدها در این مورد توضیح خواهم داد می داند
    ولی یک خدا باور انرا فطرت انسانها می داند فطرتی که در ذات بشر بوده و خواهد بود
    بعد در مورد نفوذ کلیسا و یهودیان و انجمن های دینی صحبت می کند
    که البته همانطور که گفتم باید دید این نفوذ چرا اصلا بوجود امده
    اگر از نظر داوکینز کلیسا سست است
    و یهوه مسخره و دین سست چرا چنین نفوذی در قرن بیست و یکم در پر قدرتترین کشور جهان همچنین به قوت خود باقی مانده است
    حداقل از نظر داوکینز این نفوذ در راس حکومت های غربی مخصوصا امریکا روز به روز پیشرفت می کند
    بنده نمی خواهم عمیقا به این موضوع بپردازم زیرا اصل موضوع یعنی نفوذ کلیسا که بعد از رنسانس کمرنگ شد باز رنگ رویی گرفته
    خود جالب توجه است و بحثی بسیار عمیق و تاریخی را شامل میشود
    در پایان فصل اول در مورد کاریکاتوهای مربوط به روزنامه های دانمارکی و پس امد ان صحبت می کند
    و اینکه در فلان کشور پرچم دانمارک را اتش زدند و در بهمان کشور کلیسا را اتش زدند و فلان جا به اشتباه به سفارت کشوری دیگر حمله کردند
    که نقدی بر ان نیست بجز اینکه بگویم اگر عکس العملی اشتباه باشد دلیل بر ان نیست که عمل صحیح بوده

    پایان فصل یکم

    ادامه دارد ....ا
    ققنوس : موجود افسانه ای گفته می شود که وی مرغی نادر و تنهاست و جفتی و زایشی ندارد
    اما هزار سال یک بار بر توده ای بزرگ از هیزم بال می گشاید و آواز می خواند و چون از آواز خویش به وجد و اشتیاق آمد به منقار خویش آتشی می افروزد و با سوختن در آتش تخمی از وی پدید می آید که بلافاصله آتش می گیرد و می سوزد و از خاکستر آن ققنوسی دیگر متولد میشود

  15. #29
    Join Date
    May 2004
    Posts
    14,499
    Post Thanks / Like
    نقدی بر کتاب پندار خدا اثر ریچارد داوکینز

    فصل دوم


    او باز فصل دوم را با حمله به یهوه (1)اغاز می کند
    بعد از ان به اصل موضوع یعنی نفی وجود خدا می پردازد
    در فصل دوم می گوید : دین شناسان میدانند که تطور مراحل دینی چگونه بوده است و انرا اینگونه بیان می کند
    مرحله اول معنویات قبیله ای روح باوری وتوتم اولیه (انیمیسم
    مرحله دوم چند خدا باوری (پلی تئیسم) مانند ادیان روم باستان یونان
    مرحله سوم توحید یا تک خدا باوری (مونوتئیسم) مانند یهودیت مسیحیت و اسلام
    در اینجا پرفسور اشتباه تاریخی کرده یا عمدا برای توهم خواننده اغریق وروم را قبل از توحید موسی ع دانسته
    با این کار خواسته تکامل را در بعد معنوی انرا هم نشان دهد
    چون او هم در اخلاقیات نظریات مشابهی به سام هریس دارد که در فصلی که در مورد اخلاقیات توضیح بیشتری میدهد
    به ان پرداخته ام به همین خاطر داوککینز در اینجا زمینه را برای گفتارهای بعد که در مورد اخلاقیات است در ذهن خواننده اماده میکند
    اینجا به شکلی خداپرستی را تقسیم بندی کرده که کاملا اشتباه است
    از شخص اکادمیکی مانند او بعید به نظر می رسد که سهوا این کار را کرده باشد
    پرفسور داوکینز نه تنها مراحل را اشتباه تقسیم بندی کرده بلکه بسیار ساده انها را دسته بندی کرده است
    من از پرداختن به اینکه ایشان خیلی ساده از تقسیم بندی ادیان گذشته نقدی نمیکنم
    فقط برخی از اشتباهات ایشان را در مورد مراحل خداپرستی را در زیر بیان میکنم
    مثلا مونوتئیسم یا همان توحید در ایین یهود صدها سال قبل از پلی تئیسم یا همان چند خدایی در روم بستان و یونان وجود داشته
    عمدا برای توهم خواننده اغریق وروم را قبل از توحید موسی نام برده؟
    همچنین تک خدایی قبل از موسی در ادیان کهن وجود داشته که می شود از جمله این ادیان مزدیسنا(ایین زرتشت) را نام برد
    (2)که برخی از مورخان قدمت انرا چهار تا پنج هزار سال می دانند
    هرچند که اکثر مورخان انرا سه هزار ساله میدانند ولی در بین انها کسانی هستند که حتی قدمت انرا بیش از پنج هزار سال دانسته اند
    همینطور می توان از ایین اخناتون نام برد که ایینی توحیدی است و قدمت ان به سه هزار و چهارصد سال بر میگردد(3)ا
    چنانکه زیگموند فروید در کتاب یکتا پرستی خود به توحیدی بودن دین اخناتون تاکید کرده است
    اصولا توتم پرستی و چند خدایی و تک خدایی مراحل سلسله ای نداشته اند
    و در بسیاری از مثالها می توان دید که دینی توحیدی پس از مدتی به چند خدایی تبدیل شده است چنانکه یهودیت به ثالوث مسیحیت تبدیل شد
    پس گفته داوکینز که دین مراحلی تکاملی را پیموده غلط است و تاریخ دراین امر در صف داوکینز نیست
    اگر در ادیان چند خدایی دقت شود می توان دید که همیشه خدای خدایان بر عریکه قدرت نشسته است و دیگر خدایان از او پیروی می کنند
    مانند برهما در هندو
    میترا در ایین مهر
    کرونوس در ادیان چند خدایی یونان و روم باستان
    امون در ادیان مصر باستان
    ایزاناگی در ایین شینتو
    یعنی تک خدایی یا بهتر بگویم تک قدرتی را می توان در تمام ایین ها چه قدیم و چه جدید یافت
    یا ایین در اصل مونوتئیسم بوده و بعدها به پلی تئیسم بدل گشته
    چنانکه در تثلیث (4) مسیحیت قدرت خدای پدر اشکار است
    در ادامه بحث داوکینز در مورد چگونه پیشرفت مسیحیت می نویسد او می گوید مسیحیت هم مانند اسلام با زور شمشیر گسترش یافت
    به نظر بنده گفتن این جمله که اسلام یا مسیحیت یا هر ایده ای دیگر با زور گسترش یافته جمله ای است که بایستی انرا مو شکافی کنیم
    اگر بخواهیم ظاهرا به موضوع بنگریم می بینیم
    که در زمان عمر و ابوبکر و عثمان تا خلفای بنی امیه و بنی مروان مسلمانان به تاخت و تاز به شرق و غرب مشغول بوده اند
    همچنین در مورد مسیحیت هم همینطور از کنستانتین گرفته تا ریچارد شیر دل همه و همه برای اعتلای مسیحیت جنگیدند
    ولی نباید غافل شد که این ادیان در سرزمین های خود توانستند این عده را متحدد کنند
    باعث شدند که ان اقوام دین خود را تغییر دهند
    شواهد این را تایید نمیکند چنانکه مثلا کشورهایی مثل اندونزی و مالزی که هیچوقت شمشیر مسلمانی به خود ندیدند به اسلام گرویدند
    اگر سرزمینی رابازور شمشیر تسخیر کردند مغرضانه است که بگوییم قلب ها و ایین مردم را هم با زور شمشیر تسیخر کرده اند
    زیرا صدها مثال از اشغالگرانی هست که بعد از افول قدرت انها در سرزمین های تصرف شده
    از طرف ان اقوام تا ابد منفور می گرددند
    حتی در مکاتب مادی این شواهد را میبینیم و مثال ان نفوذ و افول کمونیست ها بود
    که بعد از سیطره انها نه تنها به قلمرو معنوی انها اضافه نشد بلکه رفته رفته این مکتب یا مکاتب به سردی گرایید
    و باز دین جای خود را در همان مجتمعات یافت
    اگر مسیحیت اسلام یا هر ایین دیگری دلچسبی نداشت شمشیر فقط برای مدت محدودی میتوانست این اقوام را خاموش کند
    پس این گفته داوکینز عاقلانه نیست
    و همانطور که در بالا اشاره کردم
    اقوام مسلمان و مسیحی در روسیه و اورپای شرقی بعد از هفتاد سال سیطره کمونیسم دوباره به ایین خود بازگشتند
    داوکینز در این فصل هم چند صفحه ای را اختصاص می دهد به نفوذ کلیسا در امریکای سکولار
    و تاثیر مسیحیت بر انتخابات کونگرس و قول میدهد که با انها مبارزه کند
    در همان فصل از دست لوبی یهودی می نالد
    که به نظر من اینها جدا از اصل موضوع اصلی کتاب هستند و علت نفوذ انها را می بایستی در جای دیگری که ان طرفداری مردم
    از مذهبون است جستجو کرد نه تاثیر مذهب بر مردم
    زیرا ممکن است در بسیاری از موارد این طرفداری صرفا جنبه مادی یا کلا به دور از ایمان راسخ باشد
    ولی در کل باید دید چرا مذهب چنین جذابیتی را داراست
    اگرکلیسا که چهار صد سال پیش باز نشست شد هنوز چنان قدرتی دارد که رئیس جمهور امریکا را تعیین کند حتما در دل اکثریت جای دارد
    ایا این دلیل بر ان نیست که خداباوری در جامعه بعد ازاین همه سال هنوز جای والاتری دارد
    چرا کمونیسم و مکاتب بیخدا یا حتی سکولاریزم نمی تواند این صدا را خاموش کند ؟
    ایا چهار قرن کافی نبوده که کلیسا فراموش شود
    چهار قرنی که با توجه به امکانات موجود می توانست برای انزوای دین از چهل قرن پر ثمر تر باشد
    اگر مسیحیان ویهودیان می توانند چنین نفوذی بر کونگرس داشته باشند ان هم کونگرس یک کشور سکولار
    چرا بیخدایانی که بقول داوکینز باهوشتر و با دانش تر و فهمیده تر هستند نمی توانند ؟
    اگر انها می توانند عامه مردم را به خود جلب کنند چرا اتئیست های فهمیده و زیرک ناکام مانده اند ؟
    تقریبا تمام فلاسفه بعد از کنار گذاری دین از اروپا از خود این اتئیست ها یا حداقل از اگنوستیک اتئیستها بوده اند
    از انگلس و هگل و مارکس و فوئر باخ و نیتشه گرفته تا سارتر و راسل و فروید و غیره
    پس حتما یا افکار انها غلط بوده که نتوانسته اند عامه را به خود جلب کنند یا اینکه
    ان دلچسبی و زیبایی را نداشته که بتواند این عوام را به خود جلب کند
    یا اصل خواسته های انسانی را نشناخته اند که ان در ضمیر انسانها وجود دارد
    چه غلط بوده چه دلچسبی نداشته در هر دو صورت نشان دهند این است که دین از جاذبیت خاصی بر خوردار است
    که داوکینز با تمسخر ان نمی تواند عوام را از ان رویگردان کند
    بعد در همان فصل باز از دست لوبی یهودی می نالد و چندین صفحه را با این شکایت ها پر میکند
    به نظر من اگرداوکینز اسم این فصل را می گذاشت زجر نامه عنوان غلطی نبود
    بعد ایشان در مورد براهین عد م وجود خدا چون حرفی ندارد انرا به بعدها که علم به قول او انرا ممکن است ثابت کند موکول میکند!ا
    این یک مغلطه بزرگ است که داوکینز در این جمله بالا مطرح میکند
    زیرا اگر هرچیزی را انکار کنیم تا انزمان که علم انرا ثابت کند ایا نمیتوان نتیجه گرفت که علم می بایستی انتهایی داشته باشد ؟
    یعنی اگر علم انتهایی نداشته باشد پس باید به انچه علم انرا نخواهد یافت ایمان نیاوریم
    و همه چیز از عواطف گرفته تا اخلاقیات همه و همه در چهار چوبی که علم تعیین میکند
    قرار بگیرند که حتی از نظر علمی نمی تواند درست باشد
    چانکه مثلا نوام چامسکی میگوید علم نمی تواند جوابگوی بسیاری از مسائل باشد مخصوصا مسائل ارتباطات انسانها با یکدیگر و اجتماع و اخلاقیات
    اگر مبنا را بر ان بگیریم که روزی خواهد رسید که علم جوابگوی همه سئوالات ما باشد انوقت یعنی علم سرحدی دارد
    و انروز دیگر به علم احتیاجی نیست و باید انرا کنار گذاشت
    ایا چنین جمله ای که ایشان بکار برده یعنی تا انزمان که چیزی را علم نیافته نمی بایستی قبول کرد یک نوع مغلطه گویی نیست؟
    این از نظر من یک فلسفه گری است تا نظریه علمی و علمی بحث کردن
    داوکینز میگوید می دانم خدایی وجود ندارد و زندگیم را بر مبنای ان می گذارانم
    مگر خود پرفسور نگفت که تا علم چیزی را ثابت نکرده نمی توان انرا تاکید کرد؟
    مگر وجود وعدم وجود نمی بایستی درصدی نداشته باشد و اگر درصد ان صفر باشد انوقت است که عدمی ثابت شده
    چطور اینجا میگوید می دانم که خدایی وجود ندارد؟
    ایا دلایل علمی دارد ؟ اگر دارد و علم ثابت کرده که خداوند وجود ندارد پس مشکل حل شده و باید بگوید که علم ثابت کرده که خداوند وجود ندارد
    ولی ایشان طفره می روند زیرا که می دانند علم در حیطه ان نیست که بخواهد وجود یا عدم وجود خدا را اثبات کند
    داوکینز تنها بر ظن خود تکیه میکند و این ظن را یک حقیقت محض میداند
    ایشان همین قدر ممطمئا هستند که خدا وجود ندارد که ملای مسجد سر کوچه عقیده دارند که خدا وجود دارد
    هر دو ملاک را باور وظن خود قرار داده اند
    شاید بتوان از ملای مسجد قبول کرد که با باور و ظن خود چیزی را قبول یا رد کند
    ولی از کسی که دائما از علم و اثباتات علمی سخن میگوید چنین حرفی بعید است و نمی توان پذیرفت که با چنین تعصبی سخن میگوید
    فکر میکنم
    خود او بارها در کتابش از قول ساگان راسل و دیگر اندیشمندان می گوید که علم نمیتواند وجود یا عدم وجود خداوند را ثابت کن
    دولی اینجا زندگی خود را بر مبنای عدم وجود خدا گذاشته و برایش ثابت شده که خدایی وجود ندارد
    وقتی به مومنان خدا می رسد از انها دلیل وجود خدا را می خواهد ولی وقتی علل عدم وجود خدا را از او می خواهیم
    تکیه بر ظن خود میکند ایا این مغلطه نیست ؟
    در همان فصل در مورد دعا و ایا اینکه تاثیر گذار است یا خیر بحث می کند جالب است


    ادامه دارد ....ا


    1-خدای تورات
    2-تاریخ ادیان هاشم رضی /تاریخ تمدن ویل دورانت
    3- قاموس تمدن مصر قدیم / اثار الاقصر چارلز نیمس
    4- سه خدایی در مسیحیت







  16. #30
    Join Date
    May 2003
    Location
    Not The Eshaalic Goozpublic !
    Posts
    18,977
    Post Thanks / Like
    Quote Originally Posted by General Parsaian View Post


    نقدی بر کتاب ریچارد داوکینز پندار خدا

    مقدمه
    داوکینز مقدمه کتاب خود را با جملاتی زیبا و شاعرانه اغاز می کند
    و اولین جملات را با ترانه جون لینون
    تصور کن imagine
    اغاز می کند او می گوید تصور کنید دینی وجود نداشت
    بمب گذاری های انتحاری نبود یازده سبتمبری نبود جنگ های صلیبی نبود جنگ اسرائیل و فلسطین نبود ایرلند شمالی و جنوبی و جود نداشت وووو
    می پرسم ایا دین یک بهانه برای فتح کردن و کشتن دست انداختن به مال ومنال دیگران است یا اینکه دین بهانه نیست بلکه علت کشتار هم نوعان بشر است ؟
    به نظر می رسد داوکینز در جواب می خواهد بگوید که دین علت است نه بهانه

    key expression here is 'be nazar miresad'.
    na aziz jaan man oon passage ro khoondam.

    In your analyses you put forward two points:
    1- او فرض که دین علت همه جنگ در تاریخ بوده است
    2- او فرض که دین علت جنگ در تاریخ، نه بهانه ای

    you are wrong and right.

    he does not mention anywhere that religion is the cause of 'ALL' wars in history so the counter examples that you have presented here, however true, are irrelevant.

    در واقع برخی از نمونه های خود را معتبر نیست. برخی از کسانی که جنگ شما ذکر کرده اند علل مذهبی مستقیم اما من آنها را از بعد اشاره خواهد شد

    bargardim be dawkings,
    shoma dorost migin ke oon religion ro 'dalil e mostaghim' bazi janhaa midoone. (aksrashoon), vali een religion nist een khoda hast ke oon dalil e een janghaa midoone.

    او مفهوم خدا که از آن دین فقط یک اثر جنبه فرهنگی است سرزنش می کند.
    holiness is in the right action not in god .

 

 

Posting Permissions

  • You may not post new threads
  • You may not post replies
  • You may not post attachments
  • You may not edit your posts
  •