Results 1 to 13 of 13
  1. #1
    Join Date
    Feb 2005
    Posts
    15,402
    Post Thanks / Like

    Golpa on Shajarian, Lotfi, and Alizadeh

    http://fararu.com/fa/news/329717/%DA...A7%D8%B4%D8%AF




    اکبر گلپایگانی: آقای شجریان که در دهه شصت در موسیقی ایران برای خود امپراتوری ایجاد کرده بود، چرا اکنون معترض شده است؟ مگر نه آنکه وقتی که من در دهه ***شصت خانه***نشین بودم، او برای خود یکه***تازی می***کرد.
    تاریخ انتشار: ۱۶:۲۴ - ۲۷ شهريور ۱۳۹۶


    پ

    روزنامه قانون روز شنبه گفتگویی با اکبر گلپایگانی منتشر کرد که ساعاتی پس از انتشار جنجال زیادی در فضای مجازی به پا کرد. در ادامه گزیده ای این گفتگو را می خوانیم:

    - در مدرسه نظام با نورعلی***خان برومند، استاد موسیقی و ردیف***دان، آشنا شدم.

    - روزی که در باغ آقای خواجه‎نوری میهمان بودیم در مقابل سفیر ایتالیا یک قطعه ترکی خواندم. پس از میهمانی آقایی آمد و گفت که بیا برای من کار کن! گفتم: شما را نمی***شناسم. گفت: من پیرنیا، سازنده برنامه «گل***ها» هستم.

    - به استودیوی برنامه گل***ها رفتم. آقای پیرنیا گفتند: یک*** آواز در باب ضربت*** خوردن حضرت علی(ع) بخوان. من گفتم باید از استادم اجازه بگیرم اما ایشان با اصرار خود قانعم کرد که بدون پخش موسیقی و بدون ذکر نام خواننده بخش کوتاهی از یک آواز را اجرا کنم. آن شعر این بود: «در خرابات مغان نور خدا می******بینم/ این عجب بین که چه نوری ز کجا می******بینم» وقتی این بیت از حافظ را خواندم، دیدم که پیرنیا گریه می***کند.

    - درباره رویارویی بهار با عارف قزوینی ماجرایی نقل می***کنند که بهار به عارف گفته بود تو تصنیف***خوانی، نه آوازخوان. من که همه این***ها را آموخته بودم، دوست داشتم که یک آواز***خوان باشم. از این*** رو هیچ***وقت ترانه نخواندم چون معتقدم، ترانه و آهنگ را دیگران می***سازنند و خواننده همچون یک ربات باید آن را اجرا کند اما وقتی کسی آواز می***خواند خود مبدع اثر خواهد بود و نوازندگان پاسخ خواننده را می***دهند.

    - روزی مرتضی***خان محجوب به من گفت می***خواهم آواز این موسیقی را تو بخوانی که آن آواز، با شعری از بیژن ترقی، غوغایی به ***پا کرد. به*** یاد دارم وقتی خواستم برای اجرای این آواز به استودیو بروم در راهروی استودیو، مشیرهمایون، شهردار را دیدم. او گفت که «گلپا! اینجا چکار می***کنی؟» گفتم به دعوت آقای پیرنیا آمده***ام تا آواز بخوانم. او که می***دانست من از شاگردان نورعلی***خان هستم، گفت: آواز را پشت مرده می***خوانند در حقیقت مشیرخان یک پس***گردنی مهم به من زد. وقتی این سخن را شنیدم، به*** یاد حرف نورعلی***خان افتادم که می***گفت خیلی***ها آواز می***خوانند، اگر می***خواهی خواننده خوبی باشی، خودت باش و از کسی تقلید نکن. از آن پس سعی کردم شیوه*** خودم را در خوانندگی داشته باشم.

    - عده***ای ایراد گرفتند که گلپا برای جوان***ها و عامه مردم می***خواند. اتفاقا من فقط برای مردم می***خوانم، برای دل جوانان می***خوانم. همه موفقیت من در طول سال***ها این بوده است که علیه مردم چیزی نخوانده***ام. همیشه گفته***ام که استعداد من از جانب خداست و مردم از این استعداد حمایت کرده***اند. پس انصاف نیست که برای خدا و مردم نخوانم. منتقدان می***خواستند که گلپا تا پایان عمر «دل*** ای*** دل*** ای، امان*** امان...» بخواند اما من این طور نمی***خواستم زیرا مردم از من چنین توقعی نداشتند.

    - مرحوم لطفی که از قضا مدتی نیز شاگرد نورعلی***خان بود، ردیف می***دانست اما به دنبال بداهه نرفت. وقتی کسی چهار عمل اصلی یا همان ردیف را می***داند، باید نوآوری ایجاد کند. در غیر این صورت آن دانش به چه درد می***خورد؟ اگر فردی مدام جدول***ضرب را تکرار کند اما نتواند هیچ مساله***ای را حل کند، در کار خود ناکام بوده است.

    - اکنون موسیقی ما محفلی برای عقده***گشایی، کارهای سیاسی و پول***پرستی شده است. هنرمند نباید آلوده فعالیت***های سیاسی شود. شأن یک هنرمند آن قدر عالی است که وارد این بازی***ها نشود. حال وقتی فردی نمی***تواند در موسیقی خود را ثابت کند، نمی***تواند در بداهه توفیقی داشته باشد، نمی***تواند محبوب مردم باشد، به ریسمان سیاست چنگ می***زند تا مردم از او سخن بگویند.

    - آقایان لطفی و علیزاده موسیقی را خوب می***دانستند اما در بداهه توفیقی نداشتند. شما نوع فعالیت پرویز یاحقی و فرهنگ شریف را مشاهده کنید، ببینید که چه*** میزان از موسیقی آنها بداهه بود. ایشان به جایی رسیدند که با خدا سخن می***گفتند و برای لقمه***ای نان موسیقی را دنبال نمی***کردند. در مقابل این***ها کسانی هستند که آن قدر داد می***زنند تا صدایشان ورم می***کند. در طول این سال***ها چنین افرادی در موسیقی ما قدرت داشتند. آنها برای آن که نیروهای جوان جایشان را پر نکنند، تلاش کردند تا تقلید را گسترش دهند؛ به نحوی که همه مانند هم بخوانند. چنین افرادی از حضور جوانان می***ترسند.

    - همه شاگردان من متولدان دهه شصت هستند و من برای آموزش به ایشان حتی یک*** ریال هم دریافت نمی***کنم.

    - پنج دکتری از مجامع معتبر موسیقی دارم اما همواره تاکید کرده***ام که من را دکتر خطاب نکنید. من گلپا هستم و به گلپا بودن خود افتخار می***کنم، چون مانند خودم خواندم و زندگی کردم.

    - می***گویند گلپا به موسیقی پشت***ِ پا زد. بله، من برای مردم، برای جوانان و بدون در نظر داشتن نفع مالی می***خوانم. تا جایی***که جان در بدن دارم این روال زندگی من خواهد بود. آنهایی که چنین عقده***گشایی می***کنند، چه خدمتی در حق جوانان این مملکت کرده***اند؟ ما نباید پشت جوانان را خالی کنیم. من که کار خود را کرده***ام و دیگر آرزویی در سر ندارم. به هر چه خواستم دست پیدا کردم. بیش از نیازم پول دارم. همسر و فرزندان خوب و شایسته***ای در کنارم هستند و از شهرت و محبوبیت لازم نیز برخوردارم. پس احتیاجی به زیر پا کشیدن از کسی ندارم. تنها خواسته من رسیدگی به وضعیت جوانان است.

    - زمانی تلفن***های هندلی وجود داشت و اکنون اینترنت سراسر دنیا را درنوردیده است. به*** هیچ طریق نمی***توان در مقابل تکنولوژی و فناوری ایستاد، همین*** طور نمی***توان در مقابل خواست جوانان و پیشرفت آنها ایستادگی کرد. نمی***توان در صد سال پیش ماند و جوانان را مجبور کرد آن طوری بخوانند که ما می***خواهیم.

    - فیروز نادری یکی از بهترین دانشمندان ناساست. او چندوقت پیش برای این که جوانان جای او را پر کنند، به ***میل و اراده خود استعفا داد. حالا برخی مانند آقای لطفی و علیزاده می***گویند که ما چون ردیف می***دانیم، هنرمندیم. آنهایی که هنوز هیچ خلاقیتی در موسیقی ما به خرج نداده***اند، مدعی شده***اند. جوانان ما باید به جای الگو قرار دادن چنین اشخاصی، پرویز یاحقی، جلیل شهناز و حسن کسایی را الگو قرار دهند اما حواس***شان باشد که باز هم از ایشان تقلید نکنند و خودشان باشند.

    - بنای من از ابتدای فعالیتم هنر بود و بس. اگر بعضی تمایل دارند فعال سیاسی باشند، به خودشان مربوط است. شأن یک*** هنرمند بالاتر از آغشته*** شدن به کارهای سیاسی است.

    - دوستان بعد از مدتی دریافتند که نمی***توانند مانند امثال فرهنگ شریف باشند و به سمت خودنمایی سیاسی حرکت کردند.

    - من مانند برخی هر روز به رنگی درنیامده***ام. من همان گلپایی هستم که ۵۰سال پیش برای مردم می***خواندم. من که مثل این آقایان هر لحظه تفکرم تغییر نکرده است.

    - آقای ابتهاج یک توده***ای تمام***عیار بود و بعدها تغییر ایدئولوژی داد و حزب***اللهی شد و دوباره رویه***اش را عوض کرد و چندی بعد از کشور رفت. این منش، همان روحیه***ای است که باعث جدایی آنها از برنامه گل***ها شد.

    - آن خواننده***ای که نامش را بردید (محمدرضا شجریان) که در دهه شصت در موسیقی ایران برای خود امپراتوری ایجاد کرده بود، چرا اکنون معترض شده است؟ مگر نه آن که وقتی که من در دهه ***شصت خانه***نشین بودم، او برای خود یکه***تازی می***کرد. من که هیچ***گاه از مواهب قدرت بهره***مند نبوده***ام. آنها و طرفداران***شان نباید این نقد را به من کنند زیرا اگر قرار به حرف*** زدن باشد، شرمنده خواهند شد.

    - «گل***ها» که تریبون حزبی و جناحی و سیاسی نبود. ما در آن برنامه دورهم جمع شده بودیم تا خدمتی به موسیقی بکنیم چون تخصص ما موسیقی بود. من سواد سیاست ندارم و تنها چیزی که یاد گرفته***ام موسیقی است. اگر حضرات دل در گرو موسیقی نداشتند، من این طور نبودم. من در برنامه گل***ها ماندم تا به موسیقی خدمت کنم. کاری که آنها نکردند، زیرا عاشق هنر و موسیقی نبودند. هر چند خورشید پشت ابر نمی***ماند.

    - بر مردم واضح است که در طول سال***های ***‎سال، به*** خصوص در دهه*** شصت، این آقایان چه کردند. هر کسی می***آمد که کار موسیقی انجام دهد، همین***ها چوب لای چرخش می***گذاشتند و نمی***گذاشتند که مکتب***های موسیقی ادامه پیدا کند، زیرا می***خواستند همه مقلد خودشان باشند. اکنون که مقابل شما نشسته***ام با افتخار می***گویم مکتب گلپا، ادیب و تاج ادامه خواهد داشت اما تردید دارم که آنها در یاد مردم بمانند.

    - در ابتدای انقلاب محدودیت***های بسیاری برای من قایل شدند. چه در آن زمان و چه اکنون، اگر اراده کنم که در آمریکا بخوانم، آن قدر پول به پایم می***ریزند که گویی دلار از شیر سماور بریزد.

    - من به همه*** چیزی که یک*** انسان در این دنیا می***خواهد، دست یافته***ام؛ از باغ، خانه، ماشین و به*** طور کلی پول گرفته تا زن و فرزندان صالح و مهربان. احتیاجی به پول موسیقی ندارم. هر آن چه می***گویم برای اصالت هنر است. آیا همه منتقدان من مطمئن***اند که در طول سال***های پس از انقلاب برای ذات هنر تلاش کرده***اند؟ من اگر برای شاه خواندم، برای امیرالمونین(ع) نیز خواندم. پس این که می***گویند گلپا درباری بود، سخن درستی نیست. بهتر است بگویند گلپا سیاسی نبود.

    - مشکلی برای برگزاری کنسرت وجود ندارد. ۳۸سال به من گفتند نخوان! در*** صورتی*** که هیچ*** دلیلی برای این دستور وجود نداشت. من فعال سیاسی نبودم. من معاند با مردم نبودم. فقط و فقط ***خواننده***ای مردمی بودم که برای خدا، وطن و مردم می******خواندم. چه دلیلی برای این ظلم وجود داشت؟ آیا کسی پیدا می***شود که پاسخ سال***ها محرومیت گلپا از خوانندگی را بدهد؟ خیر. هیچ*** کس یافت نمی***شود. پس نمی***خواهم در شرایطی که ۳۸سال از فعالیت هنری من ممانعت شده است، کنسرت برگزار کنم.

    - مسئولان وزارت ارشاد ریاکارانه از من تعریف می***کنند که گلپا در موسیقی تاثیر بی***نظیری داشته است اما در نهایت می***گویند که حیف شد به سمت جوانان رفت و برای آنها خواند. معلوم است که من به سراغ جوانان می***روم زیرا برای مردم می***خوانم. جایگاه اصلی من و حسن کسایی و پرویز یاحقی قلب مردم است.

    - ای*** کاش همه ما لحظه***ای به مرگ فکر کنیم. ای*** کاش عاقبت کار را در مقابل چشمان خود تصویر کنیم و به این نتیجه برسیم که چند روز دنیا ارزش این همه خباثت را ندارد. ای کاش برای بزرگی*** کردن در عالم موسیقی به این میزان گلپا را تخریب نمی***کردند. آقای لطفی روزی گفت که وقتی گلپا می***خواند، مردم دکان***های خود را می***بستند که ساعت ۹ونیم شب پای رادیو باشند. آن*** زمان همه مردم «مست مستم» را می***خواندند. این کارها را من کرده***ام پس روا نیست که همه را نادیده بگیرند.

    - ارتباط هر کس با خداوند یکسان نیست. یکی جانش را می***دهد و دیگری برای لقمه***ای نان شکایت می***کند. شجریان گل***های جاویدان را به عمر خود ندیده است. او در گل***های رنگارنگ می***خواند. بعد هم با آقای ابتهاج توده***ای روی هم ریختند و در جشن هنر شیراز مشغول به فعالیت شدند. آنها راهی را انتخاب کردند که مسئولیت دنیوی و اخروی آن*** راه با خودشان است. تنها وظیفه***ای که من دارم این است که به جوانان بگویم از راه آنها دوری و راه امثال تجویدی و خالقی را طی کنند.

    - به خاطر دارم که روزی آقای تجویدی در همین خانه گریه کرد. گفتم چرا گریه می***کنی؟ گفت ببین بنان بر ساخته من چه می***خواند. او گفت که بعد از بنان هر کس این آهنگ را بخواند، خودش را خراب کرده است. یا به*** طور مثال کسی نمی***تواند «خسرو و شیرین» من را بازخوانی کند زیرا وقتی با جلیل شهناز آن را کار کردیم،*** موقع خواندن آن از تحریری استفاده کردم که همه حیرت***زده شدند. حالا اگر کسی بخواهد آن تحریر را تقلید کند، سرخورده می***شود.

    - محمد گلپایگانی راه خود را رفت و مسیر زندگی***اش به من ارتباطی ندارد. بر خلاف من که همواره برای مردم خواندم، او ترانه***خوان برخی از جناح***های سیاسی شد.

    - هر کس یک جلیقه پاکستانی تنش کرد که خواننده اصیل ایرانی نیست.

    - هنرمند باید پولدار باشد؛ باید بهترین امکانات را در اختیار داشته باشد. تاسف***بار است که عده***ای در هر شرایطی عوام***فریبی می***کنند. محمد گلپایگانی راهش از من جداست شاید دلایلی برای مسیر خود داشته باشد اما به نظر من به بن***بست رسیده است. کسی که خود را در خدمت جناح***های سیاسی قرار دهد، تاریخ مصرف***دار می***شود. این که چرا او سعی نکرد سبک زندگی***اش را شبیه به من کند، بروید و از خوش بپرسید. اصلا چرا از محمد گلپایگانی صحبت کنیم؟ بیایید از حسن گلپایگانی سخن بگوییم. دیگر برادرم که همه عمرش را وقف موسیقی کرد. او کسی است که ردیف می******داند و موسیقی تدریس می******کند. بهتر است از عزیزانی چون حسن صحبت کنیم.

    - من از ابتدای عمرم کنجکاو بودم. همان***طور که گفتم چندین شغل را تجربه کردم تا به موسیقی رسیدم. در اوایل کار موسیقی***ام، آقای قنبری***مهر پیشنهاد بازی در فیلمی را به من ارائه داد که با مخالفتم مواجه شد زیرا باور داشتم که هنرپیشه نیستم. بعدها آقای میثاقی، که یکی از دوستان نزدیک من بود، گفت که می***خواهم فیلمی با عنوان «حنجره طلایی» بسازم و از من درخواست کرد که در آن فیلم بازی کنم. آن*** زمان مردم به من القاب گوناگونی از جمله حجره***طلا، سلطان آواز و... را می***دادند. به*** همین*** دلیل، تصمیم ساخت آن فیلم گرفته شد. من از ابتدا مخالف نامش بودم و اصلا قرار نبود آنچه اکنون مشاهده می***شود، ساخته شود. به*** هر حال به دلیل رفاقتی که با آقای میثاقی داشتم آن فیلم را بازی کردم و درس عبرتی شد که دیگر هیچ***وقت در سینما کار نکنم، زیرا من بازیگر نیستم و فقط خواننده***ام.

    - بزرگ***ترین مشکل این روزهای موسیقی ایران، نبودِ مسئولان با دانش است. کسانی که آن بالا نشسته***اند به هنر توجه نمی***کنند زیرا هنر برای***شان هزینه دارد و در مقابل، ابتذال باعث سرگرمی کاذبِ مردم می******شود. مهم***ترین وظیفه در خصوص کنار زدن ابتذال فرهنگی، فعالیت مستقل رسانه***هاست. شمایی که رسانه در اختیار دارید با کسانی صحبت کنید که هنر اصیل را می***شناسند. به*** نظر من برای دفع سیاست***زدگی در عرصه هنر، روزنامه***نگاران مهم***ترین رسالت را بر دوش دارند.

    - بسیاری از کسانی که مردم با آنها خاطره دارند از شاگردان من بودند. نام کلاس موسیقی ما گام بود. در آن کلاس من به همراه آقایان فخرالدینی و کیومرث حقیقی، آواز، ویلون و سنتور را آموزش می***دادیم. روزی خانم***ها معصومه و خدیجه دده***بالا با چادرهایی گل***گلی به کلاس ما آمدند. چندسالی من به آنها آموزش آواز دادم تا این که مشغول امور ازدواج شدم و در آن*** برهه وقت تدریس پیدا نکردم. به همین*** دلیل به آقایان تجویدی و یاحقی سفارش کردم که با این دو بانو کار کنند. هر چند که آن دو نفر، موسیقی اصیل ایرانی را آموخته بودند اما به دنبال ترانه***خوانی رفتند. وقتی امثال این نوآموزان در میان مردم به شهرت و محبوبیت رسیدند، از کرده خود لذت می***بردم زیرا به جوانان میدان داده بودم.

    - از هم***نسلان من، فقط ایرج و ناصر ملک***مطیعی باقی مانده***اند. این موضوع مفهوم مهمی دارد و آن این که بعد از ما عرصه خالی خواهد شد.

    - به آقای فردین ظلم بزرگی شد. روحش شاد. سینمای عامه آن دوران به سبک بازیگری فردین احتیاج داشت. او در راستای شکل***گیری سینما ایران تلاش بسیاری کرد. هر چند با به وجود آمدن موج نو، فیلم***های فاخری مانند «گاو» یا «سفر سنگ» ساخته شد اما به*** هر حال سنگ***بناهای سینما بر دوش امثال فردین بود. پس به او ظلم شد و حقش این نبود.

    - مسئولان چندان دلسوز فرهنگ و هنر این مملکت نبوده***اند و همیشه در کار هنرمندان دخالت کرده***اند. البته این موضوع منحصر به هنر هم نیست. شما به فوتبال این کشور نگاه کنید. مثلا آقای کی***روش را به عنوان سرمربی انتخاب می***کنند اما مدام در کار او دخالت می***کنند. یادم هست که در بازی ایران***-لهستان، آقای حشمت مهاجرانی به غفور جهانی گفته بود که تنها وظیفه***ات مهار یکی از بازیکنان لهستان است. اگر اشتباه نکنم در آن بازی حسن روشن گل ایران را به ثمر رساند. وقتی در عصر حاضر فوتبال هم یک*** امر تخصصی است و با برنامه اداره می***شود، بی***تردید هنر هم تخصص می***خواهد.

    - روزی با علی کریمی و حشمت مهاجرانی در دوبی بودیم. وقت نهار کریمی از من خواست که به او نصیحتی کنم. به او گفتم: «علی تا می***توانی توپ را رها نکن که این مردم، مردم بی***وفایی***اند.» چندی پیش او مسئولیتی را در تیم جوانان ایران بر عهده گرفت. شنیدم جوانی که سه*** بار هم پایش به توپ نخورده است، به انتصاب کریمی انتقاد کرده بود. مثال***های فوتبالی فوق برای این است که بگویم شایسته***سالاری و تخصص***گرایی در ایران مرده است.

    - تعدادی از مدیران وزارت ارشاد افراد بی***سوادی هستند. وقتی چنین افرادی سکان وزارت فرهنگ یک*** کشور را بر عهده دارند، چطور می******توان توقع داشت که ارج و قرب هنرمندان و پیشکسوتان نگه داشته شود؟ آنها فقط برای منافع خود کار می***کنند.

    - مدتی پیش به من گفتند که در ازای ۱۵سکه بهارآزادی، همراه با همسرت به تالار رودکی بیا و ساعتی در ردیف جلو بنشین. به درخواست***کننده گفتم که «ای*** کاش این سخن را به من نمی***گفتی. من اگر دنبال پول بودم به دوبی می***رفتم و برای یک*** شب اجرا، ۲۵هزار دلار دریافت می***کردم. عرصه هنر، عاشقی می***خواهد و همه*** چیز پول نیست. هنرمند خریدنی نیست.»






    مقاله از شما، پذيرش و چاپ در مجله معتبر از ما



    2



    پیش***فروش آیفون 10 با قیمت***های نجومی در ایران!


    زندگی در حکومت استالین// آلبوم تصاویر کشف***شده از "عصر وحشت"


    فیلم/ نماینده ایران در اسکار چطور فیلمی است؟








    اکبر گلپایگانی: آقای شجریان که در دهه شصت در موسیقی ایران برای خود امپراتوری ایجاد کرده بود، چرا اکنون معترض شده است؟ مگر نه آنکه وقتی که من در دهه ***شصت خانه***نشین بودم، او برای خود یکه***تازی می***کرد.
    تاریخ انتشار: ۱۶:۲۴ - ۲۷ شهريور ۱۳۹۶


    پ

    روزنامه قانون روز شنبه گفتگویی با اکبر گلپایگانی منتشر کرد که ساعاتی پس از انتشار جنجال زیادی در فضای مجازی به پا کرد. در ادامه گزیده ای این گفتگو را می خوانیم:

    - در مدرسه نظام با نورعلی***خان برومند، استاد موسیقی و ردیف***دان، آشنا شدم.

    - روزی که در باغ آقای خواجه‎نوری میهمان بودیم در مقابل سفیر ایتالیا یک قطعه ترکی خواندم. پس از میهمانی آقایی آمد و گفت که بیا برای من کار کن! گفتم: شما را نمی***شناسم. گفت: من پیرنیا، سازنده برنامه «گل***ها» هستم.

    - به استودیوی برنامه گل***ها رفتم. آقای پیرنیا گفتند: یک*** آواز در باب ضربت*** خوردن حضرت علی(ع) بخوان. من گفتم باید از استادم اجازه بگیرم اما ایشان با اصرار خود قانعم کرد که بدون پخش موسیقی و بدون ذکر نام خواننده بخش کوتاهی از یک آواز را اجرا کنم. آن شعر این بود: «در خرابات مغان نور خدا می******بینم/ این عجب بین که چه نوری ز کجا می******بینم» وقتی این بیت از حافظ را خواندم، دیدم که پیرنیا گریه می***کند.

    - درباره رویارویی بهار با عارف قزوینی ماجرایی نقل می***کنند که بهار به عارف گفته بود تو تصنیف***خوانی، نه آوازخوان. من که همه این***ها را آموخته بودم، دوست داشتم که یک آواز***خوان باشم. از این*** رو هیچ***وقت ترانه نخواندم چون معتقدم، ترانه و آهنگ را دیگران می***سازنند و خواننده همچون یک ربات باید آن را اجرا کند اما وقتی کسی آواز می***خواند خود مبدع اثر خواهد بود و نوازندگان پاسخ خواننده را می***دهند.

    - روزی مرتضی***خان محجوب به من گفت می***خواهم آواز این موسیقی را تو بخوانی که آن آواز، با شعری از بیژن ترقی، غوغایی به ***پا کرد. به*** یاد دارم وقتی خواستم برای اجرای این آواز به استودیو بروم در راهروی استودیو، مشیرهمایون، شهردار را دیدم. او گفت که «گلپا! اینجا چکار می***کنی؟» گفتم به دعوت آقای پیرنیا آمده***ام تا آواز بخوانم. او که می***دانست من از شاگردان نورعلی***خان هستم، گفت: آواز را پشت مرده می***خوانند در حقیقت مشیرخان یک پس***گردنی مهم به من زد. وقتی این سخن را شنیدم، به*** یاد حرف نورعلی***خان افتادم که می***گفت خیلی***ها آواز می***خوانند، اگر می***خواهی خواننده خوبی باشی، خودت باش و از کسی تقلید نکن. از آن پس سعی کردم شیوه*** خودم را در خوانندگی داشته باشم.

    - عده***ای ایراد گرفتند که گلپا برای جوان***ها و عامه مردم می***خواند. اتفاقا من فقط برای مردم می***خوانم، برای دل جوانان می***خوانم. همه موفقیت من در طول سال***ها این بوده است که علیه مردم چیزی نخوانده***ام. همیشه گفته***ام که استعداد من از جانب خداست و مردم از این استعداد حمایت کرده***اند. پس انصاف نیست که برای خدا و مردم نخوانم. منتقدان می***خواستند که گلپا تا پایان عمر «دل*** ای*** دل*** ای، امان*** امان...» بخواند اما من این طور نمی***خواستم زیرا مردم از من چنین توقعی نداشتند.

    - مرحوم لطفی که از قضا مدتی نیز شاگرد نورعلی***خان بود، ردیف می***دانست اما به دنبال بداهه نرفت. وقتی کسی چهار عمل اصلی یا همان ردیف را می***داند، باید نوآوری ایجاد کند. در غیر این صورت آن دانش به چه درد می***خورد؟ اگر فردی مدام جدول***ضرب را تکرار کند اما نتواند هیچ مساله***ای را حل کند، در کار خود ناکام بوده است.

    - اکنون موسیقی ما محفلی برای عقده***گشایی، کارهای سیاسی و پول***پرستی شده است. هنرمند نباید آلوده فعالیت***های سیاسی شود. شأن یک هنرمند آن قدر عالی است که وارد این بازی***ها نشود. حال وقتی فردی نمی***تواند در موسیقی خود را ثابت کند، نمی***تواند در بداهه توفیقی داشته باشد، نمی***تواند محبوب مردم باشد، به ریسمان سیاست چنگ می***زند تا مردم از او سخن بگویند.

    - آقایان لطفی و علیزاده موسیقی را خوب می***دانستند اما در بداهه توفیقی نداشتند. شما نوع فعالیت پرویز یاحقی و فرهنگ شریف را مشاهده کنید، ببینید که چه*** میزان از موسیقی آنها بداهه بود. ایشان به جایی رسیدند که با خدا سخن می***گفتند و برای لقمه***ای نان موسیقی را دنبال نمی***کردند. در مقابل این***ها کسانی هستند که آن قدر داد می***زنند تا صدایشان ورم می***کند. در طول این سال***ها چنین افرادی در موسیقی ما قدرت داشتند. آنها برای آن که نیروهای جوان جایشان را پر نکنند، تلاش کردند تا تقلید را گسترش دهند؛ به نحوی که همه مانند هم بخوانند. چنین افرادی از حضور جوانان می***ترسند.

    - همه شاگردان من متولدان دهه شصت هستند و من برای آموزش به ایشان حتی یک*** ریال هم دریافت نمی***کنم.

    - پنج دکتری از مجامع معتبر موسیقی دارم اما همواره تاکید کرده***ام که من را دکتر خطاب نکنید. من گلپا هستم و به گلپا بودن خود افتخار می***کنم، چون مانند خودم خواندم و زندگی کردم.

    - می***گویند گلپا به موسیقی پشت***ِ پا زد. بله، من برای مردم، برای جوانان و بدون در نظر داشتن نفع مالی می***خوانم. تا جایی***که جان در بدن دارم این روال زندگی من خواهد بود. آنهایی که چنین عقده***گشایی می***کنند، چه خدمتی در حق جوانان این مملکت کرده***اند؟ ما نباید پشت جوانان را خالی کنیم. من که کار خود را کرده***ام و دیگر آرزویی در سر ندارم. به هر چه خواستم دست پیدا کردم. بیش از نیازم پول دارم. همسر و فرزندان خوب و شایسته***ای در کنارم هستند و از شهرت و محبوبیت لازم نیز برخوردارم. پس احتیاجی به زیر پا کشیدن از کسی ندارم. تنها خواسته من رسیدگی به وضعیت جوانان است.

    - زمانی تلفن***های هندلی وجود داشت و اکنون اینترنت سراسر دنیا را درنوردیده است. به*** هیچ طریق نمی***توان در مقابل تکنولوژی و فناوری ایستاد، همین*** طور نمی***توان در مقابل خواست جوانان و پیشرفت آنها ایستادگی کرد. نمی***توان در صد سال پیش ماند و جوانان را مجبور کرد آن طوری بخوانند که ما می***خواهیم.

    - فیروز نادری یکی از بهترین دانشمندان ناساست. او چندوقت پیش برای این که جوانان جای او را پر کنند، به ***میل و اراده خود استعفا داد. حالا برخی مانند آقای لطفی و علیزاده می***گویند که ما چون ردیف می***دانیم، هنرمندیم. آنهایی که هنوز هیچ خلاقیتی در موسیقی ما به خرج نداده***اند، مدعی شده***اند. جوانان ما باید به جای الگو قرار دادن چنین اشخاصی، پرویز یاحقی، جلیل شهناز و حسن کسایی را الگو قرار دهند اما حواس***شان باشد که باز هم از ایشان تقلید نکنند و خودشان باشند.

    - بنای من از ابتدای فعالیتم هنر بود و بس. اگر بعضی تمایل دارند فعال سیاسی باشند، به خودشان مربوط است. شأن یک*** هنرمند بالاتر از آغشته*** شدن به کارهای سیاسی است.

    - دوستان بعد از مدتی دریافتند که نمی***توانند مانند امثال فرهنگ شریف باشند و به سمت خودنمایی سیاسی حرکت کردند.

    - من مانند برخی هر روز به رنگی درنیامده***ام. من همان گلپایی هستم که ۵۰سال پیش برای مردم می***خواندم. من که مثل این آقایان هر لحظه تفکرم تغییر نکرده است.

    - آقای ابتهاج یک توده***ای تمام***عیار بود و بعدها تغییر ایدئولوژی داد و حزب***اللهی شد و دوباره رویه***اش را عوض کرد و چندی بعد از کشور رفت. این منش، همان روحیه***ای است که باعث جدایی آنها از برنامه گل***ها شد.

    - آن خواننده***ای که نامش را بردید (محمدرضا شجریان) که در دهه شصت در موسیقی ایران برای خود امپراتوری ایجاد کرده بود، چرا اکنون معترض شده است؟ مگر نه آن که وقتی که من در دهه ***شصت خانه***نشین بودم، او برای خود یکه***تازی می***کرد. من که هیچ***گاه از مواهب قدرت بهره***مند نبوده***ام. آنها و طرفداران***شان نباید این نقد را به من کنند زیرا اگر قرار به حرف*** زدن باشد، شرمنده خواهند شد.

    - «گل***ها» که تریبون حزبی و جناحی و سیاسی نبود. ما در آن برنامه دورهم جمع شده بودیم تا خدمتی به موسیقی بکنیم چون تخصص ما موسیقی بود. من سواد سیاست ندارم و تنها چیزی که یاد گرفته***ام موسیقی است. اگر حضرات دل در گرو موسیقی نداشتند، من این طور نبودم. من در برنامه گل***ها ماندم تا به موسیقی خدمت کنم. کاری که آنها نکردند، زیرا عاشق هنر و موسیقی نبودند. هر چند خورشید پشت ابر نمی***ماند.

    - بر مردم واضح است که در طول سال***های ***‎سال، به*** خصوص در دهه*** شصت، این آقایان چه کردند. هر کسی می***آمد که کار موسیقی انجام دهد، همین***ها چوب لای چرخش می***گذاشتند و نمی***گذاشتند که مکتب***های موسیقی ادامه پیدا کند، زیرا می***خواستند همه مقلد خودشان باشند. اکنون که مقابل شما نشسته***ام با افتخار می***گویم مکتب گلپا، ادیب و تاج ادامه خواهد داشت اما تردید دارم که آنها در یاد مردم بمانند.

    - در ابتدای انقلاب محدودیت***های بسیاری برای من قایل شدند. چه در آن زمان و چه اکنون، اگر اراده کنم که در آمریکا بخوانم، آن قدر پول به پایم می***ریزند که گویی دلار از شیر سماور بریزد.

    - من به همه*** چیزی که یک*** انسان در این دنیا می***خواهد، دست یافته***ام؛ از باغ، خانه، ماشین و به*** طور کلی پول گرفته تا زن و فرزندان صالح و مهربان. احتیاجی به پول موسیقی ندارم. هر آن چه می***گویم برای اصالت هنر است. آیا همه منتقدان من مطمئن***اند که در طول سال***های پس از انقلاب برای ذات هنر تلاش کرده***اند؟ من اگر برای شاه خواندم، برای امیرالمونین(ع) نیز خواندم. پس این که می***گویند گلپا درباری بود، سخن درستی نیست. بهتر است بگویند گلپا سیاسی نبود.

    - مشکلی برای برگزاری کنسرت وجود ندارد. ۳۸سال به من گفتند نخوان! در*** صورتی*** که هیچ*** دلیلی برای این دستور وجود نداشت. من فعال سیاسی نبودم. من معاند با مردم نبودم. فقط و فقط ***خواننده***ای مردمی بودم که برای خدا، وطن و مردم می******خواندم. چه دلیلی برای این ظلم وجود داشت؟ آیا کسی پیدا می***شود که پاسخ سال***ها محرومیت گلپا از خوانندگی را بدهد؟ خیر. هیچ*** کس یافت نمی***شود. پس نمی***خواهم در شرایطی که ۳۸سال از فعالیت هنری من ممانعت شده است، کنسرت برگزار کنم.

    - مسئولان وزارت ارشاد ریاکارانه از من تعریف می***کنند که گلپا در موسیقی تاثیر بی***نظیری داشته است اما در نهایت می***گویند که حیف شد به سمت جوانان رفت و برای آنها خواند. معلوم است که من به سراغ جوانان می***روم زیرا برای مردم می***خوانم. جایگاه اصلی من و حسن کسایی و پرویز یاحقی قلب مردم است.

    - ای*** کاش همه ما لحظه***ای به مرگ فکر کنیم. ای*** کاش عاقبت کار را در مقابل چشمان خود تصویر کنیم و به این نتیجه برسیم که چند روز دنیا ارزش این همه خباثت را ندارد. ای کاش برای بزرگی*** کردن در عالم موسیقی به این میزان گلپا را تخریب نمی***کردند. آقای لطفی روزی گفت که وقتی گلپا می***خواند، مردم دکان***های خود را می***بستند که ساعت ۹ونیم شب پای رادیو باشند. آن*** زمان همه مردم «مست مستم» را می***خواندند. این کارها را من کرده***ام پس روا نیست که همه را نادیده بگیرند.

    - ارتباط هر کس با خداوند یکسان نیست. یکی جانش را می***دهد و دیگری برای لقمه***ای نان شکایت می***کند. شجریان گل***های جاویدان را به عمر خود ندیده است. او در گل***های رنگارنگ می***خواند. بعد هم با آقای ابتهاج توده***ای روی هم ریختند و در جشن هنر شیراز مشغول به فعالیت شدند. آنها راهی را انتخاب کردند که مسئولیت دنیوی و اخروی آن*** راه با خودشان است. تنها وظیفه***ای که من دارم این است که به جوانان بگویم از راه آنها دوری و راه امثال تجویدی و خالقی را طی کنند.

    - به خاطر دارم که روزی آقای تجویدی در همین خانه گریه کرد. گفتم چرا گریه می***کنی؟ گفت ببین بنان بر ساخته من چه می***خواند. او گفت که بعد از بنان هر کس این آهنگ را بخواند، خودش را خراب کرده است. یا به*** طور مثال کسی نمی***تواند «خسرو و شیرین» من را بازخوانی کند زیرا وقتی با جلیل شهناز آن را کار کردیم،*** موقع خواندن آن از تحریری استفاده کردم که همه حیرت***زده شدند. حالا اگر کسی بخواهد آن تحریر را تقلید کند، سرخورده می***شود.

    - محمد گلپایگانی راه خود را رفت و مسیر زندگی***اش به من ارتباطی ندارد. بر خلاف من که همواره برای مردم خواندم، او ترانه***خوان برخی از جناح***های سیاسی شد.

    - هر کس یک جلیقه پاکستانی تنش کرد که خواننده اصیل ایرانی نیست.

    - هنرمند باید پولدار باشد؛ باید بهترین امکانات را در اختیار داشته باشد. تاسف***بار است که عده***ای در هر شرایطی عوام***فریبی می***کنند. محمد گلپایگانی راهش از من جداست شاید دلایلی برای مسیر خود داشته باشد اما به نظر من به بن***بست رسیده است. کسی که خود را در خدمت جناح***های سیاسی قرار دهد، تاریخ مصرف***دار می***شود. این که چرا او سعی نکرد سبک زندگی***اش را شبیه به من کند، بروید و از خوش بپرسید. اصلا چرا از محمد گلپایگانی صحبت کنیم؟ بیایید از حسن گلپایگانی سخن بگوییم. دیگر برادرم که همه عمرش را وقف موسیقی کرد. او کسی است که ردیف می******داند و موسیقی تدریس می******کند. بهتر است از عزیزانی چون حسن صحبت کنیم.

    - من از ابتدای عمرم کنجکاو بودم. همان***طور که گفتم چندین شغل را تجربه کردم تا به موسیقی رسیدم. در اوایل کار موسیقی***ام، آقای قنبری***مهر پیشنهاد بازی در فیلمی را به من ارائه داد که با مخالفتم مواجه شد زیرا باور داشتم که هنرپیشه نیستم. بعدها آقای میثاقی، که یکی از دوستان نزدیک من بود، گفت که می***خواهم فیلمی با عنوان «حنجره طلایی» بسازم و از من درخواست کرد که در آن فیلم بازی کنم. آن*** زمان مردم به من القاب گوناگونی از جمله حجره***طلا، سلطان آواز و... را می***دادند. به*** همین*** دلیل، تصمیم ساخت آن فیلم گرفته شد. من از ابتدا مخالف نامش بودم و اصلا قرار نبود آنچه اکنون مشاهده می***شود، ساخته شود. به*** هر حال به دلیل رفاقتی که با آقای میثاقی داشتم آن فیلم را بازی کردم و درس عبرتی شد که دیگر هیچ***وقت در سینما کار نکنم، زیرا من بازیگر نیستم و فقط خواننده***ام.

    - بزرگ***ترین مشکل این روزهای موسیقی ایران، نبودِ مسئولان با دانش است. کسانی که آن بالا نشسته***اند به هنر توجه نمی***کنند زیرا هنر برای***شان هزینه دارد و در مقابل، ابتذال باعث سرگرمی کاذبِ مردم می******شود. مهم***ترین وظیفه در خصوص کنار زدن ابتذال فرهنگی، فعالیت مستقل رسانه***هاست. شمایی که رسانه در اختیار دارید با کسانی صحبت کنید که هنر اصیل را می***شناسند. به*** نظر من برای دفع سیاست***زدگی در عرصه هنر، روزنامه***نگاران مهم***ترین رسالت را بر دوش دارند.

    - بسیاری از کسانی که مردم با آنها خاطره دارند از شاگردان من بودند. نام کلاس موسیقی ما گام بود. در آن کلاس من به همراه آقایان فخرالدینی و کیومرث حقیقی، آواز، ویلون و سنتور را آموزش می***دادیم. روزی خانم***ها معصومه و خدیجه دده***بالا با چادرهایی گل***گلی به کلاس ما آمدند. چندسالی من به آنها آموزش آواز دادم تا این که مشغول امور ازدواج شدم و در آن*** برهه وقت تدریس پیدا نکردم. به همین*** دلیل به آقایان تجویدی و یاحقی سفارش کردم که با این دو بانو کار کنند. هر چند که آن دو نفر، موسیقی اصیل ایرانی را آموخته بودند اما به دنبال ترانه***خوانی رفتند. وقتی امثال این نوآموزان در میان مردم به شهرت و محبوبیت رسیدند، از کرده خود لذت می***بردم زیرا به جوانان میدان داده بودم.

    - از هم***نسلان من، فقط ایرج و ناصر ملک***مطیعی باقی مانده***اند. این موضوع مفهوم مهمی دارد و آن این که بعد از ما عرصه خالی خواهد شد.

    - به آقای فردین ظلم بزرگی شد. روحش شاد. سینمای عامه آن دوران به سبک بازیگری فردین احتیاج داشت. او در راستای شکل***گیری سینما ایران تلاش بسیاری کرد. هر چند با به وجود آمدن موج نو، فیلم***های فاخری مانند «گاو» یا «سفر سنگ» ساخته شد اما به*** هر حال سنگ***بناهای سینما بر دوش امثال فردین بود. پس به او ظلم شد و حقش این نبود.

    - مسئولان چندان دلسوز فرهنگ و هنر این مملکت نبوده***اند و همیشه در کار هنرمندان دخالت کرده***اند. البته این موضوع منحصر به هنر هم نیست. شما به فوتبال این کشور نگاه کنید. مثلا آقای کی***روش را به عنوان سرمربی انتخاب می***کنند اما مدام در کار او دخالت می***کنند. یادم هست که در بازی ایران***-لهستان، آقای حشمت مهاجرانی به غفور جهانی گفته بود که تنها وظیفه***ات مهار یکی از بازیکنان لهستان است. اگر اشتباه نکنم در آن بازی حسن روشن گل ایران را به ثمر رساند. وقتی در عصر حاضر فوتبال هم یک*** امر تخصصی است و با برنامه اداره می***شود، بی***تردید هنر هم تخصص می***خواهد.

    - روزی با علی کریمی و حشمت مهاجرانی در دوبی بودیم. وقت نهار کریمی از من خواست که به او نصیحتی کنم. به او گفتم: «علی تا می***توانی توپ را رها نکن که این مردم، مردم بی***وفایی***اند.» چندی پیش او مسئولیتی را در تیم جوانان ایران بر عهده گرفت. شنیدم جوانی که سه*** بار هم پایش به توپ نخورده است، به انتصاب کریمی انتقاد کرده بود. مثال***های فوتبالی فوق برای این است که بگویم شایسته***سالاری و تخصص***گرایی در ایران مرده است.

    - تعدادی از مدیران وزارت ارشاد افراد بی***سوادی هستند. وقتی چنین افرادی سکان وزارت فرهنگ یک*** کشور را بر عهده دارند، چطور می******توان توقع داشت که ارج و قرب هنرمندان و پیشکسوتان نگه داشته شود؟ آنها فقط برای منافع خود کار می***کنند.

    - مدتی پیش به من گفتند که در ازای ۱۵سکه بهارآزادی، همراه با همسرت به تالار رودکی بیا و ساعتی در ردیف جلو بنشین. به درخواست***کننده گفتم که «ای*** کاش این سخن را به من نمی***گفتی. من اگر دنبال پول بودم به دوبی می***رفتم و برای یک*** شب اجرا، ۲۵هزار دلار دریافت می***کردم. عرصه هنر، عاشقی می***خواهد و همه*** چیز پول نیست. هنرمند خریدنی نیست.»






    مقاله از شما، پذيرش و چاپ در مجله معتبر از ما



    2



    پیش***فروش آیفون 10 با قیمت***های نجومی در ایران!


    زندگی در حکومت استالین// آلبوم تصاویر کشف***شده از "عصر وحشت"


    فیلم/ نماینده ایران در اسکار چطور فیلمی است؟









  2. Likes oghabealborz liked this post
  3. #2
    Join Date
    Oct 2002
    Location
    DarvAze DoolAb
    Posts
    37,004
    Post Thanks / Like
    LOL! All these people take themselves so seriously! It's just singing and music. At the end of the day, no one really gives a shit.

    Some people and their self-importance in their small world
    Kos-sher after kos-sher...


  4. #3
    Join Date
    Nov 2002
    Posts
    25,981
    Post Thanks / Like
    ^^^ Are Golpa Aslan Poulaki nist, back to mid 2000 i actually had a chance to perform with him in 3 concerts in Montreal, Toronto and Vancouve but some shits happened(as usual and someone wanted to take advantage of situation and i refused to join the group), anyway long story short, friend of mine performed with them in Montreal and Toronto. In Montreal only 200 people attended his concert, in Toronto it was around 400-500, and he made his money from a private party in Vancouver(beside the actual concert). Anyway claiming that i refuse to sing for 25k in Dubai is total BS.
    There are much more on this story of his concerts in Canada which i can't say here but don't believe whatever those musicians say in interview. It is day and night when you know them for real.

    Talking about the technical side, pieces that Shajarian have singed in 1360 to 1380-85 will never reproduce in Iranian traditional music. NEVER EVER! Of course he shouldn't get all the credit as people such as Lotfi, Alizadeh and Meshkatian were big part of this success, ama oun ayyam digeh tekrar nemishe.

  5. #4
    Join Date
    Feb 2005
    Posts
    15,402
    Post Thanks / Like
    He has a point about Shajarian being an IR tool in the 1360s. He never criticized IR for their war on music. It looks like he woke up in 1388.

  6. #5
    Join Date
    Nov 2002
    Posts
    25,981
    Post Thanks / Like
    If you want look at it this way, yes all of musicians who actually worked during that time were IR tools base on your logic, you can add Lotfi, Alizadeh, Meshkatian, Kasaei, Bahari, Payvar, Farhangfar and many others. But Golpa excuse is he couldn't perform inside the country and Shajarian got the market(even though they have totally different style, Shajarian is pure Asil, while Golpa has done pretty much everything hata Motrebi). Why on the earth the same Mr Golpa wasn't active outside the country, How many concerts he ever had outside? How many better to say sold out concerts he ever had? Dude only older generation of my grand pa's age attend Golpa's concerts.

    This is all excuses, majority of women singers who can't sing in Iran have multiple concerts outside the country from Sahar Mohammadi to Maliheh Moradi to Mahdieh Mohamamdkhani and the list goes on and on. Ageh mikhasti kaar koni kaar mikardi. For creating a good piece of work you don't necessary need to be inside the country.

  7. #6
    Join Date
    Feb 2005
    Posts
    15,402
    Post Thanks / Like
    Quote Originally Posted by Babr View Post
    If you want look at it this way, yes all of musicians who actually worked during that time were IR tools base on your logic, you can add Lotfi, Alizadeh, Meshkatian, Kasaei, Bahari, Payvar, Farhangfar and many others. But Golpa excuse is he couldn't perform inside the country and Shajarian got the market(even though they have totally different style, Shajarian is pure Asil, while Golpa has done pretty much everything hata Motrebi). Why on the earth the same Mr Golpa wasn't active outside the country, How many concerts he ever had outside? How many better to say sold out concerts he ever had? Dude only older generation of my grand pa's age attend Golpa's concerts.

    This is all excuses, majority of women singers who can't sing in Iran have multiple concerts outside the country from Sahar Mohammadi to Maliheh Moradi to Mahdieh Mohamamdkhani and the list goes on and on. Ageh mikhasti kaar koni kaar mikardi. For creating a good piece of work you don't necessary need to be inside the country.
    Then I am your grandpas age. I went to his concert in the 1990s. Had a great time.

  8. Likes Babr liked this post
  9. #7
    Join Date
    Oct 2002
    Posts
    15,821
    Post Thanks / Like
    typical Iranian bitterness.
    “It is better to be roughly right than precisely wrong”


  10. #8
    Join Date
    Nov 2002
    Posts
    25,981
    Post Thanks / Like
    Quote Originally Posted by Zob Ahan View Post
    Then I am your grandpas age. I went to his concert in the 1990s. Had a great time.
    I said typically lol. I say that because i know the age of attendance attending his concerts, people live with old memories of 50 years a go. to 40 saale akhir 2 ta ahangh sakhte ke kasi bereh concertesh? Ahangh sakhtan ke dige mojavez nemikhad?

    We as Iranian like to always complain, the guy haven't done anything in last 40 years, wasn't really active and blame it to the right and left. Yes revolution fcuked it up for many but we still saw many good pop music works outside the country specially in first 20 years of after revolution.

    Having said that i don't have anything against Golpa as singer, who was and is a brand in our music.

  11. #9
    Join Date
    Nov 2002
    Posts
    25,981
    Post Thanks / Like
    Good comment by vocalist Hossein Alishapour



    مصاحبه های استاد اکبر گلپایگانی در مورد وقایع اتفاق افتاده برای موسیقی ایران در ابتدای انقلاب و دهه ی ۶۰ ، در مورد استاد محمدرضا شجریان و استادان ، محمدرضا لطفی ، هوشنگ ابتهاج و حسین علیزاده ، واکنش هایی متفاوت را در فضای مجازی برانگیخته است . این واکنش ها ، بعضا به توهین هایی به دو استاد ، محمدرضا شجریان و اکبر گلپایگانی توسط برخی هواخواهان هردو سوی ماجرا منجر شده که اتفاقی بسیار تلخ است .. یادمان باشد که همه ی این بزرگان ، با هر سلیقه و هر رویکردی ، ستون های موسیقی ملی ایران هستند و شاید مسائلی ، حتی پیش از آفرینش بسیاری از ما ، در میانشان رخ داده که از آن ها بی خبریم . اکنون بیان این مسائل پس از سالیان طولانی ، به هر دلیلی ، درست یا نادرست و از سوی هر یک که باشد ، نه باید موجب حرمت شکنی استادان موسیقی ایران توسط کوچک ترها و هواداران شود و نه این که دستاویزی برای جناح بندی های هنری واقع گردد . اکیدا توصیه می کنم به دوستانی که نسبت به بنده التفات دارند ، که احترام استادان موسیقی ایران را نگاه دارند و در صحبت های بزرگان ، از دیدگاه موضع گیری دخیل نشوند . استاد گلپایگانی ، استاد شجریان ، استاد لطفی ، استاد ابتهاج و استاد علیزاده و دیگر زحمت کشان عرصه ی موسیقی ، همگی از زعمای قوم هنر هستند .. با هر گرایش و رویکردی ، صبر پیشه کنید و دهان را خدای ناکرده به توهین به هیچ یک از ایشان باز نکنید و نزد خویشتن به دنبال دلیل برای محکوم کردن هیچ یک از استادان عزیز نگردید .. با آرزوی سلامت برای تمامی استادان ارجمند و عزیز موسیقی ملی ایران .



    https://www.instagram.com/p/BZPK4JKj...ein_alishapour

  12. #10
    Join Date
    Feb 2005
    Posts
    15,402
    Post Thanks / Like
    Quote Originally Posted by Babr View Post
    I said typically lol. I say that because i know the age of attendance attending his concerts, people live with old memories of 50 years a go. to 40 saale akhir 2 ta ahangh sakhte ke kasi bereh concertesh? Ahangh sakhtan ke dige mojavez nemikhad?

    We as Iranian like to always complain, the guy haven't done anything in last 40 years, wasn't really active and blame it to the right and left. Yes revolution fcuked it up for many but we still saw many good pop music works outside the country specially in first 20 years of after revolution.

    Having said that i don't have anything against Golpa as singer, who was and is a brand in our music.
    You just answered yourself. If you wanted to be active you had to leave the country. Some people didn't want to do that or couldn't.

  13. Likes oghabealborz liked this post
  14. #11
    Join Date
    Nov 2002
    Posts
    25,981
    Post Thanks / Like
    Quote Originally Posted by Zob Ahan View Post
    You just answered yourself. If you wanted to be active you had to leave the country. Some people didn't want to do that or couldn't.
    This is more to blame IR rather than Shajarian or anyone else. During those years the only music which was '' so called allowed'' was pure traditional music, ke ounam ba hezar ta amaa o agar, saz ro ham mioftan najese o in harfa...


    Shajarian was one of many traditional music singers, there were many singers like him who were working after revolutions, why no one became Shajarian. Lotfi, Alizadeh, Meshkatian didn't only work with Shajarian, why someone like Sedigh Tarif, Ali Rostamian, even Nazeri and others never could become as good as him. Why not even today in 2017 and specially in last 5-10 years which he haven't been that much active no one really came to challenge him(well except at some extend his own son) despite no restrication for male vocalists in Iran? Taraf 35 saleshe asil mikhone 15 ta album dare. 2 ta ahange dorost hesabi toosh peyda nemishe!



    Dude, the guy is bible in our Asil music, like him or not, he was unique as singer. To jaamee ke hich ki hich ro ghabol nadare, kasi az musician ha ro nadidam ke yek asare shajarian o zire soal bebare.

  15. Likes oghabealborz liked this post
  16. #12
    Join Date
    Feb 2005
    Posts
    15,402
    Post Thanks / Like

  17. #13
    Join Date
    Feb 2005
    Posts
    11,776
    Post Thanks / Like
    Quote Originally Posted by Babr View Post
    This is more to blame IR rather than Shajarian or anyone else. During those years the only music which was '' so called allowed'' was pure traditional music, ke ounam ba hezar ta amaa o agar, saz ro ham mioftan najese o in harfa...


    Shajarian was one of many traditional music singers, there were many singers like him who were working after revolutions, why no one became Shajarian. Lotfi, Alizadeh, Meshkatian didn't only work with Shajarian, why someone like Sedigh Tarif, Ali Rostamian, even Nazeri and others never could become as good as him. Why not even today in 2017 and specially in last 5-10 years which he haven't been that much active no one really came to challenge him(well except at some extend his own son) despite no restrication for male vocalists in Iran? Taraf 35 saleshe asil mikhone 15 ta album dare. 2 ta ahange dorost hesabi toosh peyda nemishe!



    Dude, the guy is bible in our Asil music, like him or not, he was unique as singer. To jaamee ke hich ki hich ro ghabol nadare, kasi az musician ha ro nadidam ke yek asare shajarian o zire soal bebare.
    Spot on about Shajarian ...although I must say I have not had the time to listen to his music a lot ,in fact unfortunately I haven't listened much of his work but whenever a friend played his music I was deeply moved and found myself completely taken over by his vocals .

    I loved Golpa too and listened to his music since I was a kid ,he is just pissed off with the treatment he got after rev79 ,he must be in his early 80s now so he is just pouring out on what he had missed ...like his song :

    Ajab omraa tamoom shod ....che door az ham haroom shod ....che khaateraateh sheerini ke moondo ...natamoom shod

 

 

Posting Permissions

  • You may not post new threads
  • You may not post replies
  • You may not post attachments
  • You may not edit your posts
  •