![]() |
|
|
||
|
||||||
| Prediction Leagues | ISP Media Packages | ISP Calendar | Video Gallery | Social Groups | Search | Today's Posts | Mark Forums Read |
| Global News & Opinion Daily news and events (200+ Posts required to post) |
![]() |
|
|
Thread Tools | Display Modes |
|
#16
|
||||
|
||||
|
Quote:
i wish it was a pleasant occasion & not this yet another " aberoo rizi"
|
|
#17
|
||||
|
||||
|
Quote:
i believe this is a set up to put pressure on student organizations & close down student papers,websites,etc.student activists know the IRI Laws regarding " insult to religion" , "insult to Supreme leader " ,etc.etc.and have been very careful not to provide any excuses to the authorities to tie their tongues and render them voiceless.i occasionally post matterial for some websites & weblogs which are registered in Iran, and i too frame my sentences to avoid any legal abuse. this is obviously a set up,and the arrest of Babak Zamanian is intended to provide a TV " confession show " to further repress the University student activists.Kayhan newspaper is as usual in the middle of this disgusting circus show: http://www.autnews.net/archives/1386,02,0003373 فشار نهادهای امنیتی بر بابک زمانیان برای اخذ اعترافات تلویزیونی نوشته شده : سه شنبه ۱۱م اردیبهشت ۱۳۸۶ توسط : خبرنامه امیرکبیر در ادامه پروژه امنیتی بسیج و نیروهای اطلاعاتی برای سرکوب نهادهای دانشجویی در دانشگاه امیرکبیر که با همکاری رسانه ای، کیهان، رجانیوز و خبرگزاری فارس انجام می شود، اخبار رسیده حاکی از آن است که فشار بر بابک زمانیان برای اخذ اعترافات ساختگی تلویزیونی افزایش یافته است اخبار روزنامه کیهان و سایت رجانیوز و اظهارات موسوی، فرمانده بسیج دانشگاه امیرکبیر، نشان از آن دارد که بابک زمانیان به عنوان طعمه جدیدی جهت تکمیل سناریوی از پیش طراحی شده نهادهای امنیتی قرار گرفته است. گفتنی است ظهر روز دوشنبه با لوگوی جعلی ۴ نشریه نزدیک به انجمن اسلامی امیرکبیر، مطالب توهین آمیزی به مقدسات و کاریکاتور آیت الله خامنه ای به چاپ رسید و بسیج با تجمع و تحصن در مقابل دفتر ریاست دانشگاه خواستار اخراج اعضای انجمن از دانشگاه شده و در بیانیه ای جداگانه خواستار تشکیل دادگاهی ویژه و صدور حکم اشد مجازات برای ایشان شد با توجه به بی خبری مسئولان این نشریات از جعل لوگوی نشریه خود، این افراد بلافاصله طی بیانیه مشترکی چاپ چنین مطالبی را از سوی خود تکذیب کردند. در بخشی از این بیانیه آمده است: «اقدام هماهنگ و از پيش برنامه ريزي شده برخي تشكل هاي دانشگاه جلوي دفتر رياست، بلافاصله پس از پخش شدن نشريات جعلي در دانشگاه و جوسازي آنان آشكارا حاكي از يك پروژه امنيتي براي برخورد با فعالان دانشجويي در اين ايام است و از روي آن به سادگي مي توان متوجه شد كه چه كساني نشريات جعلي را منتشر و پخش نموده اند لازم به ذکر است از آن جا که نیروهای امنیتی قصد پیش بردن سناریوی از قبل طراحی شده خود را دارند، برای جلوگیری از هر گونه دفاعی از جانب دانشجویان، قرار است با تحت فشار قرار دادن بابک زمانیان ، که از هفته گذشته در بند امنیتی ۲۰۹ زندان اوین بازداشت است، او را مجبور کنند در یک شوی تلویزیونی ظاهر شده و به برنامه ریزی جهت انتشار این نشریات موهن اعتراف نماید در خبر روزنامه کیهان در این خصوص آمده است: «بابک-ز همچنين از ماموريت خود و اعضاي طيف علامه تحكيم وحدت براي انجام يك عمليات انتحاري در كشور و سپس انداختن مسئوليت آن به گردن نيروهاي حزب اللهي خبر داده است.» در همین راستا سایت رجانیوز نیز در خبر خود آورده است: « بابک.ز که به دليل اغتشاشات چندي پيش اين دانشگاه دستگير شده بود در اعترافات خود به تدارک يک حرکت انتحاري و سپس تکذيب آن اذعان کرده بود.» همچنین عصر گذشته و تنها چند ساعت پس از پخش این نشریات در دانشگاه امیرکبیر، موسوی، فرمانده بسیج دانشجویی امیرکبیر، در اظهاراتی کاملا مشابه در مصاحبه با ایلنا اذعان داشت: اين آقايان سوابق اين كارها را دارند و يكي از آنها كه در زندان است، قبلا گفته بود كه مي خواهيم يك كار انتحاري انجام دهيم اظهارات کاملا یکسان بسیج و رسانه های خبری حامی این جریان این سوال را به ذهن متبادر می نماید که چه طور این افراد در مدت زمانی کوتاه به آن چه که آن را «اعترافات بابک زمانیان در بند امنیتی ۲۰۹» قلمداد می کنند، دسترسی پیدا کرده اند. سیر حوادث نشان از آن دارد که نهادهای امنیتی در اقدامی هماهنگ قصد اجرای سناریوی اخذ اعترافات تلویزیونی از این دانشجوی بازداشتی را دارند تا زمینه را برای هر گونه حمله به نهادهای دانشجویی دانشگاه های سراسر کشور فراهم آورند روزنامه کیهان در ادامه خبر خود در خصوص اعترافاتی که قرار است طی این سناریو از بابک زمانیان اخذ شود، آورده است: « بابک-ز روز گذشته در اعترافات خود از نقشه شوم يك سازمان اروپايي وابسته به دولت آمريكا كه توسط فرزند ديك چني اداره مي شود، پرده برداشت. به گزارش كيهان، وي در اعترافات خود در بازداشتگاه نيروي انتظامي اعلام كرده كه با عوامل سازمان منافقين در ارتباط بوده است. وي همچنين از ماموريت خود و اعضاي طيف علامه تحكيم وحدت براي انجام يك عمليات انتحاري در كشور و سپس انداختن مسئوليت آن به گردن نيروهاي حزب اللهي خبر داده و اعلام كرده است كه اين نقشه «موسسه هيفوس هلند» با هدف ايجاد تشنج و برهم زدن فضاي دانشگاه هاي ايران اجرا مي شود. بنا بر اين گزارش فرد بازداشت شده در اعترافات خود عنوان كرده كه مطالبي توهين آميز نسبت به كليه مقدسات اسلام و نظام جمهوري اسلامي توسط برخي نويسندگان متواري روزنامه هاي زنجيره اي براي افراد خاص در داخل ارسال مي شود و آنها موظفند اين مطالب را در سطح وسيع از طريق نشريات دانشجويي دانشگاه ها منتشر كنند. بنابراين گزارش بابك- ز دليل انتخاب اين زمان براي اجراي اين نقشه را تلاقي با روز كارگر و تلاش همزمان براي به تشنج كشيدن تجمع هاي كارگري در كشور عنوان كرده است Last edited by mashdi; 01-05-2007 at 11:10 AM. |
|
#18
|
||||
|
||||
|
Kojan hezbollahiye forum!? ineh ommolgharaye eslam. ine eslame nabe mohammaditoon!? Ageh ineh ke oonvaght man.....
|
|
#19
|
||||
|
||||
|
here is an update on recent developments:
http://www.autnews.net/archives/1386,02,0003602 بیانیه تحلیلی شماره ۲ انجمن اسلامی پلی تکنیک در خصوص سناریوی جعل نشریات دانشجویی این دانشگاه نوشته شده : سه شنبه ۲۵م اردیبهشت ۱۳۸۶ انجمن اسلامي دانشگاه اميركبير در خصوص وقايع اخير اين دانشگاه بيانيه تحليلي شماره ۲ خود را صادر كرد. متن اين بيانيه به شرح زير است اکنون قریب به دو هفته از آغاز پروژه ای شوم علیه دانشجویان دانشگاه امیرکبیر که با جعل لوگوی ۴ نشریه دانشجویی این دانشگاه آغاز شد، می گذرد. در همان روزهای نخستین با رد اتهامات توسط مدیران مسئول این نشریات، موضع گیری صریح و روشن انجمن اسلامی دانشجویان و همچنین موضع گیری های مختلفی که توسط نیروهای ریشه دار سیاسی کشور از همه جناح ها انجام گرفت فتنه انگیزی محافلی برای آلوده کردن دامان دانشجویان پلی تکنیک از طریق اجرای این پروژه بر همگان آشکار شد. طبق آن چه که از ابتدا پیش بینی می شد هدف طراحان این پروژه در درجه اول ممانعت از برگزاری انتخابات سالانه انجمن اسلامی، در درجه دوم بستن فضای پویای دانشجویی دانشگاه امیرکبیر که بر خلاف خواست و اراده مدیریت انتصابی پلی تکنیک، با مجاهدت و پایداری دانشجویان شجاع آن در دو سالی که از عمر دولت نهم می گذرد همچنان مانند سابق پویایی و بالندگی خود را حفظ نموده است، و درگام آخر کلید زدن پروژه «انقلاب فرهنگی دوم» و پاکسازی دانشگاه از کلیه دانشجویان و اساتید آزادی خواه و مستقل بود. اما به سبب آن که طراحان این غائله پیگیر سه هدف فوق الذکر بودند(ممانعت از انجام انتخابات انجمن اسلامی، ریشه کن کردن نهال آزادیخواهی در دانشگاه امیرکبیر و انقلاب فرهنگی دوم)، به رغم بر ملا شدن نقشه ای که ریخته اند و نخ نما شدن طرح که درانداخته اند، همچنان با جدیت هر چه تمام تر به تداوم پروژه سوخته خود می اندیشند و در دو هفته ای که گذشت گام به گام آن را به پیش بردند. به نحوی که گویا برای فراهم نمودن هیزمی دوباره برای آتشی که بدل به خاکستر شده است، قصد دارند بار دیگر دست به جعل نشریات دانشجویی طی روزهای آینده بزنند. از همین روست که در رسانه ها و خبرگزاری هایشان، پیش گویانه از چاپ مجدد چند نشریه دیگر و ادامه توهین دوباره به مقدسات سخن می گویند و خبر می دهند برگزاری موفقیت آمیز انتخابات سالانه شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان در روزهای دوشنبه و سه شنبه هفته گذشته، و ناکامی طراحان این غائله در نیل به هدف نخستین باعث شده تا ایشان با جدیتی هر چه تمام تر تا به امروز از پیگیری این سناریو جهت رسیدن به هدف دوم، که همانا بستن فضای فعالیت های دانشجویی در پلی تکنیک و متعاقب آن حاکم نمودن فضای رعب و وحشت در دیگر دانشگاه های کشور است، از پای ننشینند و آشکارا پروژه انقلاب فرهنگی دوم را پیش برند به نحوی که سایت های خبری اقتدارگرا که سیه دلانه نقش بوق رسانه ای این پروژه شوم را بازی می کند امروز رسما انقلاب فرهنگی دوم را حلقه تکمیل انتخاب احمدی نژاد اعلام می کنند طی بیانیه تحلیلی شماره ۱ انجمن اسلامی پلی تکنیک در خصوص حادثه انتشار نشریات جعلی، به سیر سناریوی طرح ریزی شده توسط نهادهای امنیتی به تفصیل پرداخته شد. همچنین شواهدی که نشان دهنده جعلی بودن نشریات دانشجویی بود، از قبیل يکسان بودن بخش عمده اي از مطالب و کاریکاتور موهن چاپ شده در این نشريات، لوگوی اسکن شده ۴ نشریه، زمان و نحوه پخش نشریات در دانشگاه، رویکرد و عبارات به کار رفته در نشریات و… ذکر شد. با توجه به اتفاقاتی که پس از صدور بیانیه تحلیلی شماره ۱ انجمن اسلامی دانشجویان پلی تکنیک در طی دو هفته گذشته رخ داد موارد زیر جهت روشن شدن ابعاد جدید این سناریو به اطلاع می رسد خلاصه اتفاقاتی که از دو هفته پیش به این سو به وقوع پیوست به این صورت بود که عصر دوشنبه ۱۰ اردیبهشت به صورت ناگهانی خبری از تجمع بسیجیان دانشگاه های تهران در ساختمان ریاست دانشگاه امیرکبیر در اعتراض به توهین نشریات دانشجویی به مقدسات و مقامات در دانشگاه پیچید، پس از آن که برخی از دانشجویان اندک اندک در ساختمان ریاست حضور پیدا کردند، متوجه شدند عده ای با جعل لوگوی ۴ نشریه دانشجویی اقدام به چاپ مطالب موهن نموده اند. پس از آن روز بود که هر روز در داخل و خارج دانشگاه امیرکبیر عده ای از بسیجیان تجمع می کردند و علیرغم تکذیب ۴ مدیر مسئول نشریات جعل شده و همچنین اظهارات چندین باره سخنگوی قوه قضاییه مبنی بر بازداشت چند غیردانشجو عامل این حادثه، بسیج و تشکل های همسو با ایشان در دانشگاه و خارج از دانشگاه همچنان اصرار داشتند که این حرکت را به دانشجویان منتسب نمایند و در نتیجه خواستار اخراج دانشجویان از دانشگاه و اجرای اشد مجازات برای ایشان شوند. در این میان رسانه های وابسته به این جریان، تورهای دانشگاه گردی بسیجیان در مورد این حادثه و اظهارات ایشان را با شدت و حدتی فراگیر تحت پوشش قرار می دادند. هفته ای پس از این ماجرا، مزاح نسنجیده یکی از اساتید سالخورده دانشگاه تهران در کلاس درس موجب گشت تا طراحان پروژه غائله دانشگاه امیرکبیر، این مسئله را با قضیه جعل نشریات دانشجویی پلی تکنیک پیوند دهند و در تجمعات خود خواستار اخراج اساتید و دانشجویان از دانشگاه و وقوع انقلاب فرهنگی دوم شوند. طی دو هفته گذشته دانشجویان بی گناه دانشگاه امیرکبیر نیز چند تجمع و تحصن در محکومیت برپایی چنین غائله ای برگزار نمودند که با برخورد شدید انتظامات و حراست دانشگاه مواجه شدند. طی دو هفته گذشته ۴ نشریه فوق توقیف شدند و پرونده مدیران مسئول آن ها به کمیته انضباطی و دادگاه انقلاب ارسال شد. کلیه نشریات دانشجویی پلی تکنیک از سوی مدیر کل فرهنگی به صورتی غیرقانونی توقیف موقت شدند و ۵ نفر از دانشجویان پلی تکنیک بازداشت شدند پس از دو هفته میدان داری و عربده کشی پیاده نظام نیروهای اقتدارگرا، اظهارات پیش داورانه و تاسف آور قاضی حداد، معاون امنیتی دادگاه انقلاب، در خصوص پرونده دانشجویان پلی تکنیک مایه تعجب و تاسف است. وی که گویا خود قاضی این پرونده است، پیش از حتی تکمیل شدن تحقیقات پرونده در مصاحبه ای با خبرگزاری فارس عنوان داشته که علیرغم تکذیب مدیران مسئول این نشریات، وی اطمینان دارد که چاپ این نشریات «قطعا توسط همین افراد انجام شده است». پس از این اظهارات است که وی ۳ دانشجوی مراجعه کننده را به بند ۲۰۹ اوین و کارشناسان(!) امنیتی این بند می سپارد تا گویا آن چه بدان اطمینان دارد(!) با اعمال فشارهای غیر انسانی بر دانشجویان از زبان ایشان بیرون کشیده شود. زهی انصاف و شرافت! قاضی که در تمامی سیستم های حقوقی و اخلاقی بایستی نماد بی طرفی و عدالت در رسیدگی به اتهامات باشد پیش از انجام هر گونه تحقیقات به داوری پرداخته و پیشاپیش حکم مجرمیت دانشجویان مظلوم بازداشت شده را صادر می کند. این اظهار نظر طبق ادله شرعی، قانونی و عقلی به معنی نقض بی طرفی قاضی حداد در این پرونده و عدم صلاحیت وی برای سرپرستی تحقیقات بی طرفانه در خصوص این پرونده است. به راستی در حالی که مراجع مسلم تقلید شیعیان در خصوص تکذیب مدیران مسئول نشریات جعل شده حکم به پذیرش شرعی تکذیبیه ۴ مدیر مسئول می دهند و شرعا ایشان را از این اتهام مبرا می دانند و اصرار بر انتساب این توهین ها به دانشجویان مسلمان را غیرشرعی و گناه می شمارند، چگونه یک قاضی که بایستی پاسدار حقوق شرعی و قانونی متهمان باشد به خود اجازه می دهد با نقض بی طرفی و در کمال بی اخلاقی اعلام کند علیرغم تکذیب دانشجویان بازداشت شده وی اطمینان دارد که این اقدام توسط آن ها انجام شده است؟! علم رسوایی این ادعای قاضی حداد زمانی بیش از پیش به اهتزاز درمی آید که وی نه تنها هیچ قرینه، شاهد و دلیلی برای این ادعای کذب ارائه نمی کند، بلکه تمامی قراین و شواهدی را که مبنی بر بی گناهی مدیران مسئول نشریات جعل شده و دانشجویان دانشگاه امیرکبیر در این پروژه شوم وجود دارد نادیده می گیرد. مواردی به صورت خلاصه که گواه بی گناهی دانشجویان مظلوم پلی تکنیک است به شرح زیر اعلام می گردد که بدون شک از چشم هیچ داور بی طرفی نمی تواند دور بماند الف) در روز وقوع حادثه به گواهی کارمندان انتظامات، مسئول حراست دانشگاه، واعظ، به ایشان دستور می دهد در آن روز هیچ گونه نشریه ای را از سطح دانشگاه جمع آوری نکنند. حتی زمانی که مدیران مسئول نشریات مجعول از انتظامات می خواهند این نشریات را جمع آوری نمایند، مسئول انتظامات دانشگاه عنوان می کند که در این زمینه به ایشان دستوری داده نشده است. چرا زمانی که مدیران مسئول نشریات مجعول از انتظامات و حراست دانشگاه درخواست می کنند این نشریات را از صحن دانشگاه جمع آوری نمایند، این دو نهاد هیچ گونه عکس العملی از خود نشان نمی دهند؟! نیروهای انتظامات که تا دیروز نشریات قانونی و دارای مجوز را به دستور حراست از صحن دانشگاه جمع آوری می کردند چرا آن روز به درخواست مدیران مسئول اعتنایی نمی کنند؟ ب) روز دوشنبه هفته گذشته کارمند کمیته انضباطی که گویا نقش کارشناس حقوقی دانشگاه را نیز بر عهده دارد طی سوال و جوابی با یکی از اعضای انجمن اسلامی که به کمیته انضباطی احضار شده بود عنوان می دارد که روزبهانی، مدیر کل فرهنگی دانشگاه، در خصوص قانونی بودن صدور اطلاعیه توقیف کلیه نشریات دانشجویی به علت توهین ۴ نشریه به مقدسات، شب قبل از وقوع چنین حادثه ای از وی استعلام می نماید ج) چرا هنگام شکایت پویان محمودیان در ساعات اولیه پخش نشریه جعل شده وی، به اداره کل فرهنگی دانشگاه علیرغم تکذیب چاپ این نشریه توسط وی، کارشناس این اداره که همکاری نزدیکی با روزنامه کیهان دارد به صورتی اهانت آمیز به این دانشجو حمله می کند؟ چرا مدیر کل فرهنگی در مقابل ضرب و جرح پویان محمودیان توسط بسیجیان که در حضور او و در دفتر او انجام گرفت هیچ گونه عکس العملی نشان نمی دهد؟ د) در همان روز وقوع این حادثه چند نفر از دانشجویان، یکی از اعضای ورودی جدید بسیج را در حالی که نشریات جعل شده را در آسانسور دانشکده های دانشگاه امیرکبیر قرار می داده، مشاهده کرده اند. این دانشجویان با مراجعه به اعضای شورای مرکزی انجمن اسلامی عنوان داشته اند که حاضرند بر علیه فرد مذکور در دادگاه شهادت دهند. هفته گذشته نیز و در پی توقیف کامپیوترهای سایت یکی از خوابگاه های دانشگاه امیرکبیر، گویا فایل های نشریات دانشجویی جعل شده در فولدر یکی دیگر از اعضای بسیج دانشگاه در کامپیوترهای خوابگاه یافت می شود. که به گفته خود این فرد به همین علت دانشگاه برای چند روزی او را ممنوع الورود می کند و پس از آن بدون رسیدگی به این مسئله به دستور مدیریت دانشگاه ورود این فرد دوباره به دانشگاه آزاد می شود. علاوه بر این، هفته گذشته چند نفر از دانشجویان، یکی از اعضای بسیج دانشگاه را در حالی که در یکی از مراکز چاپ و نشر اطراف دانشگاه در حال کپی کردن نشریات دانشجویی بوده، مشاهده کرده اند و با تلفن همراه خود از فرد مزبور عکس گرفته اند. این فرد بلافاصله از این مکان خارج شده و خود را به دفتر بسیج دانشگاه رسانده و نشریات کپی شده را تحویل ایشان داده است ه) از زمان توزیع نشریات دانشجویی در دانشگاه امیرکبیر، به جز چند برگ از نشریات مجعول به دست عموم دانشجویان نرسید و حتی مدیران مسئول این نشریات نیز برای دریافت ۴ نشریه چاپ شده به اعضای بسیج دانشگاه امیرکبیر مراجعه می کردند. اما در مقابل هر چهار نشریه در نوبت های متوالی به صورت آزادانه توسط اعضای بسیج چاپ و در میان تجمع کنندگان سریالی ایشان دست به دست می گشت. جالب آن که بعضا اعضای بسیج در مقابل درخواست دانشجویان برای دریافت این نشریات اعلام می کردند که از میان ۴ نشریه جعل شده، چندتای آن ها فعلا تمام شده و از ایشان می خواستند برای دریافت آن ها چند ساعت دیگر مراجعه کنند و) نخستين تجمع اعضاي بسيج براي درخواست اخراج مديران مسئول نشريات و برخورد امنيتي با آنان در زماني صورت مي گيرد که اين نشريات جعلي تازه در سطح دانشگاه در حال پخش بوده و حتي دانشجويان عادي دانشگاه هنوز متوجه چاپ و توزيع آن ها نشده اند. چگونه در مدت زمان چند دقيقه اي اعضاي بسيج اميرکبير به همراه اعضاي بسيج ساير دانشگاه ها و نيروهاي خارج از دانشگاه هماهنگي لازم را جهت برگزاري تجمع در ساختمان رياست دانشگاه انجام داده اند و حتي درخواست ها و شعارهايشان را هم از قبل مشخص کرده اند؟! همچنین در شرايطي که چندي است ساختمان رياست، به خارج دانشگاه منتقل شده است و ملاقات دانشجويان دانشگاه اميرکبير با مديريت دانشگاه تحت شديدترين تدابير امنيتي ميسر مي شود، بسيج دانشگاههاي تهران چگونه و با هماهنگي چه کسي به سهولت امکان حضور در ساختمان مديريت دانشگاه را يافته است؟ ز) چند تن از دانشجویان دانشگاه تهران که هفته گذشته برای کپی نشریات خود به میدان انقلاب مراجعه می کنند، درمی یابند که همان روزی که نشریات جعلی در دانشگاه امیرکبیر پخش می شود، چند مرکز تایپ و تکثیر به اتهام چاپ این نشریات در میدان انقلاب به دستور اماکن پلمب می شود و مسئولین این مراکز به زندان اوین منتقل می شوند آن چه مسلم است این است که هر یک از موارد فوق الذکر برای نیروهای امنیتی که همان روز حادثه موفق به یافتن مراکز تایپ و تکثیری که این نشریات در آن جا تکثیر شده، می شوند می تواند سرنخ های مهمی جهت کشف این پروژه شوم باشد. اما گویی اراده ای جهت انتساب بی چون و چرای این عمل به دانشجویان پلی تکنیک شکل گرفته است و علیرغم شواهدی که اظهر من الشمس است همچنان اصرار بر این است که چاپ این مطالب به نشریات مستقل دانشجویی نسبت داده شود انجمن اسلامی دانشگاه صنعتی امیرکبیر در خصوص آغاز انحراف سیر پرونده دانشجویان بازداشتی در دادگاه انقلاب هشدار می دهد و از مسئولین قضایی می خواهد نسبت به رسیدگی به این مسئله اقدامی عاجل انجام دهند. اگر تا دیروز اظهارات بی طرفانه مسئولین قوه قضاییه مایه آرامش و اطمینان دانشجویان بی گناه بود، امروز اظهارات پیش داورانه و جهت دار فردی که در جایگاه قاضی نشسته و سابقه ای طولانی در سرکوب و صدور احکام سنگین علیه دانشجویان و دیگر فعالین مدنی دارد، به شدت بر دامنه نگرانی ها افزوده است. اعتراف گیری تحت فشار و شکنجه های غیر انسانی از دانشجویان بی پناه، پروژه ای است که از پیش شکست خورده است و اظهارات این دانشجویان در هنگام بازداشت چنانچه ذره ای با آن چه بارها در هنگام آزادی، بیان نمودند تفاوت داشته باشد از اعتبار ساقط خواهد بود حال در این میان نکته جالب سیاست یک بام و دوهوای مدعیان دفاع از مقدسات است.آن چه اکنون مستمسک نیروهای اقتدارگرا برای پیش بردن پروژه انقلاب فرهنگی دوم در دانشگاه ها قرار گرفته، توهین به مقدسات است. اما با نگاهی به کارنامه عملکرد گذشته نه چندان دور مدعیان حامی مقدسات نشان دهنده آن است که، آن چه برای ایشان مهم است فقط و فقط مقاصد سیاسی شان است و دفاع از مقدسات تنها بهانه ای است برای نیل به آن اهداف. بحث توهین به مقدسات برای جماعت چکمه پوش و گوش به فرمان حلقه قدرت تنها بهانه ای برای قلع و قمع منتقدین و رقبای سیاسی خود است. آن چه مایه تاسف و تاثر است ملعبه بازی های سیاسی و پروژه های امنیتی قرار گرفتن مقدسات است. به سخره گرفتن مقدسات و در پی آن جعل غیراخلاقی لوگوی نشریات دانشجویی، نشان دهنده اوج انحطاط اخلاقی ساماندهندگان این پروژه شوم است. به عنوان مثال، سه نمونه از وقایع اخیر و نحوه واکنش این جریانات به وقایع در زیر به اختصار اشاره می شود الف) در حالی که چند ماه پیش توسط مسئولین رده بالای وزارت آموزش و پرورش در آزمون ضمن خدمت فرهنگیان توهین هایی بسیار شدیدتر از آن چه در نشریات جعلی پلی تکنیک به چاپ رسیده به ساحت پیامبر اکرم(ص) روا داشته شد، اما در مقابل آن صدای هیچ مخالفت و اعتراضی بلند نشد و در نهایت آن اهانت ها به خطای فردی تقلیل یافت و با عزل مدیر مربوطه قضیه حل و فصل شد. اما در غائله دانشگاه امیرکبیر علیرغم تکذیب مدیران مسئول در ساعات ابتدایی پخش نشریات در دانشگاه، بلافاصله در اقدامی هماهنگ بسیاری از دانشگاه ها سیاه پوش می شوند و خیل بسیجیان خواستار اخراج مدیران مسئول این نشریات از دانشگاه می شوند ب) هفته گذشته مامورین حراست دانشگاه امیرکبیر در جستجویی ناکام به منظور یافتن صندوق های انتخاباتی انجمن اسلامی به سالن استراحتگاه دختران دانشجوی دانشکده معدن حمله کردند. اما باز این مدعیان، نسبت به هتک حرمت دختران دانشجو که در سالن استراحت حجاب از سر برگرفته بودند توسط مامورین حراست نه تنها واکنشی نشان ندادند که از این حرکت گماشتگان حراست استقبال کردند. سخیف تر از این عمل، چند روز پیش در اقدامی که حتی فکر کردن به آن دل هر انسان آزاده ای را به درد می آورد معاون حراست دانشگاه رازی کرمانشاه با تهدید یکی از دختران دانشجو با سلاح گرم به وی تجاوز می کند، اما این اتفاق نیز نه تنها خون این مدعیان را به جوش و خروش نمی آورد، که در پی توجیه و تطهیر عملکرد حراست برمی خیزند. جالب آن که مسئول حراست این دانشگاه طی مصاحبه ای به صراحت اعلام می نماید که از یک سال پیش متوجه انحراف اخلاقی این فرد بوده اما وابستگی وی به یکی از مقامات مانع برخورد مسئولین دانشگاه با معاون حراست دانشگاه رازی کرمانشاه شده است. به راستی با مقایسه سکوت مدعیان سینه چاک ارزش ها در مقابل این عمل بی شرمانه معاون حراست دانشگاه کرمانشاه که مسبوق به سابقه در دانشگاه علامه و… بوده، با عکس العمل همین جماعت در خصوص مزاح نسنجیده یک استاد سالخورده دانشگاه با یکی از دانشجویان که منجر به اخراج بدون هر گونه بررسی وی از دانشگاه می شود و حتی درخواست مضحکانه «اعدام این استاد دانشگاه» مطرح می شود، می توان پی به صداقت، شرافت و منویات واقعی این جماعت برد ج) در روز معلم، طی برنامه ای از پیش چیده شده، بر دستان خانم معلم جناب رئیس جمهور دستکش پوشانده می شود و احمدی نژاد معلم خود را در آغوش گرفته و دستان او را می بوسد. این مسئله هیچ گونه واکنشی را از سوی گوش به فرمانان حلقه قدرت در دانشگاه یا خارج دانشگاه برنمی انگیزد. اما دست دادن اتفاقی دکتر ملکی و شیرین عبادی، که هر یک بیش از ۶۰ سال سن دارند، در دانشگاه امیرکبیر باعث می شود که یک شبه کل دانشگاه سیاه پوش شود و فریاد وااسلامای این جماعات بار دیگر بر آسمان بلند شده، خواستار اخراج دانشجویان سامانده این نشست شوند آن چه بیش از همه در برپایی و تداوم این غایله به چشم می خورد، نقش مدیران ارشد وزارت علوم و مدیریت دانشگاه امیرکبیر است. اراده ای بر آن شده است که به هر نحو ممکن چاپ نشریات موهن را به دانشجویان پلی تکنیک نسبت دهد. چنین اراده شومی بیش از همه کس در مدیران ارشد وزارت علوم و مدیریت دانشگاه امیرکبیر دیده می شود که در زیر به برخی از این موارد اشاره می شود الف) خرمشاد، معاون فرهنگی وزارت علوم، که بارها علیه دفتر تحکیم وحدت و تشکل های مستقل دانشجویی طی یک سال گذشته موضع گیری نموده است با بیان اظهاراتی عجیب، تکذیبیه مدیران مسئول نشریات را دروغ قلمداد کرده و اظهار می دارد که طبق سابقه مطالب چاپ شده در این نشریات، چاپ چنین مطالبی قطعا توسط دانشجویان دانشگاه امیرکبیر انجام شده است. خرمشاد اشاره ای به این مسئله نمی نماید که در صورتی که چاپ چنین مواردی در دانشگاه امیرکبیر مسبوق به سابقه بوده، چرا هیچ واکنشی از سوی مدیریت دانشگاه امیرکبیر و وزارت علوم در پی نداشته است؟! چرا مدیریت داشگاه امیرکبیر که حتی تیتر «رهایی از پلی تکنیک رفت» نشریه سحر را برنتافته و به صورتی یک جانبه و غیرقانونی اقدام به توقیف این نشریه می نماید، نسبت به چاپ چنین مطالب موهنی ساکت نشسته است؟! چرا بسیج و رسانه های حامی این جریان نسبت به هیچ یک از مطالب چاپ شده در این نشریات واکنشی نشان نداده اند؟! کدام مطلب مشابه آن چه در نشریه جعلی آمده، در شماره های پیشین این نشریات چاپ شده است؟ ب) مدیریت دانشگاه امیرکبیر، دکتر رهایی، از همان روز حادثه درب دانشگاه و ساختمان ریاست را به روی خیل بسیجیان مشتاق و معترض گشوده و داخل و خارج دانشگاه را به صحنه جولانگاه ایشان بدل ساخته است. هر روز در جمع آن ها حاضر می شود و قول برخورد با دانشجویان را داده و از آن ها با نوشیدنی و نهار(جوجه کباب) پذیرایی می کند. این در حالی است که وی از حضور در جمع دانشجویان دانشگاه به شدت پرهیز می کند. روزی به درخواست شورای صنفی برای شرکت در جلسه پرسش و پاسخ، جواب منفی می دهد و به حراست دستور می دهد که کلیه اطلاعیه های شورای صنفی را در این خصوص از بوردهای دانشگاه جمع آوری کند. روز دیگر خلف وعده می کند و در جمع دانشجویان حاضر نمی شود. و دیگر بار خود را به مدت ۲ ساعت در کلاسی حبس کرده و در نهایت با استفاده از نردبان از پنجره طبقه دوم ساختمان از دانشکده عمران خارج می شود تا پاسخگوی معترضین نباشد ج) در حالی که هر روز به بسیجیان اجازه داده می شود برای برپایی اعتراضات خود سیستم صوتی مجهزی را وارد دانشگاه می کنند و همچنین دوربین و خبرنگار صداوسیما به همراه میهمانان متعدد اجازه می یابند در برنامه ایشان شرکت کنند، اما به شورای صنفی که از سه هفته پیش و حتی قبل از به وجود آمدن این حادثه درخواست برگزاری تریبون آزاد داده پاسخی داده نمی شود و در مقابل انتقاد اعضای شورای صنفی به ایشان گفته می شود که بسیج برنامه های خود را به صورت غیرقانونی برگزار می کند. چگونه است که بسیج می تواند برای برپایی برنامه غیرقانونی هر روزه در صحن دانشگاه سیستم صوتی خود را به راحتی وارد دانشگاه کند، در حالی که انتظامات دانشگاه حتی گاها به خود اجازه می دهد وسایل شخصی دانشجویان را هنگام ورود به دانشگاه بازرسی کند؟! چگونه خبرنگار و دوربین صداوسیما اجازه می یابد که به راحتی وارد دانشگاه شود و از برنامه غیرقانونی گزارش تهیه نماید؟ چرا مسئولین نهاد رهبری دانشگاه در کلیه برنامه هایی که به گفته معاونت دانشجویی، غیرقانونی است، فعالانه شرکت می نمایند؟! چرا مبلغین قرائت فاشیستی از دین که نقش به سزایی در مخدوش شدن چهره دین در جامعه ایران ایفا کرده اند به ناگهان سر از دانشگاه پلی تکنیک درمی آورند؟ د) با این که در تمام درگیری های به وجود آمده طی هفته های گذشته در دانشگاه امیرکبیر یک طرف درگیری همواره بسیجیان دانشگاه بوده اند، چرا هیچ یک از آن ها به کمیته انضباطی احضار نشده اند؟ چرا فقط در میان ۲۵ نفر احضار شده نام دانشجویان عادی دانشگاه به چشم می خورد؟ چرا بدون هیچ علتی ۴ نفر از اعضای انجمن اسلامی به دانشگاه ممنوع الورود می شوند؟ چرا به کمیته انضباطی دستور داده می شود تا با تماس با خانواده دانشجویان، ایشان را تهدید کند که فرزندشان در حال اخراج از دانشگاه بوده و از ایشان بخواهد که از مراجعه فرزندشان به مدت چند هفته به دانشگاه جلوگیری کنند؟ چرا در مقابل سکته قلبی پدر یکی از دانشجویان به علت اظهارات کذب کارمند کمیته انضباطی، هیچ مقامی در دانشگاه پاسخگو نیست؟ ه) روز دوشنبه مسئول حراست از مدیران مسئول نشریات جعل شده می خواهد که به دفتر حراست در دانشگاه مراجعه نمایند. از آن جا که مدیران مسئول نمی خواستند مانند احمد قصابان طعمه نیروهای خودسر شوند تصمیم گرفته بودند چند روزی را در خوابگاه بمانند. اما آن روز به توصیه حراست از خوابگاه خارج شده و به سمت دانشگاه حرکت می کنند. این دانشجویان به محض خروج از خوابگاه توسط تعداد زیادی از نیروهای لباس شخصی تحت تعقیب قرار گرفته و در نهایت پس از تعقیب و گریز فراوان مقداد خلیل پور، یکی از مدیران مسئول، به وسیله باتون برقی و اسپری در دام این نیروها می افتد. جای این سوال باقی است که مدیریت دانشگاه بایستی حامی دانشجویان بوده و تلاش نماید که دانشجویان بازداشتی هر چه سریعتر آزاد شوند یا این که یک به یک آن ها را به عنوان طعمه تحویل نیروهای خودسر دهد؟! الحق که مدیریت فعلی دانشگاه امیرکبیر در راستای نیل به اهداف نابخردانه و برای اثبات گوش به فرمانی خود به نیروهای امنیتی از انجام هیچ عمل قبیحی علیه دانشجویان ابایی ندارد و) مدیریت دانشگاه علاوه بر موارد فوق دست به انتشار بیانیه تند و غیرمنصفانه ای علیه دانشجویان پلی تکنیک می زند و غائله به وجود آمده را این بار بدون هیچ پرده پوشی به ایشان نسبت می دهد، که این عمل به شدت از سوی اساتید دانشگاه در شورای دانشگاه مورد تقبیح قرار می گیرد. همچنین دکتر رهایی برای یافتن صندوق های رای انتخابات انجمن اسلامی، اجازه شکستن درب شورای صنفی دانشکده معدن، شکستن کمدهای دانشجویان دانشکده معدن و متالورژی و دانشکده شیمی و همچنین حمله به استراحتگاه دختران را می دهد که این عمل نیز با واکنش شدید اساتید دانشگاه مواجه می شود. ز) مدیر کل فرهنگی دانشگاه در اقدامی غیرقانونی بدون آن که پرونده نشریات جعل شده سیر قانونی خود را در کمیته ناظر بر نشریات طی کند، آن ها را توقیف و پرونده مدیران مسئول این نشریات را به کمیته انضباطی ارسال می کند. علاوه بر این، اداره کل فرهنگی در اقدام خلاف قانون دیگری کلیه نشریات دانشجویی دانشگاه را نیز به مدت نامعلومی توقیف موقت می کند. جای این سوال باقی است که مجموعه مدیریت دانشگاه در پی چه عملی است که از اطلاع رسانی نشریات دانشجویی میان دانشجویان و اساتید دانشگاه در هراس است؟ چرا به رغم تمامی آیین نامه های وزارت علوم پرونده نشریات دانشجویی بایستی به دادگاه انقلاب فرستاده شده و در آن جا مورد رسیدگی قرار گیرد؟ آن چه واضح و مبرهن است آن است که کینه توزی و عداوت نهادهای خارج از دانشگاه بر علیه داشجویان پلی تکنیک طی سالیان گذشته مسبوق به سابقه بوده و بیش از این از آن ها انتظاری نیست. اما آن چه پلی تکنیک را به مثابه خانواده ای همواره در کنار یکدیگر قرار داده، حل و فصل تمامی مشکلات داخل دانشگاه و ایستادگی در مقابل هجمه های بیرونی علیرغم اختلاف نظرهای احتمالی بوده است. اما مدیریت فعلی دانشگاه امیرکبیر به همراه بسیج ضد دانشجویی برای حل مشکلات دانشگاه به صورتی آشکار به نهادهای امنیتی خارج از دانشگاه تکیه می کند و تلاش دارد با پیگیری سیاست «النصر بالرعب» تمامی مشکلات موجود را حل نماید. دکتر رهایی، در حالی از حضور در جمع دانشجویان هراس دارد و پس از ساعت ها حبس خود در کلاس درس به کمک حراست به وسیله نردبان از طبقه دوم ساختمان خارج می شود، که هر روز با آغوشی باز بسیجیان سراسر کشور را به حضور می پذیرد و پذیرایی گرمی از ایشان می نماید. فضای پویای حاکم بر پلی تکنیک همواره نشان داده مدیریت دانشگاه بدون توجه به نظر اساتید و دانشجویان این دانشگاه قطعا موفق نخواهد بود انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی امیرکبیر گر چه دست های زیادی را در انجام و اجرای این سناریو دخیل می داند، اما بر این نظر است که پیش بردن این پروژه قطعا بدون همکاری و همیاری مدیریت دانشگاه امکان پذیر نخواهد بود. لذا ما مسئولیت تمام تضییقات و محدودیات هایی را که در این مدت به صورت غیرقانونی بر دانشجویان اعمال می شود، بر عهده شخص دکتر رهایی می دانیم و معتقدیم ایشان بایستی در برابر ظلمی که بر دانشگاه و دانشجویان می رود، پاسخگو باشد. رهایی بداند که خانواده پلی تکنیک گریبان او را در خصوص سوء مدیریت های وی طی دو سال گذشته رها نخواهد کرد و او را مجبور به پاسخگویی خواهد نمود به ایشان توصیه می کنیم به روزی بیندیشد که سکه اقبال دولت احمدی نژاد و حامیان او رو به افول گذارد. روزی که با تصمیمات نابخردانه جاری چندان هم دور به نظر نمی رسد. آن روز رهایی باید در زیر نگاه سنگین و پرسشگر دانشجویان و اساتید پلی تکنیک که خاطرات روزهای تاریک مدیریت وی را در ذهن خود مرور می کنند در دانشگاه حاضر شود. بی شک دوره ریاست رهایی در تاریخ پلی تکنیک به عنوان تاریک ترین دوره مدیریت دانشگاه در قبل و بعد از انقلاب ثبت خواهد شد و نام وی برای ابد با ننگ سرکوب دانشجویان آزادیخواه پلی تکنیک و تبدیل امیرکبیر به جولانگاه نیروهای امنیتی و شبه نظامی گره خواهد خورد نکته قابل تامل دیگر این است که طراحان امنیتی پروژه جعل نشریات دانشجویی به منظور ایجاد فضای رعب و وحشت در دانشگاه و در حالی که از واکنش دانشجویان در هول و هراس به سر می برند، به منظور برگرفتن تنها ابزار دانشجویان این دیار که همانا اعتراض کردن و فریاد زدن علیه ظلمی است که بر ایشان می رود، در پی دستگیری ۷ دانشجوی پلی تکنیکی و القای ناجوانمردانه اتهام جعل نشریات به دانشجویان مظلوم، طی اظهاراتی که گویی پرده از سناریوی شوم دیگری برمی گیرد، خبر از توطئه عده ای جهت به آشوب کشیدن فضای دانشگاه ها می دهند. انجمن اسلامی دانشجویان اعلام می نماید که اعتراضات دانشجویی همواره آشکار، روشن و بدون پرده پوشی اعلام و اجرا شده است و برای اعتراض به ظلمی روزافزونی که بر دانشجویان می رود، نیازی به توطئه چینی نیست. آنان که به خیال خام خود قصد دارند با این به اصطلاح پیش گویی ها صدای اعتراض دانشجویان را در گلو خفه کنند در مسیری اشتباه گام برمی دارند. دانشجویان مسلما در هفته های آتی نسبت به این همه ناجوانمردی که بر حقشان روا داشته شده، اعتراضات مدنی و آرام خود را پی خواهند گرفت و در مقابل آشوب طلبان، عملگان بی همت و چکمه پوشان بی غیرت با تمام توان ایستادگی خواهند کرد انجمن اسلامی دانشگاه امیرکبیر به نمایندگی از دانشجویان این دانشگاه، دست یاری به سوی اساتید محترم که بی شک در طول تاریخ این دانشگاه نقش پدرانه خود را در خانواده بزرگ پلی تکنیک به بهترین شکل ایفا نموده اند، دراز می کند. ما معتقدیم گره از کار فروبسته امروز دانشگاه امیرکبیر تنها با همیاری و همکاری کلیه اعضای این خانواده میسر خواهد بود. اساتید محترم پلی تکنیک، «اينک ما مانده ايم و زندان هايی آباد، دانشگاه هايی ويران و جامعه ای رنجور. دانشجو و استاد همه تاوان استقلال خود را می پردازند و هر کس سر بر آستان قدرت ندارد بایستی آستين به خون جگر بشويد که حاکمیت اقتدارگرا جز مريد مطيع نمی پسندد. دانشجويان نه منافسه در قدرت دارند نه مناقشه در ثروت، بل مطالبه حريت می کنند و مقابله با استبداد و جباريت اکنون ۷ نفر از خانواده پلی تکنیک در بند امنیتی ۲۰۹ اوین در بندند. دکتر کیوان انصاری، بابک زمانیان، احمد قصابان، مقداد خلیل پور، پویان محمودیان، مجید شیخ پور و مجید توکلی، ۷ دانشجوی پلی تکنیکی هستند که اکنون جدا از خانه و خانواداه خود گرفتار زنجیر بدخواهان هستند. دانشجویان پلی تکنیک بیش از این تحمل این همه ظلم و جور حاکمیت اقتدارگرا را ندارند. انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی امیرکبیر اعلام می نماید از هیچ تلاشی جهت آزادی این ۷ یار دبستانی فروگذار نخواهد کرد و از اساتید آگاه و دانشجویان فهیم پلی تکنیک می خواهد که تا زمان آزادی هر هفت نفر، از پای ننشسته و به اعتراضات به حق خود ادامه دهند کیوان انصاری در حالی که حکم بدوی او ماه ها پیش صادر شده است، اکنون نزدیک به ۳۰۰ روز است که در بازداشت موقت(!) و در شرایط سلول انفرادی به سر می برد. دکتر انصاری از نارسایی کبد ماه هاست که رنج می برد. بابک زمانیان پس از گذشت بیش از ۲۰ روز از بازداشت به گفته خانواده اش، به علت عدم دسترسی به داروهایش، وضعیت جسمانی اش رو وخامت گراییده است. از احمد قصابان، مقداد خلیل پور، پویان محمودیان، مجید شیخ پور و مجید توکلی هم که مظلومانه به علت گناهی ناکرده به حبس و زجر گرفتار آمده اند، خبری در دست که نیست که مرهمی باشد بر زخم نگرانی ها و اضطراب های خانواده شان و دیگر یاران دبستانی شان. «دير شده است، طفل انتظار پير شده است، دل صبر از اين شيوه سير شده است. اگر ايران است، اگر ايمان است، اگر کرامت انسان است، اگر خرد و برهان است، اگر عشق و عرفان است، همه دستخوش تاراج و طوفان است. کجاست شير دلی کز بلا نپرهيزد؟ انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی امیرکبیر -پلی تکنیک تهران اردیبهشت ۲۲ ۱۳۸۵ |
|
#20
|
||||
|
||||
|
here is another update on the political prisoners from Polytechnic (Amirkabir) University.
http://www.autnews.info/archives/1386,04,0004044 نامه سرگشاده دفتر تحکیم وحدت خطاب به اساتید، روشنفکران، فعالین سیاسی و مدنی ، مجامع حقوق بشری: قانون اساسی و قوانین مدنی هم کاغذ پاره است !!!؟ نوشته شده : دوشنبه ۱۱م تیر ۱۳۸۶ @ ۵:۴۷ ب.ظ، در رسته های : خبر، دانشگاه، حقوق بشر توسط : خبرنامه امیرکبیر ، دنبال کردن نظرات به صورت RSS ظلمی که این روزها بر جامعه دانشگاهی کشور می رود بر کمتر کسی پوشیده است. اخراج و تعلیق اساتید و دانشجویان منتقد، احکام سنگین کمیته های انضباطی حتی در ایام امتحانات، تعطیلی نهادهای مستقل دانشجویی و شعار انقلاب فرهنگی دوم گوشه ای از تهاجم گسترده به دانشگاههای کشور است. در حالی که اصل بیست و سوم قانون اساسی بیان می دارد: “تفتیش عقاید ممنوع است و هیچکس را نمی توان به صرف داشتن عقیده مورد تعرض و مواخذه قرار داد” در یک سال گذشته شاهد بودیم که دانشجویان منتقد از تحصیل در مقاطع کارشناسی ارشد باز ماندند و اساتید دگر اندیش نیز از تدریس محروم گشتند.که مثال بارز این مساله منع تحصیل دانشجویان ستاره دار و مشکلات پیش آمده برای اساتید دگراندیش با توسل به بازنشستگی اجباری و عدم تمدید قرار داد و اقدامات غیر قانونی دیگر است. در کنار این برخوردهای غیر قانونی و غیر اخلاقی شاهد موجی از بازداشت دانشجویان و صدور احکام سنگین قضایی بوده ایم؛ که نمونه بارز آن بازداشت ۲۹ دانشجو از ابتدا سال ۸۶ تا کنون است. همچنین در حالی که بر اساس اصل بیست و هفتم قانون اساسی برگزاری اجتماعات و راه پیمائی ها آزاد است این حق مدتهاست که از سوی نهادهای نظامی و امنیتی نقض می شود و شرکت کنندگان در این تجمعات دستگیر و در حین بازجویی حقوق آنها نقض می شود و در ادامه احکام سنگین قضایی از سوی معاونت امنیت برای آنها صادر می گردد كه نمونه بارز آن احکام سنگین برای فعالین زن و فعالین دانشجویی عرصه زنان می باشد. اما آنچه نگرانیمان را بیشتر می نماید تدوام بازداشت ۸ دانشجوی امیرکبیر و اخبار نگران کننده از ضرب و شتم آنها برای اخذ اعتراف است. اخباری که با سخنان وقیحانه مسئولین دولت درباره عدم رعایت حقوق شهروندی برای برخی متهمان نگران کننده تر می شود (۱). هر کسی می داند که برخی متهمان در نظر مسئولین کسانی هستند که به سیاستهای غلط آنها انتقاد نماید که شاهد این مدعی نیز اتهام اقدام علیه امنیت ملی برای کلیه منتقدان و انتقال آنها به بندهای امنیتی می باشد. بیش از پنجاه روز از غائله دانشگاه امیرکبیر می گذرد و در این مدت بر هر انسان منصفی مسلم شده است که انتشار مطالب موهن نشریات توسط دانشجویان نبوده است اما در این مدت به تدریج شاهد دستگیری ۸ تن از همکلاسیهایمان بودیم و در برخورد با انها به صراحت شاهد نقض قوانین بوده ایم که برخی از انها به شرح زیر است: ۱- در حالی که مدیران مسئول این نشریات بارها از انتشار مطالب موهن تبری جستند و حتی در نامه ای به رئیس قوه قضائیه خواهان پیگیری و برخورد با کسانی شدند که این مطالب را انتشار داده اند(۲) و حتی شکایتی را از برخی افراد و نهادها تنظیم نمودند (۳) با این وجود این دانشجویان تنها متهمانی بودند که به دادگاه احضار شدند و از سایر گروهها و اشخاصی که بر موج ساخته شده سوار شدند و جولان دادند و اتفاقا هم اینان بودند که از انتشار نشریات نفعی بردند، هیچ شخصی به دادگاه احضار نگردید. همچنین در اقدامی عجیب علاوه بر مدیران مسئول نشریات چهار دانشجوی عضو انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه امیرکبیر بازداشت شدند که این مساله شائبه پرونده سازی برای برخورد با دانشجویان منتقد را افزایش داد. ۲- با وجود اینکه مراحل قانونی احضار این دانشجویان به دادگاه مطابق ماده ۱۱۲ قانون آیین دادرسی دادگاهها که بیان می دارد: “احضار متهم به وسيله احضار نامه به عمل مي آيد. احضار نامه در دو نسخه فرستاده مي شود …” طی نگردید که خود مساله ای درخور تامل است (۴) ولی این دانشجویان از آنجا که بی گناهی خویش اطمینان داشتند در دادگاه حاضر گردیدند و با این وجود در اقدامی عجیب و سوال برانگیز شاهد بازداشت آنها بودیم که این اقدام بر خلاف ماده اول قانون احترام به آزاديهاي مشروع و حفظ حقوق شهروندي است که بیان می دارد: “از بازداشت هاي اضافي و بدون ضرورت اجتناب شود” ۳- معاون امنیت دادستان تهران که قاضی پرونده نیز هست بارها پیش از محاکمه دانشجویان آنها را مجرم نامید. وی در مصاحبه ای می گوید: از نظر ما مقصران اصلي اين قضيه مديران مسئول نشريات هستند، مديران مسئول در اظهارات خود فرافكني كرده و قضيه را به عهده افراد ديگري مي*اندازند ( ۵) و مسئولین وزارت علوم نیز بارها این غائله را به دانشجویان نسبت داده اند(۶). بی شک سخنان قاضی و مسئولین وزارت علوم در تضاد اشکار با اصل سی و هفتم قانون اساسی است که بیان می دارد: “اصل بر برائت است و هیچکس از نظر قانون مجرم شناخته نمی شود مگر اینکه جرم او در دادگاه صالح اثبات گردد” قاضی پرونده خود در حالی که اذعان می نماید دانشجویان مسئولیت این اقدام را نپذیرفته اند تاکید می ورزد که این اقدام از سوی آنها انجام شده است. تاکیدی که این شائبه را تقویت می نماید که قاضی از ابتدا قصد داشته است دانشجویان را گناهکار اعلام نماید و با توجه به عدم پذیرش این مساله از سوی دانشجویان، آنها تحت فشار های جسمی و روحی قرار داده است. به راستی چگونه ممکن است قاضی پرونده که پیش از محاکمه دانشجویان آنها را مجرم می داند رایی عادلانه صادر نماید؟ ۴- بیش از پنجاه روز از بازداشت دانشجویان می گذرد. این اقدام در تضاد با اصل ۳۲ قانون اساسی است که بیان می دارد: “هیچکس را نمی توان دستگیر کرد مگر به حکم و ترتیبی که قانون معین می کند. در صورت بازداشت موضوع اتهام را باید با ذکر دلیل بلافاصله کتبا به متهم ابلاغ نمود و تفهیم کرد و حداکثر ظرف مدت بیست و چهارساعت پرونده مقدماتی به مراجعه صالحه قضایی ارسال و مقدمات محاکمه در اسرع وقت فراهم گردد. متخلف از این اصل طبق قانون مجازات می شود” و همچنین در تضاد با ماده ۵ قانون احترام به آزاديهاي مشروع و حفظ حقوق شهروندي است که بیان می دارد: ” اصل منع دستگيري و بازداشت افراد ايجاب مي نمايد كه در موارد ضروري نيز به حكم و ترتيبي باشد كه در قانون معين گرديده است و ظرف مهلت مقرر، پرونده به مراجع صالح قضائي ارسال شود و حتي الامكان خانواده دستگيرشدگان در جريان قرار گيرند” که البته باید خاطر نشان کرد همچنان اصل بازداشت محل سوال فراوان است. ۵- در روزهای گذشته اخباری موثق مبنی بر استفاده از چشم بند و سایر وسائل مرتبط در طول مدت بازداشت، انتقال دانشجویان به سلولهای انفرادی، بی خوابیهای طولانی و ایجاد فشار روانی بر آنها انتشار یافته است که بر خلاف ماده ۶ قانون احترام به آزاديهاي مشروع و حفظ حقوق شهروندي است که بیان می دارد: “در جريان دستگيري و بازجوئي يا استطلاع و تحقيق از ايذاي افراد نظير بستن چشم و ساير اعضاء، تحقير و استخفاف به آنان، اجتناب گردد.” ۶- در روزهای گذشته اخباری موثق مبنی بر ضرب و شتم دانشجویان جهت اعتراف به گناه نکرده انتشار یافته است و برخی از افرادی که با این دانشجویان ملاقات کرده اند از وجود کبودی در برخی از اعضا بدن این افراد سخن گفته اند. این اقدام نیز تضاد با اصل سی و هشتم قانون اساسی است که بیان می دارد: “هر گونه شکنجه برای گرفتن اقرار و کسب اطلاع ممنوع است اجبار به شهادت، اقرار یا سوگند مجاز نیست و چنین شهادت و اقرار و سوگندی فاقد ارزش و اعتبار قانونی است. متخلف از این اصل طبق قانون مجازات می شود” و همچنین در تعارض با ماده ۹ قانون احترام به آزاديهاي مشروع و حفظ حقوق شهروندي است که بیان می دارد: “هرگونه شكنجه متهم به منظور اخذ قرار و يا اجبار او به امور ديگر ممنوع بوده و اقرارهاي اخذ شده بدينوسيله حجيّت شرعي و قانوني نخواهد داشت” ۷- در تمام این مدت این دانشجویان از حق داشتن وکیل محروم بوده اند و وکلای آنها هنوز نتوانسته اند پرونده را رویت نمایند که این اقدام در تعارض با اصل سی و پنج قانون اساسی است که بیان می دارد: “در همه دادگاهها طرفین حق دارند برای خود وکیل انتخاب نمایند”. حال سوال این است که این دانشجویان مگر چه اقدامی انجام داده اند که برای برخورد با آنها باید شاهد نقض گسترده قوانین باشیم. به راستی اعتراض به رئیس دولت در هنگام حضور در دانشگاه امیرکبیر در آذر ماه امسال باید چنین تاوانی داشته باشد. نگرانی ما از برخورد با این دانشجویان هنگامی افزایش یافت که مسئولین دولت نهم با وقاحت تمام از حق استفاده از چشم بند و فنون خاص برای اعتراف گیری سخن گفتند. سخنی که خود تاییدی بود بر اخباری که در این روزها درباره شکنجه و ضرب و شتم این دانشجویان انتشار یافته است. اقداماتی که پیش از این بارها شاهد آن بوده ایم و بسیاری از فعالین سیاسی، مدنی و دانشجویی پس از آزادی از زندان از آن سخن گفته اند. و نکته تاسف بار آنکه در این میان فشار بر خبرگزاریها و روزنامه هایی که با تلاشی قابل تقدیر تلاش می نمایند اندکی از ظلمهایی که به دانشجویان می رود را انعکاس دهند افزایش یافته، که این امر نیز در تضاد با اصل بیست و چهار قانون اساسی است که بیان می دارد: ” نشریات ومطبوعات در بیان مطالب آزادند مگر اینکه مخل مبانی اسلام یا حقوق عمومی باشند.” آیا انتشار اخبار ضرب و شتم دانشجویان مخل مبانی اسلام و قانون اساسی است؟ این فشارها بر اصحاب مطبوعات در حالی است که رئیس قوه قضائیه از اصحاب رسانه می خواهد موارد نقض حقوق شهروندی را اطلاع دهند و در مقابل نهاهایی موازی و ظاهرا با نفوذتر آنها را برای انتشار این اخبار مورد بازخواست قرار می دهد. اگر تادیروز نادیده گرفتن اعلامیه جهانی حقوق بشر سبب می گردید که بسیاری از دلسوزان وطن اعتراض نمایند که نقض حقوق بشر زیبنده ملتی با چنین سابقه درخشان فرهنگی و تاریخی نیست و باید مفادی از قانون اساسی و قانون مدنی اصلاح گردد و عزمی جدی در اجرای قانون پدید آید تا به این مساله پایان داده شود، امروز نقض گسترده قوانین مدنی و به خصوص قانون اساسی در برخورد با اساتید، دانشجویان و مطبوعات این شائبه را ایجاد می نماید که قانون اساسی و قوانین مدنی در نظر دولتمردان و نهادهای امنیتی و قضایی کاغذ پاره ای بیش نیست. آنان که تا دیروز التزام به قانون را کافی نمی دانستند و اعتقاد به آن را طلب می کردند امروز به به صراحت از نقض آن در برخورد با متهمان سخن می گویند. رئیس قوه قضائیه که بیان می دارد: “استفاده گسترده از حبس و زندان از سیاستهای حکومتهای طاغوتی بوده است”(۷) در مورد استفاده گسترده از حبس و زندان در مورد دانشجویان چه پاسخی دارد. در پایان ضمن اعلام انزجار از سخنان اخیر مسئولینی که استفاده از چشم بند و فنون خاص برای اعتراف گیری را مشروع دانسته اند از کلیه دلسوزان می خواهیم با محکوم کردن این سخنان شنیع مانع از رویه شدن بیش از پیش این اقدامات شوند. خواهان آنیم که پزشکان و وکلایی مستقل هر چه زودتر با دانشجویان در بند دیدار نمایند و مقدمات آزادی آنها فراهم آید و از کلیه اساتید، روشنفکران، فعالین سیاسی و مدنی و مجامع حقوق بشری انتظار داریم در برابر این ظلم به دانشجویان و نقض صریح قوانین اساسی و مدنی ساکت ننشیند که به تازگی کسانی معقدند قانون اساسی و قوانین مدنی هم کاغذ پاره است. ارجاعات : (۱) اعتماد ملی ، ۰۶/۰۴/۱۳۸۶ (۲) خبرگزاری ایلنا و ایسنا ۱۲/۰۲/۱۳۸۶ (۳) خبرگزاری ایسنا ۱۴/۰۲/۱۳۸۶ (۴) خبرگزاری ایسنا ۱۳۸۶/۰۲/۱۸(۵) خبرگزاری فارس - ۰۷/۰۳/۸۶ (۶) خبرگزاری ایسنا ۱۲/۰۲/۱۳۸۶ (۷) خبرگزاری ایلنا ۲۱/۰۳/۱۳۸۶
__________________
"Never argue with idiots. they'll drag you down to their level and beat you with experience." |
|
#21
|
||||
|
||||
|
..
ouch, so sad...
You have a good point there Mashdi jan. yeah maybe their name/publication is mis-used to get them arrested. But thankfully that doesnt stop Amir kabir students, I heard in reports that Chavez had a speech set up in Amir Kabir uni and none of the students in protest didnt show up and got the session cancelled.
__________________
NilouNoKia |
|
#22
|
||||
|
||||
|
Wow thanx to Motori and Mashdi!
Do I smell Enghelãb here? They did start back in 99. Khoda koneh in regimo tamoomesh konan!
__________________
تجاوز تجاوز ۲ - ۸ تجاوز |
|
#23
|
||||
|
||||
|
|
|
#24
|
||||
|
||||
|
and some reports about the growing support for the imprisoned Polytechnic (Amir Kabir) students among the university students in other cities.here are 2 from Shiraz & Mashhad:
http://www.autnews.info/archives/1386,04,0004078 نامه سرگشاده فعالان دانشجویی دانشگاه های شیراز به هاشمي شاهرودي براي آزادی دانشجویان زندانی پلی تکنیک نوشته شده : شنبه ۱۶م تیر ۱۳۸۶ @ ۲:۵۱ ب.ظ، در رسته های : خبر، سیاسی، دانشگاه، حقوق بشر توسط : خبرنامه امیرکبیر جمعی از فعالان دانشجویی و دانشجویان دانشگاه های شیراز و علوم پزشکی شیراز و صنعتی شیراز با صدور نامه سرگشاده ای خطاب به هاشمی شاهرودی خواستار آزادی دانشجویان زندانی دانشگاه پلی تکنیک شدند.در بخشي از اين نامه آمده است حضرت آیت الله هاشمی شاهرودی ریاست محترم قوه ی قضائیه با سلام همان گونه که مستحضرید ، هشت نفر از دانشجویان دانشگاه امیر کبیر ، نزدیک به دو ماه است که به اتهام انتشار نشریاتی با مطالب موهن در بازداشت به سر می برند. افراد یاد شده در زمان آزادی ، در سخنرانی ها ، مصاحبه ها و تریبون های آزاد دانشجویی به طور آشکار و واضح ، هرگونه دست داشتن در انتشارات این نشریات را انکار کرده و حتی در نامه ای به حضرت عالی خواستار پیگیری و یافتن عوامل اصلی انتشار این نشریات شدند.با این وجود و صرف نظر از اصل ماجرا ، حتی در مراحل بازداشت ، بازجویی و رسیدگی به پرونده ی دانشجویان ، موارد متعدد خلاف قانون صورت گرفته است. الف: در طول مدت بازداشت ، ارتباط این افراد با خانواده هایشان و دنیای بیرون از زندان قطع شده است. از طرفی شنیده ها حاکی است که این افراد در سلول انفرادی نگهداری شده و حتی بعضا مورد ضرب و شتم و برخوردهای فیزیکی بوده اند. این در حالی است که کارشناس صدا و سیما در مورد دیپلمات ایرانی که در بازداشت نیروهای آمریکایی بود ، به عنوان یک نظر کارشناسی بازداشت در انفرادی و به دور ازاخبار بیرون را شدیدترین شکنجه روحی ، روانی عنوان کرد بنابراین حداقل اگر نگه داشتن افراد در انفرادی و بی خبر از محیط بیرون و خانواده را از مصادیق شکنجه بپذیریم ، این رفتار بر خلاف اصل سی و هشتم قانون اساسی است که هرگونه شکنجه را غیرقانونی می داند و نیز طبق بند ۹ قانون حفظ حقوق شهروندی ، اقرارهای اخذ شده به این وسیله فاقد حجیت قانونی و شرعی است ب:علاوه بر قطع ارتباط با دنیای بیرون ، عدم امکان دیدار با وکیل نیز از دیگر موارد نقض آشکار قانون در این پرونده است. بر اساس بند ۳ قانون شهروندی ، حتی اگر متهمان امکان استفاده از وکیل را نداشته باشند، محاکم و دادسرا باید برای آنان امکان استفاده از وکیل و کارشناس را فراهم کنند،در شرایطی که در این پرونده با وجود داشتن وکیل متهمان امکان دیدار با وکیل خود را نیز نداشته اند. ج:اعلام نظر قاضی قبل از بررسی پرونده و برخورد جانبدارانه سیستم قضایی ، مشکل جدی دیگری در این پرونده است.قاضی حداد پیش از بررسی پرونده در دادگاه های صالحه اعلام کرده اند که علیرغم انکار متهمان ، “با تحقیقات به عمل آمده مشخص شده که قطعا این عمل از ناحیه این افراد انجام شده است”.ایسنا ۲۳ اردیبهشت حضرت آیت الله ، وظیفه ی اصلی و اساسی قوه ی قضائیه و قاضی برخورد بی طرفانه و عادلانه با متهمان است در حالیکه متهمان در زندان بدون ارتباط با جامعه و حتی وکیل خود به سر می برند ، اعلام قاضی ، مبنی بر اینکه علی رغم انکار متهمان ایشان مجرم هستند چگونه بی طرفی قاضی را توجیه می کند؟ اگر قرار است ابتدا قاضی تصمیم خود را اتخاذ کند و سپس بر اساس آن با توسل به سلول های انفرادی اقرارهای مورد نظر کسب شود ، آیا هیچ گونه وجاهت قانونی و شرعی بر این حکم و این اقرارها وجود خواهد داشت ؟ د:در مواردی شنیده شده که به خانواده متهمان تذکر داده شده که با رسانه ها مصاحبه نکنند و مطالب مربوط به این پرونده را بیان نکنند ، آیا منطقی است که قوه ی قضائیه ای که از نشریات خواسته است هرگونه مورد نقض حقوق شهروندی را به دبیرخانه ی هیئت مرکزی نظارت بر اجرای قانون حفظ حقوق شهروندی ارجاع دهند ، از پدری بخواهند که در مورد پایمال شدن حقوق شهروندی فرزندش با رسانه ها مصاحبه نکند؟ در پایان با توجه به مطالب ذکر شده ، نگرانی خود را مبنی بر استفاده از شکنجه های روحی،روانی و جسمی ، زندان های انفرادی ، دخالت و کنجکاوی در اسرار شخصی و خانوادگی ، تهدید و ارعاب در پرونده ی ذکر شده اعلام می داریم و با توجه به اینکه موارد فوق بر خلاف اصول فصل” حقوق ملت “قانون اساسی و نیز مخالف قانون حفظ حقوق شهروندی می باشند و برخورد با این قانون شکنی ها ، حق مسلم ملت ایران است لذا به عنوان عده ای از دانشجویان این مرز و بوم از شما به عنوان مسئول محترم قوه ی قضائیه و مسئول پیگیری هرگونه اعمال خلاف قانون در محاکم و دادسراها و رفتارهای غیر قانونی ضابطین قضایی می خواهیم که برای برخورد با نقض های آشکار قانون و عوامل اجرایی آن اقدامات لازم را مبذول فرموده و به اطلاع افکار عمومی برسانید. همچنین برای روشن شد موضوع برای افکار عمومی و کاهش نگرانی ها در پرونده ی مذکور ، تقاضا داریم دستور فرمایید تا ضمن دیدار وکیل پرونده با دانشجویان ،هیئت پزشکی بی طرفی نسبت به مسئله ی شکنجه های فیزیکی و روحی روانی بررسی های لازم را به عمل آورد و در اختیار ملت شریف ایران قرار دهد و من الله توفیق جمعی از فعالین دانشجویی دانشگاه های شیراز، علوم پزشکی و صنعتی مسعود خیراتی، محمدمهدی احمدی، حمزه رستمی، سعادت دلفانی، فرهاد محمدی، نادر دیناری، سید سجاد البادی، عبدالله ارجمند، احمد نقدی، مهدی امیریان، رسول خادم پیر، شهاب جزایری، احسان*الله نیک*آیین، توحید رزمی، عبدالحسین رضویان، مصطفی زارع، سید*فخرالدین آرمند، آیدین صادقی، سیاوش نشاط*پور، رضا احمدی، وحید دیوان*پور، محسن بنام، سمیرا رزاقی، محمد مهدی مجاهدیان، فریبرز گرشاسبی، سید*محمدرضا جعفری، پردیس رحمانی، حمید مهاجر، محمود شادابی*پور، آرمان دهقان، سردار محمودی، شیوا دستگیر، مرتضی صاکی، افشین هوشنگ، کاظم اسلامی، رضا مهدی*زاده، مهدی سلیمان*زاده، کاظم رضایی، عبدالله آقایی، آرش روستایی، آرش نوروزی، سوران مرادی، شکوه وسیلی، سحر یزدانی*پور، ناهید افراسیابی، میثم شریف*زاده، حمدالله نامجو، یونس میرحسینی، امین باغبان، احسان هاشمی، اسماعیل جلیلوند، سعید خلعتبری، علی شیدایی، محمد نیک*نژاد، عبدالله داوودیان، سعید لطفی، محسن قنبری، مرتضی چشمه*ماهتاب، مریم کواری، نسرین بصیرت، لیدا تقی*زادگان، حجت ژاله، محسن روزی*طلب، زینب براتی، رضا فولادی، سینا بنی زمانی، امیر رضوان*دوست، محمد*رضا نجفی، مهدی حسینی*مقدم، هانیه توحیدی*نژاد، مهوش رضایی، انیس خدادادی، فاطمه طاهری، اعظم کسرایی، طاهره جنگاور، مریم چابک*لو، منصور نظری، مصطفی سعادتی*فر، آتنا مرکزی، حسن روستا ، اسماعیل خانی ،مرتضی احمدزاده ، علی کریمی ،امیر رضا سهامی ، افشین کشتکاری، مجتبی پریش،حسین منیر واقفی، هادی دلیر،محمودرضا یزدانی،محمد عابدنژاد،مجیدرضا قنبری،امیرمحمد محمدی،برزین خسروزاد،مهدی حقانی،مرتضی جعفری،بیژن موعودی،محمد هادیان نجف آبادی،محمد گلزار،امیر گرشاسبی،سعید آقایی،سعید زارعپور،محمد کریمی،علیرضا اباذری،مسعود آل کثیر،آرش شهروئی،سید احسان شریعتی،اکبر شریعت نیا،سید موسی علوی،محمود روایی،فرهاد فرهادی،اعلاء طریقتی،محمد حجی،عبدالرضا قلی پور،مریم قدرمی،فرزانه جعفرپور،زهرا سراج،ام البنین بزرگ،فائزه دانیالی ، نازنین خوشنویسان، نسیم دالوند http://www.autnews.info/archives/1386,04,0004077 دراعتراض به ادامه بازداشت* دانشجويان اميركبير تعدادي ازدانشجويان درمشهد روزه سياسي گرفتند نوشته شده : شنبه ۱۶م تیر ۱۳۸۶ @ ۲:۴۵ ب.ظ، در رسته های : خبر، سیاسی، دانشگاه تعدادي از دانشجويان دانشگاه*هاي مشهد که به دليل آنچه ” بي*عدالتي در روند بررسي پرونده دانشجويان دانشگاه تهران و امير کبير كه در باز داشت به سر مي*بردند ” مي خواندند روزه سياسي گرفته بودند، روز پنج*شنبه با قرائت بيانيه بعد از اقامه نماز مغرب و عشا در “مسجد دانشگاه” مشهد افطار کردند به گزارش خبرنگار سياسي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) در اين خصوص حميد منزه ، فعال دانشجويي به ايسنا گفت: پس از حوادث دانشگاه امير کبير جمعي از دانشجويان مشهد به اين فکر افتاديم که براي دادخواهي از دوستانمان در اميرکبير و رساندن صداي اعتراضمان نسبت به عمل انجام شده واکنش نشان دهيم وي ادامه داد: اولين واکنش انتشار بيانيه*اي درسه هفته گذشته با مهر شش انجمن اسلامي دانشگاههاي فردوسي،* پيام نور،* خيام، سجاد، علوم پزشکي و دانشگاه آزاد مشهد بود و پس از آن نيز به دليل عدم اجازه ملاقات با وکيل و خانواده*هايشان سه شنبه ۱۲ تيرماه اقدام به انتشار بيانيه*اي با مهرپنج انجمن اسلامي دانشگاه مشهد كرديم منزه گفت: طبق اين بيانيه خواستار آزادي هر چه سريعتر آنها شديم و پنج شنبه ۱۴ تير ماه را به عنوان روزه سياسي اعلام کرديم تا بتوانيم دست به دامان يگانه دادگر شويم و به اميد برآوردن حق توسط پروردگار بمانيم اين فعال دانشجويي ادامه داد: به همين مناسبت روز پنجشنبه نزديک به ۲۵ نفر از دانشجويان دانشگاه*هاي مشهد و ۴ نفر از اعضاي شاخه جوانان احزاب به صورت شخصيت حقيقي در مراسم افطار روزه سياسي در مسجد دانشگاه که از قديم دفتر شوراي مرکزي انجمن اسلامي در ساختمان تحتاني آن قرار دارد، شرکت کردند
__________________
"Never argue with idiots. they'll drag you down to their level and beat you with experience." |
|
#25
|
||||
|
||||
|
we can only suppose that these imprisoned Polytechnic students just so stubbornly refuse to accept the gracious offer of free TV " air time " to " confess ".what an ungratefull bunch!!!
http://www.autnews.info/archives/1386,05,0004246 فرزندانمان را شکنجه* کرده*اند ؛ فکر می*کردیم دوره* شکنجه*های قرون*وسطایی به سر آمده باشد نوشته شده : چهارشنبه ۳م مرداد ۱۳۸۶ @ ۶:۳۳ ب.ظ، در رسته های : خبر خبرنامه امیرکبیر هفته گذشته ۵ نفر ازدانشجویان بازداشتی آزاد شدند. اما مجید توکلی، احمد قصابان و احسان منصوری همچنان در بند به*سر می*برند. بنا بر نامه*ی منتشر شده، این دانشجویان در طی ۸۰ روز بازداشت خود به شکلی مداوم و غیر انسانی تحت شکنجه*های طاقت*فرسا بوده*اند. “استفاده از کابل و شلاق برای ضرب و شتم توسط گروه هفت نفره*ی بازجوها به صورت هم زمان، که به بیهوشی و انتقال آن*ها به بهداری بند ۲۰۹ منجر شده است” از جمله این شکنجه*هاست، تا دانشجویان را وادار به اعترافِ “آن چه مأموران امنیتی می*خواهند” کند موارد آزار روحی و جسمی نام*برده *شده در نامه*ی خانواده*ها حقیقتاً تکان دهنده* است. دانشجویان در “بازجویی*های طولانی مدت (۲۴ ساعت مداوم) توسط یک تیم ۷ نفره و نیز بازجویی های گاه و بیگاه شامل نیمه های شب ” به طور دائم زیر فشار بودند. از موارد شکنجه*های روحی دانشجویان بازداشتی تهدید دائمی دانشجویان به “قتل و ضرب و جرح شدید و تهدید به آزار رساندن به اعضای خانواده” و یا “ارائه اخبار کذب مبنی بر دستگیری، ضرب و شتم و آزار اعضای خانواده و همچنین اخباری مبتنی بر بیماری (سکته قلبی) و انتقال اعضای خانواده به بیمارستان” و ” ارائه احکام مجعول مانند حکم اخراج والدین از محل کار” است. در جایی از نامه آمده، با دادن وعده آزادی به *دانشجویان تمام وسایل آن*ها را به ایشان تحویل می*دادند، اما سپس آن*ها را مجدداً به سلول باز گردانده، تحت شکنجه*های جسمانی طاقت فرسایی قرار می*دادند و به “سلول افراد خطرناک” می*فرستادند صداهایی لرزان پدر احمد قصابان تمایلی به صحبت با ما ندارد. او به*شدت نگران فرزندش است، می*گوید: دیگر دوست را از دشمن نمی*شناسم. من نگران فرزندم هستم. وقتی امضای من زیر آن نامه است یعنی تمام موارد را تائید می*کنم. من از موقعیت بچه*ام واقعاً می*ترسم. نمی*دانم سرنوشت این بچه*ها چه میشود برادر مجید توکلی نیز از واکنش ریاست قوه*قضاییه می*گوید: « پدرم همراه با خانواده*های دیگر در تهران بودند و قصد داشتند با رییس قوه قضاییه دیدار کنند، تا مسائل و واقعیت*ها را حضوری به او بگویند. اما آقای شاهرودی حاضر به دیدار نشد. خانواده*ها هم تصمیم گرفتند، این نامه افشاگرانه را منتشر کنند تا مشخص شود، مشکل ما چیست و چرا دیدار حضوری خواسته بودیم. آقای شاهرودی تا امروز به این نامه هم مانند نامه*های گذشته واکنشی نشان نداده*اند.» او متن نامه را گویای همه*چیز می*داند و می*گوید: « نامه کاملاً واضح است. چیز دیگری برای توضیح دادن نمانده*است. دیروز پدرم با مجید ملاقات داشت. آن*ها در اعتصاب غذا به*سرمی*برند و مشخص است که در این شرایط وضعیت اصلاً خوبی ندارند. اثرات شکنجه برروی بچه*ها کاملاً واضح بوده*است*. خود خانواده*ها در دیدار با بچه*ها این اثرات را روی صورت و بدن آن*ها دیده*اند صدای نگران و لرزان مادر احسان منصوری شاید بیشتر از جملات او گویا بود: « بچه*هایی، که از زندان آزاد شده*بودند و چیزهایی که خودمان در ملاقات دیروز دیدیم برای ما تکان دهنده بود و خیلی اذیت شدیم. بچه*ها تمام مدت در این دو ماه وانمود می*کردند که خیلی اذیت نشده*اند و دائماًً رعایت حال خانواده*ها را می*کردند. عده*ای که آزاد شدند چیزهایی را گفتند که… بسیار اذیت شدیم، بسیار زیاد. متأسفم. ما واقعاً از آقای شاهرودی انتظار رسیدگی داریم “فکر می*کردیم، دوره*ی شکنجه*های قرون*وسطایی به سر آمده باشد” آرمان صداقتی عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی پلی**تکنیک و هیئت رئیسه شورای تهران دفتر تحکیم وحدت از وضعیت دوستانش در زندان اوین ابراز نگرانی می*کند. او به موارد شکنجه*ای که در نامه خانواده*ها آمده، اشاره می*کند و می*گوید: « همان*طور که در نامه خانواده*ها آمده ۹مورد شکنجه روحی*است. برای مثال به آقای قصابان گفتند که پدرش به خاطر او اخراج شده*است و یک حکم جعلی اخراج به*او نشان داده*اند. یا بازهم درمورد آقای قصابان، مادر ایشان بیماری قلبی دارند و به*طور ۲۴ساعته در سلول او صدای قلب پخش می*کردند. شکنجه*های جسمی هم که تمامی نداشته*است. اعم از کتک زدن تا مرز بی*هوشی و یا نگه*داشتن آن*ها روی یک پا در ساعت*های متوالی. شنیده*ها حتی حاکی از این مسئله است که به آن*ها برق هم وصل*کردند. بازجویی*های طولانی مدت به وسیله*ی تیم ۷نفره نیز مزید بر علت شده و دانشجویان را به*شدت زیر فشار قرار می*داده*است.» او وضعیت ۵دانشجوی رهاشده را نیز “دردناک” خواند. صداقتی بازگویی گفته*های آزادشدگان را صلاح ندانست: « فقط می*توان گفت تحت فشار به* غایت زیادی بودند. مثلاً آقای حکیم*زاده، که من شخصاً با ایشان ملاقات داشتم، ۸کیلو وزن کم کرده بودند و به علت فشارهای زیاد روحی، وضعیت روانی عادی خودشان را نداشتند. شخصیت و وجودشان خورد شده بود. نه فقط آقای حکیم زاده تمام ۴ نفر دیگر هم همین وضع را دارند.» آرمان صداقتی عدم واکنش مسئولان را نشانی از یک دست شدن دستگاه قضایی می*داند و می*گوید: « نامه خطاب به آقای شاهرودی بوده*است. اما او هم هیچ موضع*گیری در قبال این نامه نکرده*است. این سکوت*ها می*تواند، حکایت از یک دست شدن سیستم قضایی داشته*باشد و از بین رفتن اختلافاتی که ممکن بود با اعتراض به بالا باعث بهبود کار در دادستانی شود، از بین رفته*است.» صداقتی نگران بازداشت*شدگان است و تأکید می*کند، دانشجویان بی*گناه هستند و مدرکی دال بر گناه*کاری ایشان وجود ندارد: «مگر این*که اعترافی به*زور از خود این دانشجویان گرفته*شود.» او با اشاره به پروژه*های اعتراف*گیری می*گوید: « فکر می*کردیم، شکنجه*های قرون*وسطایی دوره*اش به سر آمده باشد و عمر امثال این شکنجه*های روحی و روانی برای اعتراف*گیری*های این*چنینی پایان یافته*باشد. اما متأسفانه برخوردهای اخیر با دانشجویان و بخش مجدد اعترافات تلویزیونی نشان داد، روش*های قرون وسطایی و شکنجه*های این*چنینی همچنان مرسوم است. شکنجه*هایی که بچه*های پلی*تکنیک تحمل کردند و اکنون بر بازداشت*شدگان ۱۸تیر اعمال می*شود، مخصوصاً ۸نفر که هیچ خبری از آن*ها نیست و معلوم نیست دارند چه بلایی سر آن*ها می*آورند، همه و همه حکایت از پروژه*های اعتراف*گیری دارد. برای مثال آقای نیکونسبتی مشکل قلبی دارند. با این وجود تمام مدت اورا در انفرادی نگه داشته*اند و اجازه هیچ خبری به*جز یک تماس دو، سه دقیقه*ای با خانواده به او نداده*اند. اما خبرهای رسیده از اوین حکایت از وخامت شدید بیماری قلبی ایشان دارد و بودن در زندان و انفرادی به قیمت جان آقای نیکو نسبتی تمام می*شود.» آرمان صداقتی از دیگر دانشجویان در بند خبر دقیقی ندارد:«به گفته رییس دفتر آقای مرتضوی در دادستانی تهران، دوره*ی بازجویی می*تواند ۱الی ۴ ماه بدون هیچ توضیحی به وکلای آن*ها و بدون ملاقات در انفرادی طول بکشد.» http://www.autnews.info/archives/1386,05,0004243 رنجنامه افشا گرانه خانواده هاي مجيد توكلي،احمد قصابان واحسان منصوري به رياست قوه قضاييه:جزييات شكنجه دانشجويان دربند پلي تكنيكي نوشته شده : چهارشنبه ۳م مرداد ۱۳۸۶ @ ۶:۳۴ ب.ظ، در رسته های : خبر، سیاسی، دانشگاه، حقوق بشر خبرنامه امیرکبیر خانواده هاي مجيد توكلي،احمد قصابان و احسان منصوري طي رنجنامه اي افشاگرانه خطاب به آيت الله هاشمي شاهرودي ،آنچه را كه در زندان بر اين سه دانشجو رفته است را آشكار نمودند.در اين نامه كه با گذشت ۸۰ روز از بازداشت اين سه نفر نوشته شده است به آزارهاي جسمي و رواني كه در زندان رخ داده است اشاره شده و از قوه قضاييه درخواست پيگيري اين وضعيت شده است متن اين نامه به شرح زير مي باشد بسمه تعالي لايحب الله الجهر بالسوء من القول الا من ظلم رياست محترم قوه قضاييه جمهوري اسلامي ايران جناب آقاي هاشمي شاهرودي با سلام و تحيت اين چهارمين نامه اي است که پس از گذشت حدود ۸۰ روز از بازداشت فرزندانمان خطاب به حضرتعالي مي نگاريم همان طور که مي دانيد طي نامه هاي گذشته نگراني خود را نسبت به آزار و اذيت جسمي و روحي فرزندانمان در جهت گرفتن اعتراف از آنان به گناه ناکرده اعلام نموديم و از حضرتعالي درخواست نموديم به عنوان عالي ترين مقام قضايي کشور مانع از تحقق چينن روندي شويد.هم اينک از جمع هشت دانشجوي زنداني ۵ تن از آنان آزاد شده ند و سه عزيز ما همچنان در زندان مي باشند. جناب آقاي شاهرودي طي اين مدت طولاني هر آنچه از وضعيت فرزندانمان در زندان شنيديم،هيچ نگفتيم و به اميد عدالت دستگاه قضايي و آزادي دلبندانمان لب بر هر سخن شکوه آميز فرو بستيم ، اما امروز پس از دو جلسه ملاقات و آزادي ۵ دانشجوي ديگر با شنيدن آنچه که بر فرزندانمان در سلول هاي انفرادي بند ۲۰۹ رفته است از امروز مهر سکوت را شکسته و آنچه که بر آنها رفته است را به شرح زير به استحضار مي رسانيم آزارهاي رواني ۱- بازجويي طولاني مدت (۲۴ ساعت مداوم) توسط يک تيم ۷ نفره و نيز بازجويي هاي گاه و بيگاه شامل نيمه هاي شب ۲- ارائه اخبار کذب بر دستگيري ،ضرب و شتم و آزار اعضاي خانواده و همچنين اخباري مبتني بر بيماري(سکته قلبي) و انتقال اعضاي خانواده به بيمارستان ۳- پخش صداهاي آزار دهنده در سلول در زمان استراحت به طوري که مانع خوابيدن دانشجويان مي شده است. ۴- توهين هاي شديد و سخيف به فرد و اعضاي خانواده ۵- اهانت به دانشجويان و رفتار نا مناسب توسط نگهبانان بند ۲۰۹ ۶- تهديد هاي مختلف اعم از تهديد به قتل و ضرب و جرح شديد و تهديد به آزار رساندن به اعضاي خانواده ۷- ارائه احکام مجعول مانند حکم اخراج والدين از محل کار ، حکم قطعي شلاق ( ۸۰ ضربه ) براي فرد ۸- فرستادن دانشجويان به سلول افراد خطرناک ۹- دادن وعده ي آزادي و تحويل کليه وسايل دانشجويان دربند و سپس بازگرداندن آنها به سلول انفرادي آزار هاي جسمي : ۱- ضرب و شتم شديد توسط هفت بازجو به صورت هم زمان که به بيهوشي و انتقال فرزندانمان به بهداري بند ۲۰۹ منجر شده است ۲- ضربه با پا به بازوها ، سينه ، پشت و … ضرب و شتم با مشت و لگد به سر و صورت و پا ها به صورتي که در اثر ضربه دانشجويان از روي صندلي سقوط کرده يا به شدت به ديوار برخورد مي کردند . ۳- ضربه زدن روي دستبند به صورتي که آثار کبودي و تورم تا هفته ها روي دست آنها بوده است . ۴- نگهداري در سلول هايي با اندازه هاي کوچک بطوريکه امکان راه رفتن دراز کردن پا در آن نبوده است ۵- نگهداري در سلول هايي بدون زير انداز و هيچگونه وسيله ديگري ۶- اجبار به ايستادن متوالي طولاني مدت (۴۸ ساعت ) ۷- استفاده از کابل و شلاق براي ضرب و شتم ۸- خواباندن دانشجويان روي زمين و اذيت و آزار توسط تيم هفت نفره باز جويي از جمله فشار بر سر و صورت با پا ، ايستادن روي پا ها و کمر و نشستن روي پشت و کمر. ۹- اجبار به ايستادن روي يک پا بصورت متوالي به مدت طولاني ( ۱۸ ساعت ) . ۱۰- پرتاب کردن و هل دادن به صورتي که به ديوار برخورد کنند ۱۱- ندادن غذا به مدت ۴۸ ساعت . ۱۲- ضرب و شتم شديد حين انتقال به زندان به صورتي که مسئولين بند ۲۰۹ از تحويل گرفتن فرد اجتناب مي کردند . ۱۳- اجبار دانشجويان به خواندن مقالات موهن با صداي بلند به طور مداوم و پس از آن اجبار به نوشتن آن مطالب و مقالات از حفظ ۱۴- ممانعت از ويزيت دانشجويان توسط پزشک بند و استفاده از دارو هاي مورد نياز ۱۵- اجبار به انجام حرکات طاقت فرسا به مدت طولاني از قبيل نشستن و بلند شدن متوالي ، خم شدن و گرفتن مچ پا و … جناب آقاي شاهرودي كلمه كلمه آنچه كه در بالا آمده است همچون تيري بر قلب ما نشسته است وباز هم اين سوال را تكرار مي كنيم كه مگر يك جوان ۲۲ ساله توان تحمل چه ميزان شكنجه و فشار را دارد،گرچه چنين فشارهايي آن هم طي ۸۰ روز براي هيچ كس قابل تحمل نيست .و بازاين سوال را مطرح مي كنيم كه آيا اعترافاتي كه از طريق بدست آيد قابل قبول است؟به چه علت دستگاه امنيتي تلاش دارد در حالي كه چند جوان مسلمان خود توهين به ائمه(ع) و حجاب را محكوم مي كنند با زور به آنها القا نمايد كه نشريات موهن را منتشر نموده اند و به زور از آنها اعتراف بگيرد.هدف از بررسي اين پرونده يافتن حقيقت و ممانعت از تكرار مجدد چنين اتفاقاتي بوده است و يا متهم كردن چند دانشجوي بي گناه به هر قيمت. آن چه روي داده است آنچنان با قوانين اساسي ،حقوقي، شهروندي ونيز دين و اخلاق فاصله دارد،كه ديگر نه جايي براي شكوه كردن از نقض قانون ودين و اخلاق است و نه نايي براي ما براي تكرار مكررات پيشين.تنها اين را مي دانيم كه هر آنچه كه در زندان تحت عنوان اعتراف از فرزندانمان اخذ شده است تحت شديد ترين فشارهاي روحي و جسمي كه به بخشي از آنها در بالا اشاره شد بوده است و هيچ يك از اين اعترافات را قبول نداريم و سخناني از آنها قابل قبول است كه در فضاي آزاد و بيرون از زندان گفته شود. جناب آقاي شاهرودي ما و فرزندانمان در انتظار اقدام عدالت جويانه جنابعالي هستيم تا بار ديگر بارقه اميد به اجراي عدالت در دلهاي سوخته مان روشن شود و باور کنيم که دانشجويان نخبه اين کشور که آينده سازان فرداي کشورند نه به چشم دشمن و نامحرم و مزاحم که به عنوان ميراث داران فرداي ايران نگريسته مي شوند و هرگز به کسي اجازه داده نمي شود که آنان را به گناه ناکرده متهم کند و تحت فشار وادار به اعترافشان نمايد. بي شک همه ما در پيشگاه خداوند قادر متعال ، وجدان خود و نگاه ناظر مردم پاسخگوي همه اعمال خود خواهيم بود.درخواست ما از جنابعالي آن است که با پي گيري هاي ويژه، ضمن پايان اين روند در بررسي پرونده نشريات دانشجويي جعلي در يکي از زيرمجموعه هاي دستگاه قضايي اجازه تضييع حق عزيزان دربندمان را ندهيد و دستور آزادي آنان را صادر فرماييد با تشكر و تجديد احترام خانواده هاي سه دانشجوي زنداني :مجيد توكلي،احمد قصابان،احسان منصوري
__________________
"Never argue with idiots. they'll drag you down to their level and beat you with experience." |
|
#26
|
||||
|
||||
|
For centuries we have been looking and worrying about possible attacks from our enemies beyond our borders to a point we all forgot how vulnerable we have been for an attack from WITHIN.
__________________
To be Truly Ignorant, Man requires an Education. |
|
#27
|
||||
|
||||
|
dameshoon garm, hope they get out of this alive
__________________
“Be happy for this moment. This moment is your life.” Omar Khayyam 1048-1131 |
|
#28
|
||||
|
||||
|
Thanks Mashdi jaan for the updates. So is that murderer AN still claiming that freedom has never so high as under his coup regime because Amir Kabeer student could voice their concerns? As it turns out the idea was to torture them later. To be a chronic professional liar is a job requirement for IR and also its supporters.
|
|
#29
|
||||
|
||||
|
AN and co are doing their promise of MEHR VARZI in the best possible way. Here is is by N.A.Kowsar:
http://www.roozonline.com/archives/2007/07/006377.php |
|
#30
|
||||
|
||||
|
وضعيت نگران کننده دانشجويان بازداشت شده
http://www.autnews.info/archives/1386,05,0004375 نوشته شده : یکشنبه ۱۴م مرداد ۱۳۸۶ توسط : خبرنامه امیرکبیر در حاليکه نزديک به ۹۰ روز از بازداشت مجيد توکلی، احسان منصوری و احمد قصابان، سه تن از اعضای شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشگاه امير کبير می گذرد، فعالان دانشجويی خبر از وخيم تر شدن وضعيت جسمی مجيد توکلی پس از ۲۴ روز اعتصاب غذا می دهند اين در حالی است که شيرين عبادی، برنده جايزه صلح نوبل، در ديدار با اعضای دفتر تحکيم وحدت و ۵ دانشجوی تازه آزاد شده دانشگاه امير کبير، به دانشجويان توصيه کرد درباره شکنجه ها و آزارهايی که در زندان ديده اند، مصاحبه و آن را مکتوب کنند به گزارش خبرنامه امير کبير، پايگاه خبری- تحليلی دانشجويان امير کبير، در اين ديدار که در دفتر شيرين عبادی اتفاق افتاد، دانشجويان آزاد شده امير کبير نيز حضور داشتند و به بيان شکنجه هايی که در زندان متحمل شده اند، پرداختند خبرنامه امير کبير می افزايد: شيرين عبادی که با خواندن موارد شکنجه متعجب شده بود، به اين دانشجويان گفت که تمام مواردی که از ابتدای بازداشتشان اتفاق افتاده است را مکتوب کنند و همه موارد، از شکنجه ها و کتک ها را بنويسند و در اين باره مصاحبه کنند اين خبرنامه در ادامه نوشته است: خانم عبادی گفت که دانشجويان اين کار را هم بخاطر خودشان و هم کسانی که در زندان هستند، انجام دهند و تجربه موفق اين کار در زمينه پرونده وبلاگ نويسان رخ داده است خانم عبادی در اين ديدار گفت که «اعتراف گيری دروغين»، «سناريوی نخ نما شده مربوط به دوران استالين» است اسماعيل سلمانپور، از اعضای انجمن اسلامی دانشگاه امير کبير درباره ديدار شورای عمومی دفتر تحکيم وحدت و دانشجويان دانشگاه امير کبير با شيرين عبادی، برنده جايزه صلح نوبل می گويد: اعضای تحکيم وحدت از هر وسيله ای برای آزادی دانشجويان بازداشت شده، استفاده می کنند. اعضای تحکيم وحدت سعی می کنند با کسانی که تاثير گذار هستند، د يدار می کنند. خانم عبادی هم به عنوان کسی که در دفاع از دانشجويان سابقه زيادی دارد، وکيل بهاره هدايت، دبير واحد زنان دفتر تحکيم وحدت است، وکالت خانواده های قربانيان قتل های زنجيره ای و فعالان حقوق زنان را بر عهده داشته، می تواند در آزادی دانشجويان موثر باشد فعالان دانشجویی می گويند جان مجید توکلی در خطر است در همين حال با گذشت نزديک به ۹۰ روز از بازداشت مجيد توکلی، از اعضای شورای مرکزی دانشجويان امير کبير و سپری شدن ۲۴ روز از اعتصاب غذای وی، فعالان دانشجويی و حقوق بشری از وضعيت وخيم جسمی وی ابراز نگرانی شديدی می کنند و می گويند جان وی در خطر است برادر مجيد توکلی چند روز پيش در آستانه بيست و يکمين روز اعتصاب غذای وی به راديو فردا گفت: از برادرم طی تماس تلفنی که با منزل داشت پرسيدم وضعيتش چطور است، فقط گفت حدود ۱۲ کيلو لاغر شده است ولی هنوز زنده است. اصلا نمی توانست صحبت کند. آدمی که ۱۲ کيلو وزن کم کند و غذا هم نخورد چطور می تواند دوام بياورد. حتی مادرم با التماس به او گفت اعتصاب غذا را قطع کند اما مجيد می گويد اگر اعتصاب غذا را تمام کند، فشارها بر او دوباره آغاز می شود. او می گويد همچنان فشارها برای اعتراف گيری بر او وجود دارد. پدرم که از زمانی که با مجيد ملاقات کرد بيمار شده و مادرم هم وضعيت بدی دارد. من نمی دانم برادرم را از زندان نجات بدهم يا پدر و مادرم را از مرگ نجات دهم در همين حال خبرنامه امير کبير، پايگاه خبری- تحليلی دانشجويان امير کبير به نقل از وکيل اين دانشجويان احتمال داد احسان منصوری، احمد قصابان و مجيد توکلی به زودی با قيد وثيقه آزاد شوند پدر احمد قصابان در گفت و گو با راديو فردا می گويد فرزندش هم اکنون در بند عمومی است با اين حال به دليل شکنجه های غالبا روحی و بعضا جسمی، وضعيت روحی بدی دارد وی می افزايد: هم سلولی های احمد که آزاد شده اند، گفته اند که وی با کابل کتک خورده است. من خودم آثار شکنجه را بر بدن او نديدم . ولی به من گفت که شکنجه روحی شده است و ماموران زندان در سلول او صدای تپش قلب پخش می کردند و به او که مادرش بيماری قلبی دارد، می گفتند که اين صدای قلب مادرش است و مادرش در وضعيت وخيمی بسر می برد. در طی ۲۴ ساعت هفت بازجو او را بازجويی می کرده اند. پسرم خيلی عصبی است و تيک عصبی پيدا کرده است. او نزديک ۹۰ روز است در زندان است، ۵۰ روز را در سلول انفرادی گذرانده است. حق دارد ناراحت باشد پدر احمد قصابان در ادامه می گويد: «پسرم بی گناه است. من نمی دانم چرا آنها را آزاد نمی کنند، من خودم سياسی نيستم و سياست را دوست ندارم. فقط ديگر خسته شده ام. ۹۰ روز است از محل زندگی مان در مشهد برای پيگيری وضعيت احمد به تهران می روم و برمی گردم.» پدر احمد قصابان در ادامه می گويد مقامات مسوول به خانواده های دانشجويان زندانی پاسخ درستی نمی دهند و می افزايد: من حدود ۳۰ مرتبه از قاضی حداد، قاضی پرونده درخواست ملاقات کردم ولی ما را نپذيرفتند و جوابی نگرفتم. فقط برای بيشتر مسوولان نامه نوشته ايم و از آنها خواسته ايم فرزندانمان را آزاد کنند با وجودی که گفته می شود احمد قصابان، احسان منصوری و مجيد توکلی، سه دانشجوی دانشگاه امير کبير به زودی با قيد وثيقه آزاد می شوند، پدر احمد قصابان می گويد هنوز کسی در اين باره به او اطلاع نداده است در همين حال اسماعيل سلمانپور، از اعضای انجمن اسلامی دانشگاه امير کبير می گويد پيش از اين هم وعده هايی برای آزادی دانشجويان از سوی مقامات داده شده بود اما به آنها عمل نشده است آقای سلمانپور به رادیو فردا می گويد: «خبرهايی درباره احتمال آزاد شدن اين دانشجويان با قيد وثيقه منتشر شده است. اما اين حرف ها بارها درباره افراد ديگری هم که در زندان بوده اند و اکنون آزاد شده اند، گفته شده و آزاد شدن آنها خيلی بيشتر از آنچه اعلام شده بود، طول کشيده است. با اين حال ما اميدواريم دوستان ما هر چه زودتر آزاد شوند اين عضو انجمن اسلامی دانشگاه امير کبير در ادامه می گويد به دانشجويان امير کبير و عضو تحکيم وحدت و ادوار تحکيم وحدت اتهام های مختلفی نسبت داده شده است و می افزايد: « قرار دو ماه بازداشت موقت برای دانشجويان صادر شده است و بيشتر دانشجويان بيش از آنچه انتظار می رفت در زندان خواهند ماند. گاه می گويند اين دانشجويان به نام دموکراسی می خواهند براندازی کنند و گاه می گويند اتهام آنها اقدام عليه امنيت ملی و تجمع غير قانونی است. اميدواريم سناريوهای اين چنين برای دانشجويان تعريف نکنند تا به اين وسيله جرم های سنگينی به آنان نسبت دهند شيرين عبادی، حبيب الله پيمان، عزت الله سحابی و ابراهيم يزدی، چهار فعال سياسی و جقوقی به دنبال برخوردهای ماه های اخير با دانشجويان، به شکل های گوناگون از جمبه محروميت از تحصيل، بازداشت و محاکمه، طی پيامی خواستار رسيدگی به وضعيت آنان شدند ادوار نيور، سايت خبری سازمان دانش آموختگان ايران با اعلام اين خبر می افزايد اين فعالان سياسی و حقوقی برخوردهای انجام شده با دانشجويان را مغاير با اصول مصرح در فصل سوم قانون اساسی و نيز اصول بيانيه جهانی حقوق بشر و ميثاق هايی دانسته اند که ايران آنها را امضاء کرده و به رعايت آنها متعهد است امضاء کنندگان اين اطلاعيه، خواستار رسيدگی منصفانه به اتهامات دانشجويان طبق قوانين و با حضور وکلای آنان شده اند در همين حال و در ادامه واکنش به بازداشت دانشجويان، انجمن اسلامی دانشگاه علامه طباطبايی با نزديک شدن به يک ماه از بازداشت اعضای دفتر تحکيم وحدت و ادوار تحکيم، بيانيه ای اعتراضی منتشر کرده است. در اين بيانيه آمده است:ما در کنار يارانمان ايستاده ايم که ميله های بی جان و خاکستری زندان، ناچيزتر از آنند که ميان ما فاصله ای بيندازند. ما ايستاده ايم و خواهيم ايستاد که هيچ گاه نشنيده ايم خورشيد در پس يلدايی ترين شب ها، باکی از طلوع داشته باشد رادیو فردا فرین عاصمی دیدار اعضای دفتر تحکیم وحدت با شیرین عبادی http://www.autnews.info/archives/1386,05,0004354 عبادی: اعتراف گيري دروغين سناريو نخ نما شده مربوط به دوران استالين است نوشته شده : شنبه ۱۳م مرداد ۱۳۸۶ توسط : خبرنامه امیرکبیر عصر چهارشنبه، شورای عمومی دفتر تحکیم وحدت با شیرین عبادی- برنده نوبل صلح- دیدار کردند. در این دیدار دانشجویان با ارائه گزارشی از وضعیت دانشجویان در بند، به بیان دغدغه های خود پرداختند. عبادی با بیان این که بسیاری از افراد بازداشت شده، چون بهاره هدایت موکل من هستند، گفت:” موضع گیری من در مورد دانشجویان و حقوق زنان خیلی بیش تر است و مسلماً من در این زمینه بیش تر کار می کنم.” وی در ادامه از نوشتن نامه به لوییز آلبر- مدافعان حقوق بشر سازمان ملل- خبر داد و گفت:” تا کنون هیچ کس در ایران ننشسته است و از دولت ایران شکایت نکرده است. نامه ای که به خانم لوییز آلبر نوشتم هم مربوط به شکایت از دولت ایران در مورد فعالان حقوق زنان و کمپین یک میلیون امضا است که بهاره هدایت نیز از موکلان من در آن پرونده است. اما متأسفانه این نامه مربوط به قبل از زمان بازداشت امیر یعقوب علی است و اسم او در این نامه نیامده است.” وی در ادامه گفت:” این نامه را به خبرگزاری ها و روزنامه ها فرستادم که متأسفانه انتشار داده نشد و البته طبیعی است و مطبوعات در مورد کمپین یک میلیون امضا، معلمان و کارگران خط قرمز دارند.” وی هم چنین در مورد تأثیر این نامه اظهار داشت:” آنقدر ساده اندیش نیستم که فکر کنم با این نامه وضعیت حقوق بشر در ایران بهتر می شود و یا این که خانم آلبر می آید و در زندان ها را باز می کند. ابداً. اصلاً به او ویزا هم نمی دهند. اما این نامه تنها کار حقوقی باقی مانده است که در مورد موکلین من در مورد حقوق زنان وجود دارد.” وی در ادامه گفت: کاش به جای جایزه نوبل صلح، کلید طلایی زندان را به من می دادند که ندادند در این دیدار که در دفتر عبادی اتفاق افتاد، دانشجويان آزاد شده پلي تكنيكي نیز حضور داشتند و به بیان شکنجه هایی که در زندان متحمل شده اند، پرداختند. که عبادی با خواندن موارد شکنجه، متعجب و بهت زده شد. وی به دانشجویان پلی تکنیک گفت:” تمام مواردی را که از ابتدای بازداشت تان اتفاق افتاده است، مکتوب کنید. نه اغراق کنید و نه بترسید. همه موارد، از شکنجه ها، کتک هاو… را بنویسید و منعکس کنید و در این مورد مصاحبه کنید. هم به خاطر خودتان و هم آن هایی که در زندان هستند که البته تجربه موفق آن هم در مورد پرونده وبلا گ نویسان اتفاق افتاد. به نظر من هر چه قدر این موارد گفته نشود، بدتر است. مصاحبه کنید و مکتوب بنویسید.” وی در ادامه گفت: همیشه در نظر داشته باشید که روسیاهی به ظالم می ماند عبادی در مورد سناریو انقلاب مخملی نیز گفت: این سناریو دیگر نخ نما شده است. این سناریو مربوط به زمان استالین است که تمام سران شوروی سابق را گرفتند و اعتراف کردند که کسی هم باور نکرد. و می بینیم که در مورد هاله اسفندیاری، حتی قوه قضاییه هم این اعتراف ها را قبول نکرد و آن را قابل استناد ندانست. و مسلماً افکار عمومی هم قبول نمی کند.” وی در ادامه با بیان این که انقلاب مخملی جرم نیست و در هیچ جای قانون جزای ایران چنین جرمی عنوان نشده است، گفت:” مبنای دموکراسی یعنی این که حزب سیاسی بیاید و قدرت را در دست بگیرد و هدف حزب سیاسی هم اتفاقاً همین است. یکی از راه ها انقلاب مخملی است و اتفاقاً هدف انقلاب فرهنگی هم همین است. اتفاقی که در اوکراین هم افتاد، همین بود که یک حزب مخالف حاکمیت به قدرت رسید و انقلاب نارنجی نام گرفت و این فلسفه وجودی حزب سیاسی است. هدف فعالیت سیاسی اساساً به قدرت رسیدن است و فلسفه انقلاب مخملی هم همین است. انقلاب مخملی جرم نیست و در قانون جزایی ایران هم این عنوان برای جرمی به کار نرفته است وی با انتقاد از سیاست های دولت، گفت: در شرایط امروز ایران که، حاکمیت ایران زیر فشار جهانی قرار دارد. بهترین کار وفاق ملی است و کارهای دولت مانند بازداشت یعقوب علی فقط به خاطر جمع آوری امضا در پارک یا بازداشت دانشجویان به خاطر برگزاری تحصنی آرام در مقابل دانشگاه امیرکبیر ناقض حقوق بشر و حقوق شهروندی است و وسیله ای است برای مشروعیت بخشیدن به حمله نظامی به ایران
__________________
"Never argue with idiots. they'll drag you down to their level and beat you with experience." |
![]() |
| Thread Tools | |
| Display Modes | |
|
|