داستان زندگی حسن روشن

kasra1930

National Team Player
Dec 30, 2011
5,381
361
#1
hasan roshan.jpg * دو نمای ارزشمند و آرشیوی از حسن روشن عزیز ............... سمت راست : عکس خانوادگی در زمین فوتبال اختیاریه - محدوده سالهای 38- 1337 ... بانوی ارجمند زهرا ( مادر ) , زنده یاد منوچهر روشن ( پدر ) و بانو مینو ( خواهر ) - این تصویر ارزنده خود به تنهایی , نمایانگر میزان علاقه خانواده روشن به رشته فوتبال می باشد و سمت چپ , دوره نوجوانی حسن روشن عزیز , سالهای نخست دهه چهل شمسی ...... محدوده 43 - 1342
 

kasra1930

National Team Player
Dec 30, 2011
5,381
361
#2
نخستین تجربه ...........
نخستین بار که در یک دوره مسابقه فوتبال حضور یافتم , مرتبط بود با مسابقات محلات شمیرانات 1347 و بخاطر دارم که بازی فینال , در زمین منظریه بود و من بعنوان یار هجدهم تیم " مشعل تاج شمیران " , حضور یافتم که البته دایی ام , نام مرا داد و آن روز , با پلاکاردی در دست که رویش , نام تیم مشعل تاج نوشته بود , پیشاپیش بازیکنان بودم . تیم مشعل تاج , همین جا نزدیک ما یک زمین خاکی کوچک داشت که اغلب تمریناتش نیز آنجا بود و هر گاه که از تیمی با 3 یا 4 گل پیش بود , 10 دقیقه آخر , من هم بازی میکردم

شمیرانات , فقیرترین منطقه شهرداری .....
شمیرانی که من بیاد دارم با آن شمیرانی که امروز میبینیم , بسیار متفاوت است . شمیران آن سالها یک قریه و به بیان ساده , یک ده بود . شاید امروز باورش مشکل باشد اما یکبار سال 66 , اینجا یک سیل ویرانگر جاری شد و همه چیز را نابود کرد .... حتی خانه ی پدری ام که آنجا متولد شده بودم . محل دقیق خانه ی پدری ما , درست سر پل تجریش بود که اکنون مخروبه مانده و شهرداری منطقه , اجازه ساخت و ساز آن را نمیدهد و تا انجا که اطلاع دارم , قرار است مسیل ( رودخانه ) شود . بنابر این شرایط آن روزهای شمیران با امروز , بسیار بسیار متفاوت است . اما نکته قابل توجه آنکه همان شمیران بدون امکانات در محدوده سالهای دهه چهل شمسی , در حدود " صد و سی و هفت یا هشت " قطعه زمین خاکی برای بازی فوتبال داشت که شاید حدود 40 الی 50 تا از آنها , زمین وقفی بود که متاسفانه همگی بمرور مسکونی شدند و از آن تعداد فراوان , تنها یک زمین قیطریه ( که البته ان هم صاحب پیدا کرده بود و مردم مانع شدند ) و یکی نیز در محدوده کوه های شهرک قائم ( استادیوم سرداران شهید ) باقی مانده که البته سرداران شهید نیز قابل استفاده عموم بچه ها و نوجوانان نیست و میبایست آن را اجاره کرد .... بنابر این , منطقه ی شمیران که امروزه آن را بعنوان شمال شهر تهران می نامند , اکنون از نظر سرانه ورزشی , فقیرترین منطقه شهرداری است . انگونه که به ازای هر فرد , تنها حدود 20 سانتی متر فضای ورزشی دارد . البته در دوره ای که اقای یزدانی , شهردار شمیرانات بود , برای رفع این نقیصه تلاشهایی صورت گرفت . او در طول 5 سال هر گوشه ی پارکی , یک سالن یا یک زمین هندبالی می ساخت و براستی که به جامعه ورزشی شمیرانات , خدمت کرد .
ان هنگام که اختیاریه ساکن بودیم , درست پشت خونه ما یک زمین فوتبال بود که خوشبختانه هنوز وجود دارد , منتهی در دست ارگان های نظامی ( سپاه ) است ....... زمین اختیاریه بگونه ای بود که وقتی بازی میکردیم , مادرها از روی بام ها , بازی ما را تماشا میکردند .

اما نخستین بار که جایزه ای دریافت نمودم , برغم انتظار مرتبط با رشته دو و میدانی بود . دو عدد جا شمعی نقره , که بسیار برایم عزیز است , .....

To be continued.........
 

kasra1930

National Team Player
Dec 30, 2011
5,381
361
#3
hasan roshan2.jpg
مایی قابل توجه از نوجوانی حسن روشن عزیز ( نشسته - فرد دوم از راست ) و دریافت نخستین جایزه ورزشی ...... فروردین 1349
جایزه مورد اشاره , بجهت کسب رتبه چهارم دو صحرانوردی هارولد اسمیت , رده 14 الی 16 سال به حسن روشن عزیز اهداء شد . نکته قابل توجه دیگر حضور چهره پر افتخار و رکوردار دو و میدانی ایران , استاد محمد وجدان زاده ( نشسته - فرد پنجم از راست ) می باشد . حسن روشن از سوی آموزش و پرورش منطقه شمیرانات , در رقابتها حضور یافت و جوایز نیز توسط دکتر حسین خطیبی ( نائب رئیس مجلس شورای ملی ) و زنده یاد احمد ایزد پناه ( پدر دو و میدانی ایران ) اهدا شد
 

kasra1930

National Team Player
Dec 30, 2011
5,381
361
#4
هنگامی که در اختیاریه سکونت داشتیم . یک تیم بزرگسالان بود و سپس یک تیم جوانان , که ما بودیم و نام آن تیم جوانان , داریوش بود . و چقدر هم تیم خوبی بود . اغلب بازیکنان تیم جوانان داریوش اختیاریه , سالهای بعد در رقابتهای باشگاهی حضور یافتند که از میانشان , من به تیم ملی راه یافتم . یادم هست که با ان تیم قهرمان رقابتهای جوانان محلات شدیم و ضمن اینکه در یک دوره رقابتها بهمراه تیم بزرگسالان اختیاریه نیز بازی کردم که در فینال , مساوی شدیم و مسئولان هر دو تیم را , قهرمان معرفی کردند .
همانگونه که پیشتر گفتم بهمراه پدر به تمرینات میرفتم که دو تاجی سرشناس , آقا بیوک جدیکار و پرویز کوزه کنانی آن جا بودند و آنها به پدرم گفتند که من به تاج بروم آن روزها زنده یاد علی دانایی فرد مربی تاج بود و خدا بیامرز مصطفی الهی نیز , کمک مربی . بنابر این از حدود 9 یا 10 سالگی به تاج رفتم از سوی دیگر پدر من با علی آقای دانایی فرد هم دوره بود و خوب ان نیز یکی از دلایلی بود که بخ تاج رفتم . خوب بخاطر دارم که ساعت تمرین ما 6 صبح بود . در زمین شماره 2 ........ یادم هست که در نوجوانان تاج با حدود 35 نفر تمرین میکردیم . اما هنگامی که به رده جوانان رسیدیم ابتدا به تیم شهریار رفتم و با ان تیم قهرمان تهران شدیم . شهریار , همان تیم جوانان تاج بود . برای روشن شدن مطلب , میبایست اشاره کنم که تیمهای وابسته به سازمان تاج , جملگی با نام هایی که اغلب مترادف واژه تاج و یا بر گرفته از خاندان سلطنت بودند , نام گذاری میشد . بعنوان مثال تاج که تیم اول باشگاه بود و سپس تیم دوم ما , دیهیم نام داشت , تیم سوم , افسر نامیده شد و سپس در رده جوانان نیز شهریار و ......

To be continued........
 

kasra1930

National Team Player
Dec 30, 2011
5,381
361
#7
hasan roshan3.jpg
جوانان تاج , قهرمان مسابقات جوانان تهران , حسن روشن عزیز ردیف نشسته فرد چهارم .......... تابستان 1350

سپس برای مسابقات آموزشگاه های ایران , بهمراه تیم منتخب تهران به کرمان رفتم . آن دوره , مربی ما آقای نادر لطیفی بود و کاپیتان نیز امیر عابدینی . آنجا قهرمان آموزشگاههای ایران شدیم . هنگامی که از کرمان برگشتیم , برای کیان بازی کردم . کیان متعلق به یک فرد معلول بنام مجید , بود که بواسطه ی تیمداری , ماهیانه مبلغی را از تربیت بدنی دریافت میکرد . اما قانونی تصویب شد که چنانچه باشگاه ها در مسابقات شرکت نکنند مقداری از بودجه انها کسر خواهد شد . از سوی دیگر مدیر باشگاه کیان که با اقای پرویز خسروانی ( مدیر و بنیانگذار سازمان تاج ) ارتباط داشت , از او خواهش کرد که تیم جوانان تاج ( شهریار ) بصورت گروهی برای کیان بازی کند .
ببینید آنروزها , هر باشگاه بنا به میزان فعالیت , از سازمان تربیت بدنی مبلغی را بصورت کمک هزینه , دریافت میکرد . بعنوان مثال باشگاه تاج , بجهت فعالیت گسترده در 21 رشته ورزشی , مبلغی حدود 2 میلیون یا 2100 , بصورت ماهیانه دریافت مینمود . و مثلا باشگاه پرسپولیس چون تنها در دو رشته فعال بود مبلغی معادل 200 هزار تومان ..... و سایر باشگاه نیز به همچنین ....
 

kasra1930

National Team Player
Dec 30, 2011
5,381
361
#8
ن روزها , علیرغم آنکه بسیار جوان بودم اما قصد تشکیل خانواده داشتم . پدرم همواره عقیده داشت که جوانها برای دستیابی به موفقیت , می بایست هر چه سریعتر تشکیل خانواده بدهند . بنابر این می بایست باشگاهی را انتخاب میکردم که بتوانم انجا استخدام نیز شوم . با نظر زنده یاد همایون بهزادی یک روز سر تمرین پیکان رفتم ( یک دوره هم با اقای اربابی در تیم شرق بازی کردم ) تمرین پیکان که رفتم آقای پرویز دهداری مربی بود . یادم می اید که سرویس هم داشت . سپس گفتند لخت شین و تمرین کنید و فکر کنم حدود 10 دقیقه بازی کردم . آنها گفتند که شما هنوز جوان هستید و می بایست بیایید در رده جوانان باشگاه بازی کنید و ....... که با شرایط من , جور نبود .
از سوی دیگر خدا رجمت کنه برادر همسرم , که در سازمان آب اشتغال داشت او داور بسکتبال بود و در هیئت مدیره اداره ورزش سازمان آب نیز , حضور داشت . او گفت بیا اینجا تمرین کن تا اگر آقای صادقی ( مربی سازمان اب ) تو رو پسندید , همینجا استخدام شوی . بنابر این رفتنم به پیکان دیگر منتفی شد و رفتم تمرین سازمان اب hasan roshan4.jpg To be continued.......
 

kasra1930

National Team Player
Dec 30, 2011
5,381
361
#10
hasan roshan5.jpg


زنده یاد زرارکو رایکوف ( راست ) مربی اهل یوگوسلاوی باشگاه تاج , با تلاش و پیگیری خویش , یکی از عوامل اصلی در پیوستن حسن روشن به تاج بود . اعتقاد او به حسن روشن , چنان بود که خیلی زود او را بهترین شاگرد خویش معرفی کرد . از این رو کارشناسان و علاقمندان فوتبال , اصطلاحا او را طفل شیرین رایکوف , نام نهادند . رایکوف در دهه 50 میلادی از بهترین مهاجم یوگوسلاوی بود و بارها برای تیم ملی یوگوسلاوی بازی کرد





* رایکوف , مثل پدر مهربان بود ...........
از آن تیم جوانان تاج , من و چند تن دیگر از جمله ایرج دانایی فرد , مورد توجه زنده یاد رایکوف ( مربی تاج ) بودیم و قرار بود در سالهای بعد , به تیم بزرگسالان تاج برویم . اما او برای مرخصی به اروپا رفت و من که به تمرین سازمان آب رفته بودم , از سوی مربیان مورد پسند قرار گرفتم . همانروز ایرج هم , به دانشکده نیروی هوایی رفت و به عقاب پیوست . بنابر این قرار شد که در دسته 2 تهران ( برای سازمان آب ) بازی کنم .
با گذشت چند روز , رایکوف بازگشت و رفت سر تمرین جوانان تاج و از مصطفی الهی سراغ مرا گرفت .... او نیز , رایکوف را در جریان قرار داد که به سازمان آب رفته ام . خدا رحمت کنه رایکوف را , مثل پدر بود برایم . او از همانجا امد خانه ما و پرسید که , چرا به سازمان آب رفته ام . به رایکوف شرایط را گفتم و آنکه تصمیم ازدواج دارم ..... او گفت که پس قدری بمن فرصت بده و فعلا سازمان آب نرو . سپس رفت باشگاه و پافشاری کرد که من این بازیکن را میخواهم .
 

A8K

Ball Boy
Oct 22, 2016
1,816
315
#15
I can hardly care for footballers of that generation, they open their mouth and it's nonsense.. respect for their sportsmanship and life stories but easy to cut them off for who the have become and what they think. They are also victims of fate of our country and where we ended up.
 
Feb 18, 2005
12,953
830
#17
I can hardly care for footballers of that generation, they open their mouth and it's nonsense.. respect for their sportsmanship and life stories but easy to cut them off for who the have become and what they think. They are also victims of fate of our country and where we ended up.
LOL 😂..... Says the biggest fan of Ali clueless Karimi! 😍
 

OSTAD POOYA

National Team Player
Jan 26, 2004
4,448
212
#18
As always thank you for posting the story of one of Iranian legends ON THE FIELD. I am too young to have seen him and have only read about him and seen some footage. What I can tell you is even though I respect him as a player and for what he did for Iran I truly dislike him as a person and find him to be an idiot and not professional at all. All you need to do is watch the video prior to the WC where they interview him about what will happen in Iran Portugal or Iran Spain and he says seh chahar ta goal mokhorim mibazim. He also says we lose all 3 games. At least have some faith and respect in your team. From someone that comes from playing and knows football its really dumb and stupid to make such comments. Whatever he is he is not a professional and does not know how to handle or maintain himself.
 

A8K

Ball Boy
Oct 22, 2016
1,816
315
#19
I apologize from OP but a troller forces me to remind of a green wristband. Let that inspires 10s of thousands to bring real changes to Iran. Probably the only meaningful act made by our sportsmen in that dark decade. critics is easier than craftsmanship.

For me the fact that he could dribble is like 15% of my liking of him, rest is that he owned BALLS at crucial time of our history.

 
Last edited: