عکسی کمیاب از تیم فوتبال ایران

Feb 4, 2005
22,922
2,762
Agreed ,no one like him around yet but then again we could say the same thing for Hassan Nazari and Abdollahi with all due respect to Mahdavikia , jallal Hoseini and few other excellent players .
I know what I am writing is influenced by bias but surely there is a lot of truth in it as well. Rowshan, Hejazi and Andranik are the best Iranian footballers in their respective positions. That is based on what i have seen so i cannot talk about jabbari ghelich khani etc. I agree with likes of Nazari and Abdollahi too but don't see them as the bests.
 

kasra1930

National Team Player
Dec 30, 2011
5,518
664
Perhaps you have written about the friendly 3-2 match I mentioned vs Persepolis . ۳/۷/۴۹ That was my second Derby ( Peykan match was the first ) . I have a clear memory from the match . The pre - match was the final of Jame Gandom Talaei (Mazandaran vs Khozestan 3-1 ? )Both benches were placed under our section , left side of the tunnel , right under where we sat,very exciting for a 11 years old football fan . Late in the second half Raykof changed in Ghorab who made my day by scoring the first and assisting the second n third by Karo n Mojdehi . The funny thing about that match was Mansoor Rashidi guarded PP's box .


Skickat från min iPad med Tapatalk
نادر عزیز برایت از بازی تاج و پرسپولیس که با نتیجه 3ِبر دو شد همراه با عکسی که دنیای ورزش اون زمان چاپ کرده برایت میفرستم من روزنامه اون بازی را دارم و برایتان چاپ میکنم
 

kasra1930

National Team Player
Dec 30, 2011
5,518
664
بازی پیکان و تاج همراه با پنالتی یلی پروین به ناصر خان را هم دارم زیر عکس نوشته این پنالتی کمر تاج را شکست خودمونیم عجب پنالتی زنی بود پروین حجازی هر چی کش اومد نتونست پنالتی را مهار کنه
 
Feb 18, 2005
13,663
1,410
بازی پیکان و تاج همراه با پنالتی یلی پروین به ناصر خان را هم دارم زیر عکس نوشته این پنالتی کمر تاج را شکست خودمونیم عجب پنالتی زنی بود پروین حجازی هر چی کش اومد نتونست پنالتی را مهار کنه
I remember watching it live ,we lost 2-0 ,kalani scored the other one and Parvin as you said scored a great penalty kick , my first bitter sweet memories of football was this game !
 

kasra1930

National Team Player
Dec 30, 2011
5,518
664
001.jpg 002.jpg

دوستان عزیز فعلا این را داشته باشید تا بعد که ضربه پنالتی علی*** پروین به ناصر حجازی را به شما نشان دهم.در سال ۱۳۴۸،وقتی*** دو قطب بزرگ پایتخت به هم خوردند،دو جوان از تیم*** جوانان ایران چنان خودی در مقابل بزرگان آنزمان فوتبال ایران نشان دادند،که مایه حیرت کارشناسان اون روز فوتبال ایران شد.علی*** پروین،جوانی*** لاغر اندام بود که خیلی*** زود با اون دریبلهای ریزش شیرازه یک تیم*** را به هم می***ریخت.بچه محبوب محله عارف،فوتبال را تیغی میزد.پروین در محله عارف معروف به این بود که با دروازبان تیم*** مقابل شرط می***بست،بدین ترتیب که میگفت ۵ پنالتی بهت میزنم،حتا اگر یکیشم بگیری تو برنده میشوی،اما جالب اینجا بود که هر ۵ پنالتیش هم گکل میکرد.

دوران ابتدایی تحصیلش را در دبستان اردشیری میگذراند و در همین دوران است که با دوستانش یک تیم محلی تشکیل میدهند . تیم عارف که بعدها یکی از صاحبنام ترین تیمهای محلات جنوب شهر تهران شد و با همین تیم است که در پانزده سالگی به نخستین افتخار زندگی اش دست می یابد , قهرمانی محلات جنوب شهر تهران ....

بچه بازیگوش محل صدای همه اهل محل را با شیطنت هایش در آورده بود یکروز تمام هسته های بچه های هم سن و سالش که نزدیک به پانصد عدد میشد میبرد تا والدین شکایتش را پیش نصرت خانم ( مادر علی آقا ) ببرند و این قبیل مسائل بارها و بارها اتفاق می افتد تا جاییکه مادرش میگوید دردسر همه بچه هایم یکطرف و این یکی هم یکطرف !

با پیچیدن آوازه شهرت بچه های تیم عارف در محلات , همه جا صحبت از بازیکنی پانزده ساله بود که کارهای حیرت انگیزی در میدان ارائه میکرد بازیکنی که دریبلهایش غیر قابل مهار بودند اندک زمانی نمیگذرد که تیمها در زمان مسابقاتشان از او بعنوان یار کمکی مدد میگرفتند و بمرور مهرش به دل بچه های جنوب شهر افتاد ...

تا نوزده سالگی با وجودیکه در بهترین تیمهای باشگاهی میتوانست جای داشته باشد ولی همانطور در میان یاران خود در زمینهای خاکی توپ میزد . زمین چهار باغ دولاب در یکی از دور افتاده ترین نقاط جنوب شهر تهران , ماوای پروین و دوستانش بود او تا سالهای بعد با وجود حضور در تیم ملی و عنوان کاپیتانی همچنان در مسابقات محلی تیمش در زمین چهار باغ شرکت مینمود ... یک عشق و جاذبه همیشگی میان او و زمینهای خاک

نبرد پیکان با تیم*** تاج قدرتمند اون روز که مربی*** باهوش یوگسلاو یعنی*** رایکف را در اختیار داشت زمانی*** بود که این جوان پایین شهری قدرت و عظمت خود را به رخ بزرگان تاج بکشد.وقتی*** در نیمه اول این تاج بود که سراپا حمله بود و پیکان در لاک دفاعی فرو رفته بود این آلن راجرز بود که به کاپیتان تیمش یعنی*** همایون بهزادی دستور میدهد که پروین را به عنوان یک هافبک خلاق آزاد بگذارد تا با دریبلهای جادوییش کمی*** از بار سنگینی*** خط حمله تاج بکاهد.و عجیب این بود که راجرز درست میگفت،از زمانی*** که پروین آزاد شد،این پیکان بود که بر سر تاج خراب شد.وقتی*** در نیمه اول مسابقه ناصر حجازی در دفع شوت حسین کلانی که از پاس پروین موفق عمل کرد،همه تازه فهمیدند که این جنگ جنگ دو ستاره جوان فوتبال ایران است،یعنی*** علی*** پروین و ناصر حجازی.پروین دو بار فوروارد***های بزرگ پرسپولیس را تک به تک با ناصر حجازی رو در رو کرد،دریبلهای ریز پروین،موقعیت عالی*** را برای کلانی و بهزادی

به ارمغان آورد تا این بار ناصر حجازی بداند که در آزمایش سختی قرار گرفته است،و بالاخره وقتی*** ساعت استادیوم دقیقه ۵۳ را نشان میداد،اکبر کارگرجم،با تکلی*** که روی پای حسین کلانی میرود ،داور بازی نقطه پنالتی را برای پرسپولیس نشان میدهد،پروین سرآسیمه به دنبال بهزادی میرود و از او خواهش می***کند تا اجازه دهد که او پنالتی را بزند،بهزادی طولی نمی******کشد که با تصمیم پروین موافقت می***کند،پروین توپ را بر میدارد و روی نقطه پنالتی می***گذرد،حجازی جوان که درست ۳ ماه قبل از این بازی در یک بازی دوستانه موفق شده بود پنالتی بازیکن برزیلی تیم*** اتلتیکو برزیل با شیرجه تماشایی مهار کند ،در درون دروازه می***ایستد،رایکف از پشت دروازه به حجازی می***گوید یک قدم برو جلو،فقط یک قدم و نه بیشتر،روی خط دروازه وای نسأٔ،میفهمی چی*** میگم،اما صدای تماشاگران اونقدر زیاد بود که ناصر حرف مربی*** خود را متوجه نمی***شود،او روی خط دروازه نیم خیز میشود،اما فریاد***های رایکف که اصرار می***کند تا

حجازی یک قدم به جلو بردارد همچنان سینه آسمان اون زمان تهران را می***شکند،این بار هم حجازی منظور مربی*** خود را نمی***فهمد،وقتی*** پروین پشت توپ قرار می***گیرد در یک لحظه به یاد محله عارف می***افتاد،جای که حریف نداشت،و همه پنالتیهایش را گکل میکرد،اما سایه ترس به ناگاه بر ذهنش خطور کرد،یاد ۱ سال پیش افتاد که در بازیهای جوانان آسیا با همین رایکف که مربیش بود یک پنالتی را در برابر تیم*** کره از دست داده بود،یک پنالتی حساس در مرحله یک چهارم جوانان آسیا ،پنالتی که باعث حذف تیم*** جوانان ایران با همه قدرتش شده بود.داور بازی سوت را میزند،ناصر حجازی خیره به توپ شده است،این بار پروین با چشمانی باز توپ را درست در سمت راست دروازه چنان میزند که ناصر حجازی که جهت توپ را بدرستی تشخیص داده بود هر چه قدر دستهایش را کش میدهد،باز موفق به مهار توپ نمی***شود و اینجا بود که استادیوم امجدیه منفجر میشود،فریاد***های پروین،پروین،یک لحظه قطع نمی***شود،و اینجا بود که خبرنگار کیهان ورزشی،فردایش می***نویسد،این ضربه پنالتی نظام تاج را از کار انداخت،و کمر رایکف را شکوند.رایکف درست حدس زده بود ،حجازی دستهای کشیده و بلندی داشت ،و اگر یک قدم به جلو آمده بود امکان این که پنالتی پروین را گرفته بود زیاد مینمود،اما چه حیف که صدای تماشاگران اونقدر زیاد بود که ناصر حرف مربی*** خود را نشنید.
 

Nadersan

Bench Warmer
Mar 20, 2016
889
1
Stockholm
Yes Mr Kasra , my very first match in Amjadieh . So excited that don't remember much of the game . Both teams had white jerseys (very peculiar) and Taj wore black shorts . The famous Jack Taylor was the referee . He must've done a very good job so they gave him 74 WC final .


Skickat från min iPad med Tapatalk
 
واقعا جالب است. هم مثبت هم یه جوری منفی. قهرمان سازی و اسطوره سازی به مدد زبان فارسی صنعتیست بسیار پر رونق. مقایسه القاب و الفاظ به کار رفته در مورد وقایع کاملا پیش پا افتاده و کم اهمیت با تفاسیر مربوط به شگفتی هایی مانند بازی بارسلون با پاریس سن ژرمن گویای تفاوتی ست آشکار بین خبرنگاری ایرانی و نوع فرنگی آن

پروین و حجازی بعدها هم در همین جامعه بودند و نسلهای بعد به خوبی با شخصیت حقیقی و نسبتا معمولی این افراد آشنا شدند ولی مطالعه ی جراید فارسی نویس دوران قدیم و حتی این دوره پرده از فاصله ای عمیق بین حقیقت و رؤیاپردازی نوشتاری این به اصطلاح "خبرنگاران" برمیدارد. براستی تا به کی این مضحکه ادامه خواهد یافت؟ کدام نیاز حقیقی انسان با این اسطوره پردازی ها و کُلُفت نگاری ها ارضا میشود؟

سالهاست "روشنفکران" ایرانی دم از افراط و تفریط نابسامان در میان عوام سخن میگویند و آنها را به کم دانی و غُلُو در ابراز ایمان و احساساتشان متهم میکنند. غافل (و یا بی توجه) به اینکه نگارش فارسی (معذرت میخوام "پارسی") و حتی بیان خود این عزیزان اصولا "با سواد" سرشار است از الفاظ نادرست و القاب بی دلیل دهان پُرکُن که با هیچ واقعیت و "میانه روی" میانه ای ندارند

خسته نشدند؟​
 

Nadersan

Bench Warmer
Mar 20, 2016
889
1
Stockholm
استاد کسرا . عکس اون پنالتی حتما در ارشیو شما موجود است ؟ ان را با امضا حجازی و پروین را در ان البومی که برای پای شکسته نوری خدایاری استفاده شد از دست دادم . یک شاهکار عکاسی دران زمان بود .


Skickat från min iPad med Tapatalk
 
Feb 18, 2005
13,663
1,410
View attachment 39330 View attachment 39331

دوستان عزیز فعلا این را داشته باشید تا بعد که ضربه پنالتی علی*** پروین به ناصر حجازی را به شما نشان دهم.در سال ۱۳۴۸،وقتی*** دو قطب بزرگ پایتخت به هم خوردند،دو جوان از تیم*** جوانان ایران چنان خودی در مقابل بزرگان آنزمان فوتبال ایران نشان دادند،که مایه حیرت کارشناسان اون روز فوتبال ایران شد.علی*** پروین،جوانی*** لاغر اندام بود که خیلی*** زود با اون دریبلهای ریزش شیرازه یک تیم*** را به هم می***ریخت.بچه محبوب محله عارف،فوتبال را تیغی میزد.پروین در محله عارف معروف به این بود که با دروازبان تیم*** مقابل شرط می***بست،بدین ترتیب که میگفت ۵ پنالتی بهت میزنم،حتا اگر یکیشم بگیری تو برنده میشوی،اما جالب اینجا بود که هر ۵ پنالتیش هم گکل میکرد.

دوران ابتدایی تحصیلش را در دبستان اردشیری میگذراند و در همین دوران است که با دوستانش یک تیم محلی تشکیل میدهند . تیم عارف که بعدها یکی از صاحبنام ترین تیمهای محلات جنوب شهر تهران شد و با همین تیم است که در پانزده سالگی به نخستین افتخار زندگی اش دست می یابد , قهرمانی محلات جنوب شهر تهران ....

بچه بازیگوش محل صدای همه اهل محل را با شیطنت هایش در آورده بود یکروز تمام هسته های بچه های هم سن و سالش که نزدیک به پانصد عدد میشد میبرد تا والدین شکایتش را پیش نصرت خانم ( مادر علی آقا ) ببرند و این قبیل مسائل بارها و بارها اتفاق می افتد تا جاییکه مادرش میگوید دردسر همه بچه هایم یکطرف و این یکی هم یکطرف !

با پیچیدن آوازه شهرت بچه های تیم عارف در محلات , همه جا صحبت از بازیکنی پانزده ساله بود که کارهای حیرت انگیزی در میدان ارائه میکرد بازیکنی که دریبلهایش غیر قابل مهار بودند اندک زمانی نمیگذرد که تیمها در زمان مسابقاتشان از او بعنوان یار کمکی مدد میگرفتند و بمرور مهرش به دل بچه های جنوب شهر افتاد ...

تا نوزده سالگی با وجودیکه در بهترین تیمهای باشگاهی میتوانست جای داشته باشد ولی همانطور در میان یاران خود در زمینهای خاکی توپ میزد . زمین چهار باغ دولاب در یکی از دور افتاده ترین نقاط جنوب شهر تهران , ماوای پروین و دوستانش بود او تا سالهای بعد با وجود حضور در تیم ملی و عنوان کاپیتانی همچنان در مسابقات محلی تیمش در زمین چهار باغ شرکت مینمود ... یک عشق و جاذبه همیشگی میان او و زمینهای خاک

نبرد پیکان با تیم*** تاج قدرتمند اون روز که مربی*** باهوش یوگسلاو یعنی*** رایکف را در اختیار داشت زمانی*** بود که این جوان پایین شهری قدرت و عظمت خود را به رخ بزرگان تاج بکشد.وقتی*** در نیمه اول این تاج بود که سراپا حمله بود و پیکان در لاک دفاعی فرو رفته بود این آلن راجرز بود که به کاپیتان تیمش یعنی*** همایون بهزادی دستور میدهد که پروین را به عنوان یک هافبک خلاق آزاد بگذارد تا با دریبلهای جادوییش کمی*** از بار سنگینی*** خط حمله تاج بکاهد.و عجیب این بود که راجرز درست میگفت،از زمانی*** که پروین آزاد شد،این پیکان بود که بر سر تاج خراب شد.وقتی*** در نیمه اول مسابقه ناصر حجازی در دفع شوت حسین کلانی که از پاس پروین موفق عمل کرد،همه تازه فهمیدند که این جنگ جنگ دو ستاره جوان فوتبال ایران است،یعنی*** علی*** پروین و ناصر حجازی.پروین دو بار فوروارد***های بزرگ پرسپولیس را تک به تک با ناصر حجازی رو در رو کرد،دریبلهای ریز پروین،موقعیت عالی*** را برای کلانی و بهزادی

به ارمغان آورد تا این بار ناصر حجازی بداند که در آزمایش سختی قرار گرفته است،و بالاخره وقتی*** ساعت استادیوم دقیقه ۵۳ را نشان میداد،اکبر کارگرجم،با تکلی*** که روی پای حسین کلانی میرود ،داور بازی نقطه پنالتی را برای پرسپولیس نشان میدهد،پروین سرآسیمه به دنبال بهزادی میرود و از او خواهش می***کند تا اجازه دهد که او پنالتی را بزند،بهزادی طولی نمی******کشد که با تصمیم پروین موافقت می***کند،پروین توپ را بر میدارد و روی نقطه پنالتی می***گذرد،حجازی جوان که درست ۳ ماه قبل از این بازی در یک بازی دوستانه موفق شده بود پنالتی بازیکن برزیلی تیم*** اتلتیکو برزیل با شیرجه تماشایی مهار کند ،در درون دروازه می***ایستد،رایکف از پشت دروازه به حجازی می***گوید یک قدم برو جلو،فقط یک قدم و نه بیشتر،روی خط دروازه وای نسأٔ،میفهمی چی*** میگم،اما صدای تماشاگران اونقدر زیاد بود که ناصر حرف مربی*** خود را متوجه نمی***شود،او روی خط دروازه نیم خیز میشود،اما فریاد***های رایکف که اصرار می***کند تا

حجازی یک قدم به جلو بردارد همچنان سینه آسمان اون زمان تهران را می***شکند،این بار هم حجازی منظور مربی*** خود را نمی***فهمد،وقتی*** پروین پشت توپ قرار می***گیرد در یک لحظه به یاد محله عارف می***افتاد،جای که حریف نداشت،و همه پنالتیهایش را گکل میکرد،اما سایه ترس به ناگاه بر ذهنش خطور کرد،یاد ۱ سال پیش افتاد که در بازیهای جوانان آسیا با همین رایکف که مربیش بود یک پنالتی را در برابر تیم*** کره از دست داده بود،یک پنالتی حساس در مرحله یک چهارم جوانان آسیا ،پنالتی که باعث حذف تیم*** جوانان ایران با همه قدرتش شده بود.داور بازی سوت را میزند،ناصر حجازی خیره به توپ شده است،این بار پروین با چشمانی باز توپ را درست در سمت راست دروازه چنان میزند که ناصر حجازی که جهت توپ را بدرستی تشخیص داده بود هر چه قدر دستهایش را کش میدهد،باز موفق به مهار توپ نمی***شود و اینجا بود که استادیوم امجدیه منفجر میشود،فریاد***های پروین،پروین،یک لحظه قطع نمی***شود،و اینجا بود که خبرنگار کیهان ورزشی،فردایش می***نویسد،این ضربه پنالتی نظام تاج را از کار انداخت،و کمر رایکف را شکوند.رایکف درست حدس زده بود ،حجازی دستهای کشیده و بلندی داشت ،و اگر یک قدم به جلو آمده بود امکان این که پنالتی پروین را گرفته بود زیاد مینمود،اما چه حیف که صدای تماشاگران اونقدر زیاد بود که ناصر حرف مربی*** خود را نشنید.
The picture of that penalty kick was on the front page of first ever edition of Donyayeh Varzaesh ,there was no way he could have saved that penalty even if he narrowed the angle by stepping forward .

kasra jan you have some inside information of what Rykoff used to do in training or what he said ,you are like a memory bank of Iran football !

A young and unknown Hossien Kalani used to play in zamin Khaki just down the road from us in Saaleh street in Tajrish ...
 
Last edited:

kasra1930

National Team Player
Dec 30, 2011
5,518
664
The picture of that penalty kick was on the front page of first ever edition of Donyayeh Varzaesh ,there was no way he could have saved that penalty even if he narrowed the angle by stepping forward .

kasra jan you have some inside information of what Rykoff used to do in training or what he said ,you are like a memory bank of Iran football !

A young and unknown Hossien Kalani used to play in zamin Khaki just down the road from us in Saaleh street in Tajrish ...

0,,19052877_303,00.jpg ali jabbari7.jpg ali jabbari5.jpg

***عقاب جان شما لطف دارید.حقیقتش بسیاری از اطلاعات در مورد رایکف را از کلام سلطان ابیها یعنی*** علی*** جباری دارم.من سعی*** می***کنم قبل از هر نوشته***یی هم از تجربیات خود استفاده کنم و هم از بزرگان فوتبال آنزمان تاج همچون اکبر کارگرجم و علی*** جباری سوال کنم که بسیار شیرین و جالب است.سلام شما هم به این سلطان ابیها رساندم که بسیار خوش حال شدند.هم اکنون مشغول تهیه نوشته***یی از سخنان نا***گفته رایکف هستم،از کارهای جالب رایکف که توسط سلطان ابیها برآیم گفته شده و در هیچ جا ذکر نشده است..برای دوست ارجمندی چون شما چند عکس تازه از سلطان ابیها نیز میفرستم.
 

kasra1930

National Team Player
Dec 30, 2011
5,518
664
JABBARI.jpg

عکس علی*** جباری که کاپیتان تیم*** تاج در برابر پیکان بود.فقط یک نکتهٔ را اشاره کنم که مربی*** اون زمان تاج در برابر پیکان علی*** دانای فرد بود یعنی*** تقریبا رایکف هیچ کاره بود اما رایکف که بهش پیشنهاد سر مربیگری تاج را داده بودند در کنار علی*** دانای فر روی نیمکت نشسته بود .
 

kasra1930

National Team Player
Dec 30, 2011
5,518
664
استاد کسرا . عکس اون پنالتی حتما در ارشیو شما موجود است ؟ ان را با امضا حجازی و پروین را در ان البومی که برای پای شکسته نوری خدایاری استفاده شد از دست دادم . یک شاهکار عکاسی دران زمان بود .


Skickat från min iPad med Tapatalk

این هفته عکس اون پنالتی را برای شما چاپ می***کنم
 

kasra1930

National Team Player
Dec 30, 2011
5,518
664
واقعا جالب است. هم مثبت هم یه جوری منفی. قهرمان سازی و اسطوره سازی به مدد زبان فارسی صنعتیست بسیار پر رونق. مقایسه القاب و الفاظ به کار رفته در مورد وقایع کاملا پیش پا افتاده و کم اهمیت با تفاسیر مربوط به شگفتی هایی مانند بازی بارسلون با پاریس سن ژرمن گویای تفاوتی ست آشکار بین خبرنگاری ایرانی و نوع فرنگی آن

پروین و حجازی بعدها هم در همین جامعه بودند و نسلهای بعد به خوبی با شخصیت حقیقی و نسبتا معمولی این افراد آشنا شدند ولی مطالعه ی جراید فارسی نویس دوران قدیم و حتی این دوره پرده از فاصله ای عمیق بین حقیقت و رؤیاپردازی نوشتاری این به اصطلاح "خبرنگاران" برمیدارد. براستی تا به کی این مضحکه ادامه خواهد یافت؟ کدام نیاز حقیقی انسان با این اسطوره پردازی ها و کُلُفت نگاری ها ارضا میشود؟

سالهاست "روشنفکران" ایرانی دم از افراط و تفریط نابسامان در میان عوام سخن میگویند و آنها را به کم دانی و غُلُو در ابراز ایمان و احساساتشان متهم میکنند. غافل (و یا بی توجه) به اینکه نگارش فارسی (معذرت میخوام "پارسی") و حتی بیان خود این عزیزان اصولا "با سواد" سرشار است از الفاظ نادرست و القاب بی دلیل دهان پُرکُن که با هیچ واقعیت و "میانه روی" میانه ای ندارند

خسته نشدند؟​
دوست عزیز از لحاظ پزشکی***،در درون ما کودکی وجود دارد به نام کودک درون.کودک درون همان چیزی است که شما در کودکان میبیند.ذوق،شادی،شعف،بازی کردن،و فقط به درون خود فکر کردن نمونه یی از این کودک درون است.متاسفانه با بزرگتر شدن،این احساس شور و شعف،کم کم از بین میرود و جایش یک مشت استرس از جمله،پول جمع کردن،خیلی*** جدی بودن،زن گرفتن،و یا شوهر کردن،بچه***دار شدن و بعد هم هزار مشگل و بدبختی،از جمله،اسیر حرص و طمع شدن،جایش را می***گیرد،دیگر نه از زندگی*** لذتی می***بری و نه*** از فوتبال احساس شور و شعف میکنی***،اگر پولدار نباشی*** که فقط فکر این هستی*** پول آخر ماهت را چطور بابت اجاره پرداخت کنی***،و اگر پولدار هستی*** همچون دیگر پولدارها فکر این هستی*** که چطور ۸ تا خونت را ۱۲ تا بکنی***،و ۱۲ تا را به ۱۶ برسونی،و بعد هم اونقدر خسیس و دست تنگ بشوی که حتا هستهای الو آش را هم بشمری،اینها همه و همه یک ریشه دارد و آن*** این است ما کودک درونمان را از دست میدهیم،و دیگر هیچ چیز ما را راضی*** و خوشحال نمیکند.

انسانهایی در زندگی موفق میشوند که به این کودک درونشان اجازه رشد و تکثیر دهند،واگر نه*** در زیر استرس این زمانه بد دچار افسردگی اضطراب و دیگر بیماریها می***شویم که دیگر راهی*** برای بازگشت را فراهم نمیکند. برگشت به گذشته و یادی از قهرمانان ما کردن نه غلو است و نه بزرگ کردن آنها،بلکه نگاهی*** از طرف کودکی است که یک روز آنها را به عنوان قهرمان داستانها و رویاهای خودش میدید،و امروز من از زبان اون کودک صحبت می***کنم،حتما یادتان هست که در دوران بچگی چقدر پدر خودمان را یک قهرمان فرض میکردیم،احساس میکردیم که قویترین فرد دنیا است و قادر است همهٔ مشگلات ما را حل کند،در حالیکه وقتی*** با واقعیات زندگی آشنا شدیم دیدیم زندگی بد جوری یقه او را به خود گرفته.

بازی بارسلون و پاریس سنت ژرمن اگر چه بسیار زیبا و جالب بود اما دیدن نیمار مسی،پیکه و دیگران که جایی*** در دفترچه خاطرات من ندارند برآیم چندان لذت بخش نیست،و من زیباترین دوران خود را که همان کودکی است در کنار جوی آب خیابان پهلوی با خاطرات این بازیکنان گذراندم،هرگز نمیتوان پروین را با نیمار یا مسی مقایسه کرد ،اما خاطرات اون زمان فوتبال ما،بازی بسیار زیباتری از بارسلون و پاریس سنت ژرمن را در ذهن ما حک*** می***کند تا بدانجا که نشستن روی اون سکوهای سنگی*** امجدیه را بسیار ترجیح میدهام تا صندلیهای پر از زرق و برق نیوکامپ.
 
Feb 18, 2005
13,663
1,410
Booyeh Eydee........ booyeh toop......fekreh ghashogh zadaneh yeh dokhtareh chador zari ....booyeh tondeh maahi doodi vasateh sofreyeh now ....booyeh yaaseh jaa namaazeh termeyeh madar bozorg...........

Ba inaa zemestoono sar mikonam
 
دوست عزیز از لحاظ پزشکی***،در درون ما کودکی وجود دارد به نام کودک درون.کودک درون همان چیزی است که شما در کودکان میبیند.ذوق،شادی،شعف،بازی کردن،و فقط به درون خود فکر کردن نمونه یی از این کودک درون است.متاسفانه با بزرگتر شدن،این احساس شور و شعف،کم کم از بین میرود و جایش یک مشت استرس از جمله،پول جمع کردن،خیلی*** جدی بودن،زن گرفتن،و یا شوهر کردن،بچه***دار شدن و بعد هم هزار مشگل و بدبختی،از جمله،اسیر حرص و طمع شدن،جایش را می***گیرد،دیگر نه از زندگی*** لذتی می***بری و نه*** از فوتبال احساس شور و شعف میکنی***،اگر پولدار نباشی*** که فقط فکر این هستی*** پول آخر ماهت را چطور بابت اجاره پرداخت کنی***،و اگر پولدار هستی*** همچون دیگر پولدارها فکر این هستی*** که چطور ۸ تا خونت را ۱۲ تا بکنی***،و ۱۲ تا را به ۱۶ برسونی،و بعد هم اونقدر خسیس و دست تنگ بشوی که حتا هستهای الو آش را هم بشمری،اینها همه و همه یک ریشه دارد و آن*** این است ما کودک درونمان را از دست میدهیم،و دیگر هیچ چیز ما را راضی*** و خوشحال نمیکند.

انسانهایی در زندگی موفق میشوند که به این کودک درونشان اجازه رشد و تکثیر دهند،واگر نه*** در زیر استرس این زمانه بد دچار افسردگی اضطراب و دیگر بیماریها می***شویم که دیگر راهی*** برای بازگشت را فراهم نمیکند. برگشت به گذشته و یادی از قهرمانان ما کردن نه غلو است و نه بزرگ کردن آنها،بلکه نگاهی*** از طرف کودکی است که یک روز آنها را به عنوان قهرمان داستانها و رویاهای خودش میدید،و امروز من از زبان اون کودک صحبت می***کنم،حتما یادتان هست که در دوران بچگی چقدر پدر خودمان را یک قهرمان فرض میکردیم،احساس میکردیم که قویترین فرد دنیا است و قادر است همهٔ مشگلات ما را حل کند،در حالیکه وقتی*** با واقعیات زندگی آشنا شدیم دیدیم زندگی بد جوری یقه او را به خود گرفته.

بازی بارسلون و پاریس سنت ژرمن اگر چه بسیار زیبا و جالب بود اما دیدن نیمار مسی،پیکه و دیگران که جایی*** در دفترچه خاطرات من ندارند برآیم چندان لذت بخش نیست،و من زیباترین دوران خود را که همان کودکی است در کنار جوی آب خیابان پهلوی با خاطرات این بازیکنان گذراندم،هرگز نمیتوان پروین را با نیمار یا مسی مقایسه کرد ،اما خاطرات اون زمان فوتبال ما،بازی بسیار زیباتری از بارسلون و پاریس سنت ژرمن را در ذهن ما حک*** می***کند تا بدانجا که نشستن روی اون سکوهای سنگی*** امجدیه را بسیار ترجیح میدهام تا صندلیهای پر از زرق و برق نیوکامپ.

کسرای عزیز
با کودک درون آشنا هستم و سالهاست با تحقیق و یادگیری درباره ی روان انسان سرگرمم. کودک درون جزو لاینفک زندگیست و هرگز از پا نمینشیند. به عقیده ی برخی محققان تا 95 درصد تصمیمات زندگی یک انسان با سواد متوسط توسط کودک درون او گرفته میشود و در باقی موارد انسان تنها با استناد به اجبار قانون و یا شرم اجتماعی ناچار به منطق تن میدهد و کودک درون خود را گریان میسازد

با این گفته ی غیر علمی شما که "انسانهایی در زندگی موفق میشوند که به این کودک درونشان اجازه رشد و تکثیر دهند" کاملا مخالفم و دلایل محکمی هم دارم. موفق ترین انسانها آنان هستند که فارغ از مدارج علمی و مالی به درک درستی از آسیب ها و ضعفهای کودک درونشان رسیده و سعی در کنترل و یا ریشه کن کردن آنها دارند. رشد عقلی انسان فقط و فقط و فقط منوط به فائق آمدن بر خواسته های کودکانه ی این کودک درون است و نه چیز دیگر. کودک درون دارای چنان قدرتی در ذهن ماست که حتی گاهی اخلاقیات را نیز به خاطر او زیر پا میگذاریم و به منطقی ترین و درست ترین ها نیز "نه" میگوییم. کافیست نگاهی گذرا به زندگی خود کنیم و متوجه شویم که تمام اشتباهات ما ناشی از ضعفمان در مقابله با طلب های کودک درونمان بوده و دیگر هیچ

منظور من از پست بالا انتقاد از نحوه ی تفکر شما نسبت به خاطرات کودکی نبود بلکه کنایه ای بود به عدم وجود منطق در شرح وقایع توسط خبرنگاران مثلا حرفه ای و حتی خود ما. همین حالا هم اگر سری به جراید ایران بزنید متوجه منظور من خواهید شد. اغراق و بزرگنمایی در توصیف حوادث ورزشی سیاسی اجتماعی و حتی اقتصادی (که فقط با اعداد کار دارد) بیداد میکند. گاهی به حد خنده دار و زننده

برای من هم خاطرات کودکی نقشی تعیین کننده در شکل گیری شخصیت و هیجانات امروزی ام دارند. هیچ مخالفتی در این امر نیست. ولی واقعیت با تخیلات و هیجانات همیشه متفاوت است​
 

Babr

Football Legend
Nov 24, 2002
27,304
1,192
دوست عزیز از لحاظ پزشکی***،در درون ما کودکی وجود دارد به نام کودک درون.کودک درون همان چیزی است که شما در کودکان میبیند.ذوق،شادی،شعف،بازی کردن،و فقط به درون خود فکر کردن نمونه یی از این کودک درون است.متاسفانه با بزرگتر شدن،این احساس شور و شعف،کم کم از بین میرود و جایش یک مشت استرس از جمله،پول جمع کردن،خیلی*** جدی بودن،زن گرفتن،و یا شوهر کردن،بچه***دار شدن و بعد هم هزار مشگل و بدبختی،از جمله،اسیر حرص و طمع شدن،جایش را می***گیرد،دیگر نه از زندگی*** لذتی می***بری و نه*** از فوتبال احساس شور و شعف میکنی***،اگر پولدار نباشی*** که فقط فکر این هستی*** پول آخر ماهت را چطور بابت اجاره پرداخت کنی***،و اگر پولدار هستی*** همچون دیگر پولدارها فکر این هستی*** که چطور ۸ تا خونت را ۱۲ تا بکنی***،و ۱۲ تا را به ۱۶ برسونی،و بعد هم اونقدر خسیس و دست تنگ بشوی که حتا هستهای الو آش را هم بشمری،اینها همه و همه یک ریشه دارد و آن*** این است ما کودک درونمان را از دست میدهیم،و دیگر هیچ چیز ما را راضی*** و خوشحال نمیکند.

انسانهایی در زندگی موفق میشوند که به این کودک درونشان اجازه رشد و تکثیر دهند،واگر نه*** در زیر استرس این زمانه بد دچار افسردگی اضطراب و دیگر بیماریها می***شویم که دیگر راهی*** برای بازگشت را فراهم نمیکند. برگشت به گذشته و یادی از قهرمانان ما کردن نه غلو است و نه بزرگ کردن آنها،بلکه نگاهی*** از طرف کودکی است که یک روز آنها را به عنوان قهرمان داستانها و رویاهای خودش میدید،و امروز من از زبان اون کودک صحبت می***کنم،حتما یادتان هست که در دوران بچگی چقدر پدر خودمان را یک قهرمان فرض میکردیم،احساس میکردیم که قویترین فرد دنیا است و قادر است همهٔ مشگلات ما را حل کند،در حالیکه وقتی*** با واقعیات زندگی آشنا شدیم دیدیم زندگی بد جوری یقه او را به خود گرفته.

بازی بارسلون و پاریس سنت ژرمن اگر چه بسیار زیبا و جالب بود اما دیدن نیمار مسی،پیکه و دیگران که جایی*** در دفترچه خاطرات من ندارند برآیم چندان لذت بخش نیست،و من زیباترین دوران خود را که همان کودکی است در کنار جوی آب خیابان پهلوی با خاطرات این بازیکنان گذراندم،هرگز نمیتوان پروین را با نیمار یا مسی مقایسه کرد ،اما خاطرات اون زمان فوتبال ما،بازی بسیار زیباتری از بارسلون و پاریس سنت ژرمن را در ذهن ما حک*** می***کند تا بدانجا که نشستن روی اون سکوهای سنگی*** امجدیه را بسیار ترجیح میدهام تا صندلیهای پر از زرق و برق نیوکامپ.
Great post Doctor jan.
 

Nadersan

Bench Warmer
Mar 20, 2016
889
1
Stockholm
Booyeh Eydee........ booyeh toop......fekreh ghashogh zadaneh yeh dokhtareh chador zari ....booyeh tondeh maahi doodi vasateh sofreyeh now ....booyeh yaaseh jaa namaazeh termeyeh madar bozorg...........

Ba inaa zemestoono sar mikonam
I dont think have heard a better song , refreshing memories from past keeps us going
Happy new year to you all


Skickat från min iPad med Tapatalk
 
Last edited:
Feb 18, 2005
13,663
1,410
I dont think have heard a better song , refreshing memories from past keeps us going
Happy new year to you all


Skickat från min iPad med Tapatalk
I share your sentiment ,when I read Kasra's wonderful post about the child within us the first thing that came to my mind was this wonderful song by RIP Farhad that reminds me and millions like me of our sweet childhood memories .

This song is a timeless classic and would make sense to any generation looking back in the distant memrories of their childhood their parents ,grand parents etc ... and all the wonderful times ....

I remember the first time I heard this song and this part " vahshateh kam shodaneh sekeyeh eydi az shemordaneh ziad " ! I laughed so loud as this was exactly what I used to do !

Tarseh na tammoom gozaashtaneh jareemehaayeh eydeh madreseh .... booyeh golleh mohammadi ke khosh shodeh laayeh ketaab ...tooyeh jooyeh laajevardi ..havasseh yeh aabtani !