من یک پارسی اصیل هستم 95% ا

Iksanihc

Well-known member
Feb 14, 2019
103
65
#42
Interesting. Always wondered about the Irish part.
Yeah, old irish sagas and even the mother of Oskar Wild the famous irish novelist told us the irish are descendants of persians and phoenicians. phoenicians (and thus canaanites) where very skilled ship manufacturers from syria and lebanon but parts of them are said to come from southern shores of persian gulf namely todays bahrain and bahrain used to be an integral part of persia. The movement of those people from persian gulf are to syria and then all the way up north to irish shores is really an interesting story.
 
May 9, 2004
14,898
157
#47
جنرال که پول نمیده هیچی‌ یه پولی‌ هم بشش میدند. دیتای ایشون میلیونی ارزش داره.
هر چند که به شوخی گفته اید
ولی از یک نظر حرف شما درسته زیرا الان این خارجکی ها می توانند شکل و شمایل تقریبی حضرت کورش کبیر را در نظر مجسم کنند
نکته جالب اینه که من قبلا از بسیاری از خویشان و قوم شنیده بودم که اجداد انها در روستایی نزدیک به پاسارگاد
زندگی میکرده اند
فکر کنم اینجا هم سالها پیش این مطلب رو نوشتم که به شوخی گرفته شد
البته خود من هم برام مهم نیست
ولی الان با این نتیجه احساس میکنم اگر جد بزرگوارم خود کورش کبیر نباشم حتما از نوادگان نزدیکان ان حضرت هستم
زیرا بنا بر این معلومات 95 درصد پارس بودن یعنی حتی از برخی از پادشاهان ان دوران پارسی تر هستم
الان خدا به سر شاهد است خودم را که در اینه می بینم احساس میکنم
که مقابلم شکل و شمایل یکی از پادشاهان هخامنشی قد علم کرده است
شاید هم خود حضرت کورش جان همین شکلی بوده
مطمئن هستم اگر شاه می دانست که من تا این اندازه به حضرت کورش بزرگ نزدیک هستم بنده در کنار خود در ان روز تاریخی
جشن 2500 ساله شرکت میداد
و ان دسته گلی را که شاه در نزدیکی ارامگاه جدم گذاشت بنده اولی تر بودم که این کار را کنم
زیرا هرچه باشه فرزند بر غریبه اولی تر است که دسته گل بر سر ارامگاه پدر خود بگذارد

:love::D
 
Last edited:
Nov 10, 2002
7,980
261
#48
هر چند که به شوخی گفته اید
ولی از یک نظر حرف شما درسته زیرا الان این خارجکی ها می توانند شکل و شمایل تقریبی حضرت کورش کبیر را در نظر مجسم کنند
نکته جالب اینه که من قبلا از بسیاری از خویشان و قوم شنیده بودم که اجداد انها در روستایی نزدیک به پاسارگاد
زندگی میکرده اند
فکر کنم اینجا هم سالها پیش این مطلب رو نوشتم که به شوخی گرفته شد
البته خود من هم برام مهم نیست
ولی الان با این نتیجه احساس میکنم اگر جد بزرگوارم خود کورش کبیر نباشم حتما از نوادگان نزدیکان ان حضرت هستم
زیرا بنا بر این معلومات 95 درصد پارس بودن یعنی حتی از برخی از پادشاهان ان دوران پارسی تر هستم
الان خدا به سر شاهد است خودم را که در اینه می بینم احساس میکنم
که مقابلم شکل و شمایل یکی از پادشاهان هخامنشی قد علم کرده است
شاید هم خود حضرت کورش جان همین شکلی بوده
مطمئن هستم اگر شاه می دانست که من تا این اندازه به حضرت کورش بزرگ نزدیک هستم بنده در کنار خود در ان روز تاریخی
جشن 2500 ساله شرکت میداد
و ان دسته گلی را که شاه در نزدیکی ارامگاه جدم گذاشت بنده اولی تر بودم که این کار را کنم
زیرا هرچه باشه فرزند بر غریبه اولی تر است که دسته گل بر سر ارامگاه پدر خود بگذارد

:love::D
این هم از آن دسته معجزاته که در موردش بحث کردیم

بابا شما از فامیلای کورش کبیر در آمدی

یک فکری برای ایران و ایرانیها حتما بکن

ما فکر کردیم که شما ژنرال قلابی هستین ولی ما اشتباه کرده بودیم

Thanks to ancestory test, we found our long lost king that will take us Iranians to prosperity.
 

Iksanihc

Well-known member
Feb 14, 2019
103
65
#50
...اگه اون بدبخت کوروش میدونست یه روزی چه رمال های بچه مسلمونی سعی میکنن خودشونو بچسبونن بهش
 
Likes: rahim
May 9, 2004
14,898
157
#52
...اگه اون بدبخت کوروش میدونست یه روزی چه رمال های بچه مسلمونی سعی میکنن خودشونو بچسبونن بهش
چی میگی بابا
کی میخواد خودش رو به کورش بزرگ بچسبونه؟
من این تست رو دادم و اصلا فکر نمیکردم که نتیجه اش این باشد
ولی چون خیلی کنجکاو بودم که ببینم چند درصد از هر قومی در نژاد من است این تست را دادم
و معلوم شد تقریبا 95 درصد
از پیره مردا و پیره زنهای خانواده هم که می پرسم اکثرا از روستایی نزدیک پاسارگاد هستند
وقتی رفتم تاریخ این روستا را خواندم دیدم بیشتر مطمئا شدم که مردم این روستا تقریبا در طول هزاران سال با اقوام دیگری ادغام نشده اند و پارس اصیل هستند
شاید تو یادت نیست ولی من یک بار یک ترید باز شد چند سال پیش که هرکسی از کجاست و چه منطقه ای است
من گفتم پدر بزرگم از روستایی نزدیک به ده کیلومتری پاسارگاد است
خوب الان این تست هم همین رو ثابت میکنه
کجا میخوام خودم رو به کورش بچسبونم ؟
تازه مگه مثلا کورش و نوادگان کورش در بین مردم ایران نیستند ایا همه انا نابود شده اند ؟
خیر
حالا یکی از انها هم من باشم که چی ؟
 
May 9, 2004
14,898
157
#53
Would it spoil the fun to realize that even kouroush wasn’t 100% “Parsi”?
Maternal side was from Medes
مادها و پارسها یک قبلیه بزرگ بودند که از یک منطقه به ایران کوچ کردند و از اریاییها محسوب میشوند
بعد دو گروه شدند که پارس به جنوب و ماد در شمال غرب ایران کنونی سکنی گزیدند
هرچند که اصلا برخی از مورخان بر این عقیده نیستند که اختوویگو پدر مادر کورش بزرگ بوده
و انرا افسانه ای بیش نمیدانند که هخامنشیان بخاطر اینکه مادها را زیر سلطه
خود در بیاورند کورش را پادشاهی از پارس و ماد خوانده اند
حتی برخی از یهود هم به همین دلیل مادر کورش را دختر یکی از پیامبران یهودی میدانند
خلاصه حتی فرض را بر ان بگیریم که کورش نیمی ماد بوده است باز همانطور که گفتم این دو قبیله یعنی پارس و ماد که به ایران کوچ کرده اند هر دو از یک نژاد هر دو خود را اریایی میدانسته اند
هرچند که واژه اریایی هم به نژاد این اقوام هم به معتقدات این اقوام و هم به سرزمین این اقوام گفته شده است
و در اینمورد نظریات گونانگونی وجود دارد
ولی خلاصه مطلب اینکه این دو قوم از یک شاخه هستند که همه تقریبا 4 هزار سال پیش به فلات ایران کوچ کرده اند
که بعدها پارسها همانطور که گفتم به مکان کنونی که استان فارس نامیده می وشد کوچ کرده اند
 
Last edited:

rahim

Bench Warmer
Oct 23, 2003
724
72
behbahan
#54
با تشكر از تكرار مكرر دروس تاريخ
ولى

گرچه ممكنه هر دو منشعب از گروهى بزرگتر باشند

ولى ماد ها بسيار زودتر از پارسها به فلات ايران كوچيده و تمدن خود را بر قرار ساختند
و در خلال اين مدت احتمال اختلاط آنها با ساكنين اصلى ايران هم موجود است
ماد پارس نيست
 
Likes: A8K
May 9, 2004
14,898
157
#55
با تشكر از تكرار مكرر دروس تاريخ
ولى

گرچه ممكنه هر دو منشعب از گروهى بزرگتر باشند

ولى ماد ها بسيار زودتر از پارسها به فلات ايران كوچيده و تمدن خود را بر قرار ساختند
و در خلال اين مدت احتمال اختلاط آنها با ساكنين اصلى ايران هم موجود است
ماد پارس نيست
خیر دوست عزیز
بنا بر شواهد تاریخی این دو قوم همزمان وارد فلات ایران شده اند
این دو قوم بخاطر خشکسالی و سرمای زیاد از جنوب سیبری و روسیه کنونی به فلات ایران سرازیر شدند
یعنی منطقی می بایستی چون سبب یکی بوده در یک وقت مهاجرت کرده باشند
هرچند که این مهاجرت ها در طی سالیان دراز رخ داده
ولی همزمان بوده است
قبل از اینکه مادها که باز پارسها هم در این تشکیل شریک بودند تمدنی برقرار کنند هزار و پانصد سال یا بیشتر در فلات
ایران به شکل کوچ از منطقه ای به منطقه ای دیگر می زیسته اند
که در اخر پارسها همانطور که گفتم به فارس کنونی و مادها در همسایگی انها می زیسته اند
 
Nov 10, 2002
7,980
261
#56
خیر دوست عزیز
بنا بر شواهد تاریخی این دو قوم همزمان وارد فلات ایران شده اند
این دو قوم بخاطر خشکسالی و سرمای زیاد از جنوب سیبری و روسیه کنونی به فلات ایران سرازیر شدند
یعنی منطقی می بایستی چون سبب یکی بوده در یک وقت مهاجرت کرده باشند
هرچند که این مهاجرت ها در طی سالیان دراز رخ داده
ولی همزمان بوده است
قبل از اینکه مادها که باز پارسها هم در این تشکیل شریک بودند تمدنی برقرار کنند هزار و پانصد سال یا بیشتر در فلات
ایران به شکل کوچ از منطقه ای به منطقه ای دیگر می زیسته اند
که در اخر پارسها همانطور که گفتم به فارس کنونی و مادها در همسایگی انها می زیسته اند
Reference ?
 
May 9, 2004
14,898
157
#57
1-
داده‌های باستانی‌شناسی، شواهد تاریخی و جغرافیایی و پیوندهای زبان‌شناسی نشان می‌دهد که شاخه غربی آریایی‌ها، یعنی مادها و پارس‌ها که از لحاظ قومی و فرهنگی قرابت بسیار داشتند، در نیمه دوم هزاره دوم پ.م. به شکل گروه‌های قبایلی و به صورت پیوسته در حرکتی آهسته و تدریجی از شمال شرق فلات ایران به سمت غربی این فلات سرازیر شدند
مصدر
(Schmitt, 1987: 84; Imanpour, 1998: 91-130; Ardola, 1988: 195). آن ها در مسیر حرکت به غرب فلات ایران باگروه‌هایی از اقوام بومی غیرایرانی
2-
پارسها گروه دیگری از تازه واردان نژاد آریایی بودند که دوشا دوش مادها از آسیای میانه تا کوههای زاگرس پیش تاختند و در بخشهای غربی و جنوبغربی دریاچهی ارومیه جای گرفتند. قبیلههای گوناگون پارسی در سده ی هشتم پیش از میلاد در نتیجهی فشار آشوریها و اورارتوییها به سوی جنوب ایران کوچیدند و در سرزمینی پراکنده شدند که از آن هنگام به نام این تازه واردان سرزمین پارس نام گرفته است
مصدر
داندامایف،م.آ؛ تاریخ سیاسی هخامنشیان؛ص 18
3-
برخي از كلمات آن‌ها كه به ما رسيده، «هندو ايراني» است. مانند بعضي اسامي كه بر روي شهرها و رودها گذاشته‌اند، همچون: دُن ، دنيپر و دانوب . پارت‌ها نيز يكي از «اقوام ايراني» بودند كه شايد ديرتر از بقيه به فلات ايران مهاجرت كردند؛ مثل پارس‌ها و مادها و شايد همزمان مهاجرت كردند؛ ولي اثر و اسمي كه از آن‌ها داريم، از زمان داريوش است. ما هيچ نوشته‌اي نداريم كه اشاره‌اي به پارتي‌ها بكند. وقتي هم نوشته‌اي نداشته باشيم، سندي نداريم. غير از اسناد باستان شناختي، اسناد نوشتاري نداريم. فرضيات علمي بايد مبتني بر اسناد و مدارك باشد و تا وقتي چنين اسنادي نداريم، بهتر است خاموش باشيم
مصدر
دكتر عبدالمجيد ارفعي
4-
در حدود چهار هزار سال قبل آریایی ها از ان جمله اقوام ماد و پارس از طرف ماوراالنهر و قفقاز به طرف ایران سرازیر شدند
مصد ر
تاریخ فرهنگ ایران ص 33
5-
طوايف ماد و پارس، به روزگار مهاجرت يا در ايام استقرار در فلات ايران، پيوندهاي نزديكي با يكديگر داشتند و استقلال داخلي آنها، مانع توسعه و دوام اين پيوندها نبود. با اينكه پژوهش‌هاي جديد زبان‌شناختي نشان مي‌دهد كه واژه‌ي «ماد»، ريشة مشخص هند و اروپايي ندارد، بر طبق روايت هرودت، در روزگار كهن، همة مادها را آريايي مي‌ناميدند. هرودت، مادها را شامل 6 طايفة بزرگ مي‌داند كه مغها يكي از اين طوايف بوده‌اند. همين مورخ يوناني، پارسي‌ها را متشكل از 10 طايفه بر مي‌شمرد و از پاسارگاديها كه هخامنشيان از ايشان بودند، به عنوان طايفة پارسي برتر ياد مي‌كند. در واقع پارسي‌ها نيز همزمان با قدرت يافتن طوايف ماد و از حدود سال 815 ق‌م از سرزمين‌هاي اولية خود در فلات ايران،‌ به سوي جنوب رهسپار شدند و در شمال شرقي شوش به فاصلة اندكي از سرزمين انشان، در ناحيه‌‌اي كه آن را پرسومش 3 مي‌خواندند، استقرار يافتند. در حدود سال 700 ق‌م، هخامنش سركرده‌ي طوايف پارسي، ظاهراً در جنگي كه به شكست سنا خريب پادشاه آشور انجاميد (692 ق‌م)،‌متحد ايلام و بابل بود. بدين ترتيب، پارسي‌ها نيز مقارن با مادها وارد جريان حوادث روزگار شدند‌، اما اوضاع و احوال به سر كردگان ماد بيشتر كمك كرد و با اتحاد طوايف ماد، ايشان پيش از پارسي‌ها حكومتي مقتدر سامان دادند.
مصدر
زرين كوب ، روزبه . ” مدخل ايران “ . دايره المعارف بزرگ اسلامي . زيرنظر كاظم موسوي بجنوردي . تهران : مركز دايره المعارف بزرگ اسلامي ، 1367- ، جلد 10، ص 524 ـ​
 
Nov 10, 2002
7,980
261
#58
1-
داده‌های باستانی‌شناسی، شواهد تاریخی و جغرافیایی و پیوندهای زبان‌شناسی نشان می‌دهد که شاخه غربی آریایی‌ها، یعنی مادها و پارس‌ها که از لحاظ قومی و فرهنگی قرابت بسیار داشتند، در نیمه دوم هزاره دوم پ.م. به شکل گروه‌های قبایلی و به صورت پیوسته در حرکتی آهسته و تدریجی از شمال شرق فلات ایران به سمت غربی این فلات سرازیر شدند
مصدر
(Schmitt, 1987: 84; Imanpour, 1998: 91-130; Ardola, 1988: 195). آن ها در مسیر حرکت به غرب فلات ایران باگروه‌هایی از اقوام بومی غیرایرانی
2-
پارسها گروه دیگری از تازه واردان نژاد آریایی بودند که دوشا دوش مادها از آسیای میانه تا کوههای زاگرس پیش تاختند و در بخشهای غربی و جنوبغربی دریاچهی ارومیه جای گرفتند. قبیلههای گوناگون پارسی در سده ی هشتم پیش از میلاد در نتیجهی فشار آشوریها و اورارتوییها به سوی جنوب ایران کوچیدند و در سرزمینی پراکنده شدند که از آن هنگام به نام این تازه واردان سرزمین پارس نام گرفته است
مصدر
داندامایف،م.آ؛ تاریخ سیاسی هخامنشیان؛ص 18
3-
برخي از كلمات آن‌ها كه به ما رسيده، «هندو ايراني» است. مانند بعضي اسامي كه بر روي شهرها و رودها گذاشته‌اند، همچون: دُن ، دنيپر و دانوب . پارت‌ها نيز يكي از «اقوام ايراني» بودند كه شايد ديرتر از بقيه به فلات ايران مهاجرت كردند؛ مثل پارس‌ها و مادها و شايد همزمان مهاجرت كردند؛ ولي اثر و اسمي كه از آن‌ها داريم، از زمان داريوش است. ما هيچ نوشته‌اي نداريم كه اشاره‌اي به پارتي‌ها بكند. وقتي هم نوشته‌اي نداشته باشيم، سندي نداريم. غير از اسناد باستان شناختي، اسناد نوشتاري نداريم. فرضيات علمي بايد مبتني بر اسناد و مدارك باشد و تا وقتي چنين اسنادي نداريم، بهتر است خاموش باشيم
مصدر
دكتر عبدالمجيد ارفعي
4-
در حدود چهار هزار سال قبل آریایی ها از ان جمله اقوام ماد و پارس از طرف ماوراالنهر و قفقاز به طرف ایران سرازیر شدند
مصد ر
تاریخ فرهنگ ایران ص 33
5-
طوايف ماد و پارس، به روزگار مهاجرت يا در ايام استقرار در فلات ايران، پيوندهاي نزديكي با يكديگر داشتند و استقلال داخلي آنها، مانع توسعه و دوام اين پيوندها نبود. با اينكه پژوهش‌هاي جديد زبان‌شناختي نشان مي‌دهد كه واژه‌ي «ماد»، ريشة مشخص هند و اروپايي ندارد، بر طبق روايت هرودت، در روزگار كهن، همة مادها را آريايي مي‌ناميدند. هرودت، مادها را شامل 6 طايفة بزرگ مي‌داند كه مغها يكي از اين طوايف بوده‌اند. همين مورخ يوناني، پارسي‌ها را متشكل از 10 طايفه بر مي‌شمرد و از پاسارگاديها كه هخامنشيان از ايشان بودند، به عنوان طايفة پارسي برتر ياد مي‌كند. در واقع پارسي‌ها نيز همزمان با قدرت يافتن طوايف ماد و از حدود سال 815 ق‌م از سرزمين‌هاي اولية خود در فلات ايران،‌ به سوي جنوب رهسپار شدند و در شمال شرقي شوش به فاصلة اندكي از سرزمين انشان، در ناحيه‌‌اي كه آن را پرسومش 3 مي‌خواندند، استقرار يافتند. در حدود سال 700 ق‌م، هخامنش سركرده‌ي طوايف پارسي، ظاهراً در جنگي كه به شكست سنا خريب پادشاه آشور انجاميد (692 ق‌م)،‌متحد ايلام و بابل بود. بدين ترتيب، پارسي‌ها نيز مقارن با مادها وارد جريان حوادث روزگار شدند‌، اما اوضاع و احوال به سر كردگان ماد بيشتر كمك كرد و با اتحاد طوايف ماد، ايشان پيش از پارسي‌ها حكومتي مقتدر سامان دادند.
مصدر
زرين كوب ، روزبه . ” مدخل ايران “ . دايره المعارف بزرگ اسلامي . زيرنظر كاظم موسوي بجنوردي . تهران : مركز دايره المعارف بزرگ اسلامي ، 1367- ، جلد 10، ص 524 ـ​
Could you tell me the name of the books for #1 ? Only authors are given.
Thanks
 
May 9, 2004
14,898
157
#59
Could you tell me the name of the books for #1 ? Only authors are given.
Thanks
خواهش میکنم
این یک مقاله است که من براتون اینجا چکیده انرا پست میکنم
بررسی رابطه مادها و پارس‌ها پیش از ظهور امپراتوری هخامنشیان
مقاله 5، دوره 3، شماره 4، زمستان 1390، صفحه 73-86
اصل مقاله (171 K)
نوع مقاله: مقاله پژوهشی
نویسندگانمحمدتقی ایمان پور
1؛ راضیه قصاب زاده2
ستادیار تاریخ دانشگاه فردوسی مشهد2دانشجوی کارشناسی‌ارشد تاریخ ایران باستان دانشگاه فردوسی مشهد
مادها و پارس‌ها دو گروه از مهاجران آریایی بسیار نزدیک به هم بودند که احتمالا در نیمه دوم هزاره‌ی دوم پیش از میلاد وارد فلات ایران شدند و در شرق کوه‌های زاگرس مستقر شدند. حضور اقوام مختلف در منطقه در این زمان و سپس یورش‌های مکرر آشوریان علیه این اقوام و گروه‌ها، از جمله مادها و پارس‌ها سبب گردید که آنان برای مقابله با این تهاجمات مکرر گرد هم آیند و بنا براین اولین اتحادیه مادی تحت رهبری دیااُکو و شاید همزمان اتحادیه‌ای از پارس‌ها تحت رهبری هخامنش در ایران شکل گرفت. بررسی چگونگی رابطه مادها با پارس‌ها پس از این حادثه و پیش از تشکیل امپراتوری هخامنشیان، موضوع کنکاش این مقاله است. هرچند بسیاری از اندیشمندان با استناد به گزارش هرودت ازسلطه مادها بر پارس‌ها در طول حکومت مادها پس از فرمانروایی فرورتیش سخن می گویند، اما در این مقاله تلاش شده است براساس گزارش مورخان یونانی و مقایسه آن با اسناد میان رودان، بویژه منابع آشوری و بابلی و داده‌های باستانشناسی و با استفاده از شیوه تحقیقات تاریخی نشان داده شود که برخلاف ادعاهای مطرح شده توسط اندیشمندان تاریخ کهن ایران، رابطه مادها و پارس‌ها در این دوره و پیش از تلاش آستیاگ برای تصرف سرزمین پارس در زمان کورش دوم (کورش بزرگ) که منجر به جنگ بین این دو و در نهایت سلطه پارس‌ها بر مادها در این زمان شد، بیشتر دوستانه بود و به نظر می‌رسد تا پیش از فرمانروایی آستیاگ که برای اولین بار در صدد تصرف سرزمین پارس بر آمد، برخورد عمده ای بین این دو گروه ازآریاهای خویشاوند انجام نشده باشد.
این ها هم مراجع مقاله است
مراجع
الف) کتاب‌ها

- اومستد، البرت (1388) تاریخ شاهنشاهی هخامنشی، ترجمه محمد مقدم، تهران: انتشارات علمی فرهنگی.
- بروان، استوارت چ. (1388) تاریخ ماد هردوت و سیر تکامل دولت ماد، تاریخ هخامنشی، ج 3، ویراستاران هلن سانسیسی وردنبورخ وآملی کورت، ترجمه مرتضی ثاقب‌فر، تهران: توس، 117 ـ 139.
- بروسیوس، ماریا (1388) شاهنشاهی هخامنشی (از کورش بزرگ تا اردشیر(، ترجمه‌ هایده مشایخ، تهران: نشر ماهی.
- بروسیوس، ماریا (1385) ایران‌باستان، ترجمه عیسی عبدی، تهران: نشر ماهی.
- بروسیوس، ماریا (1389) زنان هخامنشی، ترجمه ایده مشایخ، تهران: هرمس.
- بریان، پی‌یر (1378) تاریخ امپراتوری هخامنشیان (از کورش تا اسکندر)، ج 1، ترجمه مهدی سمسار، تهران: زریاب.
- بوکهارت، کیناست (1383) آنچه امپراتوری ماد خوانده می‌شود؟، ترجمه کریم علیزاده، گزارش‌های باستان‌شناسی، ج 3، تهران: سازمان میراث فرهنگی، 205 ـ 215.
- دیاکونف، ایگور میخائیلوویچ (1377) تاریخ ماد، ترجمه کریم کشاورز، تهران: شرکت انتشارات علمی و فرهنگی.
- راولینسون، جرج (1354) دودمان هخامنشی، پژوهش‌های هخامنشی، ترجمه علیرضا شاپور شهبازی: 1، 1ـ 36.
- شهبازی، شاهپور (1349) کورش بزرگ، زندگی و جهانداری بنیاد‌گذار شاهنشاهی ایران، شیراز: دانشگاه شیراز.
- علی‌یف، اقرار (1388) پادشاهی ماد، ترجمه کامبیز میربهاء، تهران: ققنوس.
- فرای، ریچاردنلسون (1386) تاریخ باستانی ایران، ترجمه مسعود رجب‌نیا، تهران: شرکت انتشارات علمی و فرهنگی.
- کامرون، جرج (1365) ایران در سپیده‌دم تاریخ، ترجمه حسن انوشه، تهران: انتشارات علمی و فرهنگی.
- کورت، آملی (1379) هخامنشیان، ترجمه مرتضی ثابت‌فر، تهران: ققنوس.
- موسکارلا، اُسکاروایت (1388) گوناگونی مطالب مربوط به ماد، تاریخ هخامنشی، ج 8، ویراستاران هلن سانسیس و ردنبورخ و آملی کورت، ترجمه مرتضی ثاقب‌فر، تهران: توس، 103 ـ 115.
- وردنبورخ، هلن سانسیسی (1388، الف) آیا اصلاً امپراتوری ماد وجود داشته است؟ تاریخ هخامنشی، ج 3، ویراستاران هلن سانسیسی و ردنبورخ و آملی کورت، ترجمه مرتضی ثاقب‌فر، تهران: توس، 284 ـ 307.
- وردنبورخ، هلن سانسیسی (1388، ب) شفاهی بودن مدیکوس لوگوس، تاریخ هخامنشی، ج 8، ویراستاران هلن سانسیسی و ردنبورخ و آملی کورت، ترجمه مرتضی ثاقب‌فر، تهران: توس، 86ـ 102.
- هرودت (1336) تاریخ هرودت، ، ترجمه هادی هدایتی، تهران: دانشگاه تهران، ج 1.
- یانگ، کایلر (1385) ایران باستان: پیشا تاریخ، عیلامیان، هخامنشیان، سلوکیان، پارتیان، ساسانیان، ترجمه یعقوب آژند، تهران: مولی.

ب) مقالات
- ایمان‌پور، محمدتقی (1383) «مکان‌ جغرافیایی پارسه داریوش»، مشهد: فصلنامه مطالعات تاریخی دانشکده ادبیات و علوم انسانی مشهد، 5 و 6، 1ـ 14.
- زرین‌کوب، روزبه (1387) «بنیان‌گذاری اتحاد مادها و اهمیت منبع‌شناسی آن»، نشریه‌ دانشکده ادبیات و علوم انسانی تهران، 185، 99 ـ 112.


منابع لاتین
- Ardola, A. (1988) “The Coming of the Aryans to Iran and India : The cultural and ethnic identity on the DASAS”, StO 64: 195-302.

- Brown, S. (1986) “Media and secondary state Formation in the Neo-Assyrian Zagros: An Anthropological Approach to an Assyriological problem” , JCS 38: 107-119.

- Dandamaev, M. A. and Vladimir G. Lukonin, (1989) The Culture and Social Institutions of Ancient, Iran, Philip L. Kohl (ed.), Cambridge

- Dandamaev, M. A., Grantovskii, E., (1987) “The kingdom of Assyria and its Relations with Iran” , EncIr2:806-815.

- Diakonoff, M. (1985) ‘Achaemenes’, EncIr I: 414

- Grayson, A. K. (1975) Assyrian and Babylonian Chronicles, Texts from Cuneiform Sources 5, LocustValley and New York.

- Helm, Peyton R. (1981) “Herodotu's Medikos Logos and Median history”, Iran XlX: 85-90.

- Imanpour, M. T. (1998) The land of Parsa: The First Persian Homeland, P.H.D thesis, University of Manchester.

- Imanpour, M. T. (2002-3). “The Medes and Persians were the Persians ever ruled by the Medes?”, Name-ye Iran – e Bastan, 2:61-79.

- Kent, Ronald, G. (1953) Old Persian, American Oriental Society New Haven.

- König, F.W (1934) ‘Älteste Geschichte der Meder und Perser’, Der alte Orient 33 (3-4): 4-61.

- Kuhrt, A. (2007) The Persian Empire A corpus of source from the Achaemenid period, vol.1, Rutledge, London.

- Kuhrt, A (1995) The Ancient Near East c. 3000-330 BC, Vol. 2, London

- Levine, L. D. (I969) Contribution to the Historical Geography of the Zagros in the Neo-Assyrian Period, a Ph.D. dissertation in the University of Pennsylvania.

- Levine, L. D. (1982) “Sennacherib's southern Front, 704-689 BC” , Jcs34: 28-57.

- Levine, L. D. (1974) “Geographical Studies in the Neo-Assyrian ZagrosII”, Iran XII: 99-124.

- Levine, L. D. (1977) “Sargon’s Eight Campaign”, in Levine, D. L., and T. C. Young Jr. (eds), Mountains and Lowlands, Malibu: Undena.

- Luckenbill, D.D. (1973) Ancient Records of Assyria and Babylonia, 2 vols., 2nded. New York.

- Olmestead, A. T. (1951) History of Assyrid, 2nd. ed., Chicage.

- Parpola, S. (1970) Neo-Assyrian Toponyms, Kevalaer: Butzon and Bercker.

- Potts, D. T. (2005) “ Cyrus the Great and kingdom of Anshan”., The Birth of Persian Empire, vol. 1, edited by Vesta Sarkhosh Curtis& Sara Stewart, London.

- Rollinger, R. (2004) “Herodotus ii,The Histories as a sourse for Persia and Persians”, EncIr12, 255-257.

- Schmitt, R. (1987) “Argans”, EncIr2:684-687.

- Schmitt, R. (1985) “Achaemenid Dynasty”, EncIr1:414-425.

- Sumner (1994) ‘Archaeological measures of cultural continuity and arrival of the Persians in Fars’ , in H. Sancisi-Weerdenburg, A. Kuhrt and M. C. Root,Achaemenid History VIII: Continuity and Change, Leiden: 97-105.

- Thomas, D. W. (ed.) (1958) Documents from Old Testament Times, Society for Old Testament Study, London.

- Water, M. (2011) “ Parsumaš, Anšan, and Cyrus”, Meeting of the American Schools of Oriental Research, Held in Philadelphia: 283-296.

- Waters, M. W. (1999) “The Earlist Persians in the South Western Iran, Iran 32: 99-107.

- Wincker, H. (1889) Die Keilschrifttexte Sargon I, Leipzig.

- Xenophon, (1914-25) Cyropaedia, W. M. Miller (trans.), in two vols., Cambridge, Massachusetts.

- Yamauchi, E. M. (1990) Persia and the Bible,Grand Rapids.

- Young, Jr. (1967) ‘The Iranian migration into the Zagros’, Iran5: 11-34.
 
#60
هر چند که به شوخی گفته اید
ولی از یک نظر حرف شما درسته زیرا الان این خارجکی ها می توانند شکل و شمایل تقریبی حضرت کورش کبیر را در نظر مجسم کنند
نکته جالب اینه که من قبلا از بسیاری از خویشان و قوم شنیده بودم که اجداد انها در روستایی نزدیک به پاسارگاد
زندگی میکرده اند
فکر کنم اینجا هم سالها پیش این مطلب رو نوشتم که به شوخی گرفته شد
البته خود من هم برام مهم نیست
ولی الان با این نتیجه احساس میکنم اگر جد بزرگوارم خود کورش کبیر نباشم حتما از نوادگان نزدیکان ان حضرت هستم
زیرا بنا بر این معلومات 95 درصد پارس بودن یعنی حتی از برخی از پادشاهان ان دوران پارسی تر هستم
الان خدا به سر شاهد است خودم را که در اینه می بینم احساس میکنم
که مقابلم شکل و شمایل یکی از پادشاهان هخامنشی قد علم کرده است
شاید هم خود حضرت کورش جان همین شکلی بوده
مطمئن هستم اگر شاه می دانست که من تا این اندازه به حضرت کورش بزرگ نزدیک هستم بنده در کنار خود در ان روز تاریخی
جشن 2500 ساله شرکت میداد
و ان دسته گلی را که شاه در نزدیکی ارامگاه جدم گذاشت بنده اولی تر بودم که این کار را کنم
زیرا هرچه باشه فرزند بر غریبه اولی تر است که دسته گل بر سر ارامگاه پدر خود بگذارد

:love::D
Take two a day if necessary!

image-1.cfm_.jpeg