Just came in ...

Kian Pars

Bench Warmer
Dec 9, 2005
1,891
104
کشتی مردی در یک طوفان عظیم غرق شد اما این مرد به طرز معجزه آسایی نجات یافت و توانست خود را به جزیره ای برساند و با هزاران زحمت برای خود یک کلبه ساخت
روزی برای تهیه آب به جنگل رفته بود؛ وقتی به کلبه برگشت در کمال ناباوری دید که کلبه در حال سوختن است، به بخت کیری خود لعنت فرستاد و بعد شروع به گله کردن از خدا کرد که تو مرا در این جزیره زندانی کرده ای و حالا که من با این بدبختی توانسته ام این کلبه را برای خودم درست کنم باید اینگونه بسوزد که مرد با همین افکار به خواب عمیقی فرو رفت ...

صبح روز بعد در پوزیشن داگی استایل بیدار شد، چون بر اثر دود آتش دزدان دریایی پیدایش کرده بودند و داشتن نوبتی کونش میزاشتن

همونجور که میبینید هیچ کار خدا بی دلیل نیست
این مرد رو از طوفان نجات داد تا دل چند تا دزد دریایی رو شاد کنه ، حالا شما باز کفر بگو

هل تفکرون نحن خلقناکم بیضه و بیضا
فکر می کنید ما شما را همین طور تخمی تخمی آفریدیم؟
هل تفکرون نحن خلقناکم بیضه و بیضا ؟ این آیه آسمانی باید روی سر در مجلس بیضی جمهوری بیضا حک شود.
 

Zob Ahan

Moderator
Staff member
Feb 4, 2005
16,527
1,048
تور چین سه روز پکن،چهار روز شانگهای هفت روز گشت شهری ،رستوران منو باز
با راهنمای گردشگری
رایگان،فقط خرج کفن و دفن با خودتون
آژانس مسافرتی آخرت گشت
 
Feb 4, 2005
22,560
2,386
فقيرى از شیخی پرسيد: یا شیخ مرا بگو خمس چیست؟

شیخ که بوی پول مفت به مشامش رسیده بود چشمانش برقی زد و گفت: خمس یعنی که باید يك پنجم از آنچه دارى به من دهى!
فقير شیخ را بر زمين بزد و سخت بگايید!!
شیخ که از درد کون به خود میپیچید بگفتا: اى نامرد اين چه بود که با من کردی؟

فقیر گفت: تمام دارايى من از دنیا همین کیر بود كه خمسش را به تو فرو كردم....یا شیخ حال بگو زكات چيست؟
شیخ گفت: برو مادرجنده تو معافى!!
 

siavash_8

Bench Warmer
Mar 26, 2006
2,701
2,816
واسه خواهرم خواستگار پیدا شده ندیده نشناخته بابام ردش کرد پرسیدیم چرا؟

میگه کسی که تو این اوضاع میخواد زن بگیره خب معلومه یه تخته اش کمه
 
Likes: Bache Tehroon

Zob Ahan

Moderator
Staff member
Feb 4, 2005
16,527
1,048
💢خری با رای گیری حاکم جنگل شد . خر حیوانات
را مجبور کرد ساعت ۶صبح بیدار و ۶عصر بخوابند!
دستورداد که هرکدام از پرندگان و سایر حیوان ها فقط حق دارند ۶لقمه غذا بخورند اگر خواستند پینگ پنگ بازی کنند، هر تیم ۶بازیکن داشته‌و زمان بازی نیز ۶دقیقه باشد . خر قوانین ششگانه وضع کرد.
در یک روز دل انگیز خروس ساعت ۵:۲۰دقیقه صبح بیدار شد و آواز خواند . خر خشمگین شد و در یک سخنرانی جنجالی گفت: قوانین ما از همه قوانین دیگران کاملتر است و خروج از اینها و تخلف از قانونهای ششگانه جرم محسوب و منجر به اشد مجازات میشود، و طی مراسمی خروس را اعدام کرد . همه حیوانها از اعدام خروس ترسیدند و از آن پس با دقت بیشتر قوانین را اجرا میکردند
بعداز گذشت چندین سال خر بیمار شد و درحال مرگ بود
شیر به دیدارش رفت و گفت: من و تعدادی دیگر از حیوانها میتوانستیم قیام کنیم، ولی نخواستیم نظم جنگل به هم بریزد، حال بگو علت ابلاغ قوانین ششگانه چه بود؟ و چرا در این سالها سختگیری کردی؟
خر گفت: حالا من بخاطر خریت یک چیزهایی ابلاغ کردم، شماها چرا این همه سال عین بُـز اطاعت کردید؟!!

دهه فجر مبارک
 

siavash_8

Bench Warmer
Mar 26, 2006
2,701
2,816
طرف چند تا زن خراب رو برد امامزاده توبه کنن

تو راه وسوسه شد
ترتیب همشونو داد
جلو ضريح که رسيد گفت

یا امام زاده، این شیاطین
نمی اومدن، من بکُن بکُن آوردمشون
 

Zob Ahan

Moderator
Staff member
Feb 4, 2005
16,527
1,048
یه آخوندی رفت تو یه مجلس ختمی نشست آب وچایی و میوه حلوا و،،،،،،،،،همه رو خورد و بلند شد بیاد بیرون یکی از دوستانش که کنارش نشسته بود گفت حاجی لااقل یه فاتحه ای یا یک سوره ای برای این بنده خدا ميخوندي!!!


آخونده در جواب گفت عزیزم ما سال 57 فاتحه همه رو خوندیم تو زیاد نگران نباش

دهه فجر مبارک

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
اصفهانیه از تو یه کوچه رد میشده
میبینه یکی کنار کوچه خوابیده،

میگه دادا چرا اینجا خوابیدی ؟
میگه اینجا غریبم جایی برا خوابیدن ندارم.


اصفهانیه دلش میسوزه، بغض میکنه و میگه:




وخی!! وخی بیا بریم تو کوچه ما بخواب😂😂



دوستم اومده بود خونمون
ناهار بهش کرفس دادیم... 🙂
شام اسفناج! 🙃


فرداش صبونه هم بهش نون و سبزی دادیم!!! 😬

گفت نهار دیگه چیزی درست نکنین خودم میرم پارک میچرم 😐😂😂

از قُلی میـپرسن :
چرا در اسلام بیشتر از چهارتا زن نمیشه گرفت...؟


قُلی میگه :
چون اگه پنج تا بشه...
خمس بهش تعلق میگیره…!
اون وقت باید یکیشو بدیم به سید ...!!! 😂😂😂😂

به یه نفر که میخواستن اعدامش کنن گفتن حرفی برا گفتن داری ؟




گفت نه ،
ميكشنش بالا ؛
دست وپاميزنه میگه بیارینم پایین حرف دارم..

میارنش پایین ميگن بگو :

میگه جناب سروان خانه روبرویی

ماهواره دارن ازاينجامعلومه
 
Feb 4, 2005
22,560
2,386
در مجمع التواریخ آمده: روزی میرزاجواد آقاسبزواری از شاگردان علامه بحرالعلوم به سفارش حاج شیخ عبدالوهاب مشیر خراسانی به همراه حاج آقا میرزامحمد تقی تربتی فیض آبادی معروف به آخوند خراسانی و حاج سید علینقی نراقی معروف به ملک المتکلمین ، خدمت استاد حاج میرزاآقا ابوالحسن نجفی معروف به مرشدالمتکلمین شرف حضوریافتند، ایشان تشریف نداشتند، همگی برگشتند
 

Zob Ahan

Moderator
Staff member
Feb 4, 2005
16,527
1,048
در یک سمینار پزشکی شخصی مکانیک از جراح قلب پرسید اجزای موتور هزار بار بیشتر از قلب میباشد و وزن آن هم هزار برابر قلب چرا دست مزد شما هزار بار بیشتر است ؟
جراح در پاسخ گفت زمانی میتوانی این سوال را بپرسی که موتور روشن و در حال کار کردن را تعمیر کنی ... در آن جمع همه پزشک را تشویق کردند و ریدن به مکانیک و دسته دسته به مکانیک شاشیدند و او را بیرون کردند
مکانیک سر شکسته به گاراژ باز گشت و از فرط عصبانیت ماشین را روشن کرد و شروع به تعمییر موتور کرد پیستون خورد تو سینش پروانه خورد تو تخمش میل لنگ رفت تو کونش آب جوش رادیات ریخت رو خایه هاش باتری هم ترکید اسید ننشو گایید و همکاران او را به بیمارستان رساندند که از شانسس همون دکتر مسئول شیفت بود و یک بار دیگه رو تخت کون مکانیک گذاشت و با تزریق یه داروی تخمی به زندگیِ کیریِ او پایان داد ...

نتیجه اخلاقی :ندارد