Just came in ...

Feb 4, 2005
16,633
1,245
شخصی به نزد پیر دانایی آمد گفت : ای حکیم یه فحش بده که توش حرفِ زشتی نباشه
گفت؛ نافم تو پیشونیت

میگه اخه این که فحش نیست
میگه تو حساب کن اگه نافم بره تو پیشونیت دقیقا کجام میره تو دهنت ؟!!!!

#حکایت
 

siavash_8

Bench Warmer
Mar 26, 2006
2,884
3,134
دو نفر باهم دیگه میرن شکار خرس ...

یهو خرسه روبروشون میاد، یکیشون تیر اولو‌ میزنه خطا میره میخوره به تخم راسته خرسه، تیر دومو میزنه میخوره به تخم چپ خرسه، تیر سومو میزنه میخوره به سر کیر خرسه ...

دوستش داد میزنه میگه : جاکش بزن بکشش، میخواد بیاد مارو بخوره، نمیخواد که مارو بکنه
 

siavash_8

Bench Warmer
Mar 26, 2006
2,884
3,134
گاندی به دختر انگلیسی میگه: وسط پاهات چیه ؟
میگه:جهنمه!
دختره میگه: وسط پاهاى تو چیه؟

گاندی میگه :یه گناه کار که جاش وسط جهنمه

جناب گاندی از اون خارکسه ها بوده
 

Pooya

Administrator, Technical Team Director
Staff member
Sep 23, 2004
34,537
1,082
Vancouver, Canada
www.IranSportsPress.com
شب بود
بین میوه ها بحث بود
توت فرنگی میگفت :من شکل قلبم
گردو میگفت : من شبیه مغزم
انار میگفت : دانه هام شبیه الماسه



اما خیار آرام در گوشه ای نشسته بود و به شکاف زردآلو نگاه ميکرد !

کثافت خیلی هیز بود..😂😂😂
 

siavash_8

Bench Warmer
Mar 26, 2006
2,884
3,134
کودکی از پدرش پرسید؛

بابا مرد یعنی چه؟
پدر گفت : مرد به کسی میگن که
بدون هیچ چشم داشتی
خودشو وقف راحتی
آسایش و رفاه خانوادش میکنه
کودک گفت : کاش منم میتونستم
مثل مادرم یه مرد بشم

پدر که انتظار نداشت رنگش پرید چو شیر شد
به یک باره صد سال پیر شد
سپس سیاه شد مثل قیر شد
و در افق محو چو تیر شد
و همه این ها بخاطر این بود که به سختی کیر شد
 

siavash_8

Bench Warmer
Mar 26, 2006
2,884
3,134
طرف میره خواستگاری، ازش می‌پرسن:نتیجه چی شد؟ میگه : شصت - شصت . میگن : یعنی چه؟



میگه : هرچی ما گفتیم اونا شصتشون رو نشون دادند
هر چی اونا گفتند ما شصتمون رو نشون دادیم
 

siavash_8

Bench Warmer
Mar 26, 2006
2,884
3,134
کرمعلی سی سال قبل ازدواج کرده بود و از زندگیش خیلی خوشحال و از همسرش خیلی خیلی راضی بود

روزی از روزها سگی زنشو گاز گرفت و براثر گازگرفتگی زنش مریض شد و بعداز مدتی فوت کرد
کرمعلی خیلی مغموم ودلشکسته شد و هیچوقت از منزلش خارج نمیشد و کلا در انزوا فرو رفت

بچه های کرمعلی به پدر پیرشان پیشنهاد ازدواج مجدد دادند
اما پیرمرد قبول نکرد و به عشق اولش پایبند بود
ازطرف بچه ها اصرار و از طرف کرمعلی انکار
بعدازمدتی اصرار فرزندان نتیجه دادو پیرمرد قبول کرد که ازدواج کند
بچه ها هم گشتند و یه دختر بیست ساله و خوشگل برای پدرشان انتخاب کردند
جشن مفصلی هم گرفتند و عروس خانوم رو به خونه پیرمرد قصه ما بردند
عروس خانوم از،همه لحاظ خیلی به کرمعلی میرسید وتلاش میکرد پیرمرد راخوشحال کند
چند روز که گذشت پیرمرد خوشحال وسرمست از ازدواجش بچه هاشو صدا زد وگفت به شکرانه ازدواجش پنج گوسفند را قربانی کنند و دو گوسفند رابین فقرا .. یک گوسفند رابین خواهر وبرادراش ویک گوسفند رابرای شام خودش وهمسرجوانش بیاورند
بچه ها گفتند پدرجان گوسفند پنجم را چیکار کنیم
کرمعلی گفت گوسفند پنجم را برای سگی که مادرتان را گاز گرفته ببرید
 
Feb 4, 2005
22,679
2,533
دیشب یک ظرف یک لیتری باخودم بردم پمپ بنزین ومبلغ ۳۰۰۰ تومان دادم یک لیتربنزین گرفتم، خيلى شاكى شدم .و

ولى وقتى یادم امد که درسال ۵۷. ۵۸ برای خرید ۳۰۰۰ تومان بنزین باید ۱۲ بشکه ۲۲۰ لیتری باخودم میبردم يه نفس راحت كشيدم گفتم خدارو شكر اونطورى سختر بود...

اون زمان خیلی مردم سختى ميكشيدن.

والا الان با 45 هزارتومن راحت نیم کیلو گوشت میگیرن اون زمان باید یه گله گوسفند میگرفتن چه خوب شده زندگی راحت شده!!

😂😂😂😂

: زنی ﺩﺭ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﺭﺍﻧﻨﺪﮔﯽ، ماشینش ﺩﺭﺳﺖ ﺟﻠﻮﯼ ﺣﻴﺎﻁ ﻳﮏ ﺗﻴﻤﺎﺭﺳﺘﺎﻥ ﭘﻨﭽﺮ ﺷﺪ ﻭ ﻣﺠﺒﻮﺭﺷﺪ ﻫﻤﺎﻧﺠﺎ ﺑﻪ ﺗﻌﻮﻳﺾ ﻻﺳﺘﻴﮏ ﺑﭙﺮﺩﺍﺯﺩ .
ﻫﻨﮕﺎﻣﯽ ﮐﻪ ﺳﺮﮔﺮﻡ ﺍﻳﻦ ﮐﺎﺭ ﺑﻮﺩ، ﻣﺎﺷﻴﻦ ﺩﻳﮕﺮﯼ ﺑﻪ ﺳﺮﻋﺖ ﺍﺯ ﺭﻭﯼ ﻣﻬﺮﻩ ﻫﺎﯼ ﭼﺮﺥ ﮐﻪ ﺩﺭ ﮐﻨﺎ ﺭ ﻣﺎﺷﻴﻦ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﮔﺬﺷﺖ ﻭ
ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﺭﻭﻥ ﺟﻮﯼ ﺁﺏ ﺍﻧﺪﺍﺧﺖ ﻭ ﺁﺏ ﻣﻬﺮﻩ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺑﺮﺩ .
زن ﺣﻴﺮﺍﻥ ﻣﺎﻧﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﭼﮑﺎﺭ ﮐﻨﺪ . ﺗﺼﻤﻴﻢ ﮔﺮﻓﺖ ﮐﻪ ﻣﺎﺷﻴﻨﺶ ﺭﺍ ﻫﻤﺎﻧﺠﺎ ﺭﻫﺎ ﮐﻨﺪ ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﺧﺮﻳﺪ ﻣﻬﺮﻩ ﭼﺮﺥ ﺑﺮﻭﺩ .
ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﺣﻴﻦ، ﻳﮑﯽ ﺍﺯ ﺩﻳﻮﺍﻧﻪ ﻫﺎ ﮐﻪ ﺍﺯ ﭘﺸﺖ ﻧﺮﺩﻩ ﻫﺎﯼ ﺣﻴﺎﻁ ﺗﻴﻤﺎﺭﺳﺘﺎﻥ ﻧﻈﺎﺭﻩ ﮔﺮ ﺍﻳﻦ ﻣﺎﺟﺮﺍ ﺑﻮﺩ ، ﺍﻭ ﺭﺍ ﺻﺪﺍ ﺯﺩ ﻭ گفت:
ﺍﺯ ٣ ﭼﺮﺥ ﺩﻳﮕﺮ ﻣﺎﺷﻴﻦ، ﺍﺯ ﻫﺮ ﮐﺪﺍﻡ ﻳﮏ ﻣﻬﺮﻩ ﺑﺎﺯﮐﻦ ﻭ ﺍﻳﻦ ﻻﺳﺘﻴﮏ ﺭﺍ ﺑﺎ ٣ ﻣﻬﺮﻩ ﺑﺒﻨﺪ ﻭ ﺑﺮﻭ ﺗﺎ ﺑﻪ ﺗﻌﻤﻴﺮﮔﺎﻩ ﺑﺮﺳﯽ .
ﺁﻥ زن ﺍﻭﻝ ﺗﻮﺟﻬﯽ ﺑﻪ ﺍﻳﻦ ﺣﺮﻑ ﻧﮑﺮﺩ ﻭﻟﯽ ﺑﻌﺪ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺧﻮﺩﺵ ﻓﮑﺮ ﮐﺮﺩ ﺩﻳﺪ ﺭﺍﺳﺖ ﻣﯽ ﮔﻮﻳﺪ ﻭ ﺑﻬﺘﺮ ﺍﺳﺖ ﻫﻤﻴﻦ ﮐﺎﺭ ﺭﺍ ﺑﮑﻨﺪ ﭘﺲ ﺑﻪ ﺭﺍﻫﻨﻤﺎﻳﯽ ﺍﻭ ﻋﻤﻞ ﮐﺮﺩ ﻭ ﻻﺳﺘﻴﮏ ﺯﺍﭘﺎﺱ ﺭﺍ بست!!!
ﻫﻨﮕﺎﻣﯽ ﮐﻪ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﺣﺮﮐﺖ ﮐﻨﺪ ﺭﻭ ﺑﻪ ﺁﻥ ﺩﻳﻮﺍﻧﻪ ﮐﺮﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ: « ﺧﻴﻠﯽ ﻓﮑﺮ ﺟﺎﻟﺐ ﻭ ﻫﻮﺷﻤﻨﺪﺍﻧﻪ ﺍﯼ ﺑﻮﺩ . ﭘﺲ ﭼﺮﺍ ﺗﻮﯼ
ﺗﻴﻤﺎﺭﺳﺘﺎﻥ انداختنت؟؟؟

ﺩﻳـــﻮﺍﻧــــﻪ ﻟـــﺒــﺨــﻨـــﺪﯼ ﺯﺩ گــفــت:
ﻣـــﻦ ﮐــﺎﺭﻣــﻨـــﺪ ﺍﻳـــﻨــﺠــﺎﻡ ... ﺩﻳـﻮﻧــﻪ ﺑــاباته !!!



.. یادتون نره زود قضاوت نکنید...
 

YePaDoPa

IPL Player
Oct 30, 2002
3,134
101
  • پسرا میدونین این روزا چی حال میده؟؟
    گلنارو بذاری تو فریزر
    سرظهر یه دست آیس جـق بزنی
مرغ سحر ناله سر کن...
.
.
.
.
مرغ سحر : آآآآه آه آه آآآآآآه آه آآآآ
 
Last edited:
Likes: Payandeh Iran