عکسی کمیاب از تیم فوتبال ایران

kasra1930

National Team Player
Dec 30, 2011
5,173
79


Andranik-Argentina-78.jpg

صداي آقاي آندرانيك، مهربان است. وقتي با او تماس ميگيرم و خودم را معرفي م يكنم، لحظه اي مكث ميكندو بدون ترديد مي گويد: شروع كنيم. گفتگو با اين مدافع خلوت گزيده فوتبال ايران، يكي از تجربی ات جالب من است. من از جايي شروع كردم كه احتمالاانتظارش را داريد... به هر حال او سال هاست دور از وطن است و نامي از وي در مجلات و روزنامه هاي پرتعداد ورزشي وجود ندارد. بنابراين شيوه مصاحبه كاملا بيوگرافيك و خطي پيش رفت. او تنها عضو تيم ايران در جام جهاني 1978است كه پيراهن ملي خود را حفظ كرده است. پيراهني كه برايش خون دل خورده بود، يادش بخیر. وقتي از روزهاي جام جهاني حرف مي زند، مي توانم حدس بزنم كه چهره اش تغيير كرده، همان چهره اي كه آندرانيك دوست ندارد، چينو چروك هايش را ببينيم.





می خواستم از دوران ورود خودتان به فوتبال حرفه ای برای خواننده ها توضیح بدین ؟
من وقتی سیزده ساله بودم از دبیرستان مدائن فوتبال را آغاز کردم . که آقای گارنیک محرابیان من را به تیم پولاد دعوت کردند که آن زمان در دسته دوم باشگاهای تهران بازی میکردند . و فقط پس از یک هفته ایشان تشخیص دادند که من میتونم برای تیم پولاد بازی کنم من آن زمان اگه اشتباه نکنم کلاس دهم دبیرستان بودم و ۱۳ / ۱۴ ساله بودم . من هم آن زمان بدون ترس رفتم ورزشگاه امجدیه که آقای محرابیان از من عکس خواستندو من و در تیم گذاشتند که تقریبآ به صورت حرفه ای با دنیای فوتبال آشنا شدم .
چه رده ای بود ؟
بزرگسالان و دسته دوم باشگاه های تهران .
فیکس بازی کردین ؟
نه . من نیمه دوم وارد بازی شدم . اگه اشتباه نکنم دو یا سه بر صفر عقب بودیم و من نیمه دوم رفتم داخل بازی که بازی سه بر سه و یا دو بر دو بازی تمام شد . من خاطراه خیلی خوبی از اون تیم داشتم که با بازیکنان بزرگ ارامنه ایران آنجا آشنا شدم و خیلی به تمامشون ارادت دارم . آقای گارنیک محرابیان که کاپیتان و مربی تیممان بود . تیم پولاد از قدیمی ترین باشگاهای تهران بود که ۶/۷ نفر از ارامنه به همراه دوستان دیگر در این تیم بازی میکردند . مثل وازگن و آلکو

....
بعد ار بازی در تیم پولاد چه اتفاقی افتاد ؟
تیم آرارات تهران از من دعوت کرد به این تیم بپیوندم . که در آن زمان در باشگاه های تهران حضور داشت .
در مجموع چند سال در تیم پولاد و آرارات تهران بازی کرید ؟


دو سال در پولاد بودم و چهار سال هم در آرارات توپ زدم .
که بعد به تیم تاج سابق و استقلال فعلی رفتید .
بله به تیم تاج رفتم و چهار سال هم در اون تیم توپ زدم

.
عمده موفقیت خودتان را مدیون چه کسی می دونید ؟

من هیچ وقت انکار نکردم که آقای گارنیک محرابیان بیشترین کمک را به من کردن به عنوان اولین نفر اما بودند کسانی دیگر که به من بسیار کمک کردن . نفر دوم آقای امیر آصفی بودند و نفر بعدی رایکوف بود که ایشون هم سالیان زیادی به من کمک کردند . البته جا داره این جا از یک خبرنگار و روزنامه نویسی تشکر کنم که به من همیشه لطف داشتن . زمانی که در آرارات بازی می کردم آقای ابولفضل جلالی در دنیای ورزش قلم میزدند . این آقای جلالی همیشه پشت سر ما بودند . به من می گفتند تو جات باید در تیم ملی باشه و این دلگرمی بود برای من که به کارم بیشتر با جدیت ادامه بدم .
آندرانیک اسکندریان در کدام از این تیمها آندرانیک اسکندریان شد ؟
ببینید (( می خندد )) من آدم بسیار ساکت و سر به زیری بودم همیشه و از منم منم دور بودم و هستم . ببینید از روزی که شروع کردم تا زمانی که فوتبال را کنار گذاشتم آندرانیک اسکندریان بودم !
بله متوجه هستم اما منظور من این بود که در کدام از این تیمها همه آندرانیک را شناختند و روی یک دفاع چپ حساب کردند .
نمی دونم چی بگم !

خاطرات شما از تیم تاج آن زمان چیست ؟ شما که تو او بازی شش تایی معروف حضور نداشتین ؟!
من سال بعد به تاج رفتم . اما زمانی که من تو اون تیم بودم اونا (( منظور پرسپولیسیها )) ۶ تا که چه عرض کنم یکی هم زوری گل می زدند . (( با گفتن این جمله از ته دل می خندد ))


حالا از شوخی گذشته آندرانیک اسکندریان رو کدام مهاجم حساب میکرد حالا چه از مهاجمین پرسپولیس و چه دیگر محاجمین اون زمان ؟

من از تمام مهاجمین نکته های فراوانی آموختم . هر مهاجمی شیوه خاص خودش را داشت برای گلزنی تمامی اونا ترفندها و شیوه های خاص خودشون را داشتند و بالطبع کار من هم جلوگیری از این کار آنها بود . هر کدام در کار خودشون استاد بودند . آقای بهزادی استاد گلزنی با سر بودند . بازیکنی بود با پای راستش عالی کار میکرد و هر کسی به این ترتیب شیوه کار خودش را داشت . آقایان بهزادی بودند وطنخواه و شرفی و ... خیلی به قبل ترها بر گشتیم نه !
بله بله و شما از جواب دادن به سوال ما همچنان فرار می کنید .


آه مهاجمین خطرناک . ایرانپاک بود و حاج رحیم پور بود فرکی از پاس بود . شما خودتون اینارو همه مرور کردین و به من اجازه مرور ندادین !
اولین بازی ملی شما کی بود ؟


روبروی عراق فینال جام ملتهای آسیا . تو اون بازی و در اولین تجربه ملی خودم من نگذاشتم که مهاجم عراقی که بسیار خطرناک هم بود کاری رو انجام بده . فکر کنم تا اون بازی ۶/۷ گل زده بود . الان اسمش در خاطرم نیست . شما میتونید مهار شدن این مهاجم را که من در اون بازی انجام دادم را از خیلی ها بپرسید .
و شما در اون بازی با گل آقای خورشیدی و در اولین تجربه ملی تان قهرمان آسیا شدین .
بله بله درسته .

To be continued......
 
Last edited:

kasra1930

National Team Player
Dec 30, 2011
5,173
79
I am not telling you I am the the best left defender in Iran soccer history,but what I can say is,I never give up before the giants such as cruyeff,pele,and joe jordan. said Andranik Eskandarian



cruyff.jpg
 
Likes: oghabealborz

kasra1930

National Team Player
Dec 30, 2011
5,173
79
فرزندان شایسته ایران , بازیهای آسیایی 1966 , بانکوک دهکده بازیهای آسیایی .................... آذر ماه 1345

بترتیب ایستاده از راست : زنده یاد همایون بهزادی - زنده یاد حمید شیرزادگان - زنده یاد اکبر افتخاری - حمید جاسمیان - پرویز میرزا حسن - زنده یاد عزیز اصلی - حسن حبیبی - پرویز قلیچ خانی - زنده یاد محمد رنجبر ( کاپیتان )
نشسته از راست : حسن کرد ( کاپیتان تیم والیبال ) - حسین فرزامی - فرامرز ظلی - علی جباری - جلال طالبی - گودرز حبیبی و مصطفی عرب
 

Attachments

kasra1930

National Team Player
Dec 30, 2011
5,173
79
در نخستین جام ملت‌های پس از انقلاب اسلامی که سال۱۹۸۰ برگزار شد، ایران مدافع عنوان قهرمانی بود و برای خلق رکورد چهارمین قهرمانی متوالی عازم کویت شد.
تیمی با کیفیت و جوان، متشکل از بازیکنانی که برخی سابقه حضور در جام جهانی یا قهرمانی دوره قبلی را داشتند.
بازی در جام جهانی به خاطر تک سهمیه‌ای بودن آسیا و اقیانوسیه، تجربه‌ای به مراتب کمیاب‌تر از امروز به شمار می‌رفت. برخی از بازیکنان اعزامی هم موفق‌شده بودند سهمیه المپیک مسکو را بگیرند. المپیکی که دولت انقلابی تحریمش کرد.

غیر از ناصر حجازی، ایرج دانایی‌فرد و نصرالله عبداللهی، حتی حسن روشن ۲۴ ساله جزو با تحربه‌ترین‌های تیم بود. حمید درخشان، احمد سنجری، رضا نعلچگر، عبدالرضا برزگری و حسین فرکی نیز هیچکدام بیش از ۲۳ سال نداشتند.
اما این مجموعه‌ دردسرهای فراوانی را از سر گذرانده بود. مثلاً انجمن انقلاب اسلامی بوشهر، اردوی این تیم برای مسابقات مقدماتی المپیک را خیانت به امت دانست و باعث شد تعطیل شود
.
حسن حبیبی در این باره به روزنامه همشهری گفته: "برخی آمدند شعارهایی دادند و جو را به هم ریختند. دیدم خطرناک است. تیم را برداشتم و آمدم شیراز. با این وضعیت به المپیک مسکو صعود کردیم اما دولت تحریم کرد و نرفتیم."
تیمی که به المپیک صعود کرد اما نرفت، با دو بازی تدارکاتی مهیای حضور در جام ملت‌ها شد تا از سه قهرمانی پیاپی‌اش دفاع کند. برتری ۲-۰ مقابل امارات در العین و دو روز بعد، تکرار پیروزی با نتیجه ۳-۰ در ابوظبی.
همین امارات، کویت قهرمان را در خانه‌اش شکست داد. اما تیم ملی ایران بازی نخست را با سوریه به تساوی بدون گل دست یافت که از معدود ۰-۰ های فوتبال ایران در تاریخ جام ملت‌هاست. سپس بازی ۲-۰ برده از چین را با تساوی به پایان رساند.

شاگردان حسن حبیبی، دوشنبه ۳۱ شهریور ۵۹ در برابر بنگلادش قرار گرفتند. مسابقه‌ای که اگر بازی اول ایران بود، شاید آن دو تساوی قبلی رقم نمی‌خورد. بهتاش فریبا چهار گل زد تا حدنصابی برای بازیکنان ایرانی در جام ملت‌ها به جا بگذارد که تا ۱۶ سال بعد و چهار گل دایی به کره جنوبی پا بر جا بود.
عبدالرضا برزگری دو بار و حسن روشن هم بقیه گل‌های ایران را زدند تا برتری ۷-۰ رقم بخورد. ایران دروازه حریف را به رگبار بسته بود و همزمان، خاک ایران هدف حملات کشور همسایه.

وقتی بازی تمام شد، جنگ آغاز شده بود.
بهتاش فریبا می‌گوید: "در سالن غذاخوری نشسته بودیم و تلویزیون نگاه می‌کردیم. یکدفعه برنامه قطع شد و گوینده اخبار کویت گفت عراق به ایران حمله کرده و شهرک اکباتان، فرودگاه مهرآباد، آبادان و اهواز با خاک یکسان شده. از جا پریدیم دنبال تلفن، اما خطوط ارتباطی به ایران مسدود بود.".
تردید، نگرانی، اضطراب و حجم سنگینی از خبرهای ضد و نقیض بر اردوی تیم ملی سایه انداخت. برخی بازیکنان خواستار بازگشت به ایران شدند اما سرانجام تصمیم گرفتند به خاطر تاثیر منفی نیمه تمام گذاشتن مسابقات بر روحیه مردم، به بازی‌ها ادامه دهند.


ناصر حجازی به مجید وارث گزارشگر اعزامی تلویزیون گفت: «برای افزایش روحیه مردم بازی خواهیم کرد.» در حالی که خودش مانند سایر بازیکنان، به وضوح غمگین بود و نیازمند روحیه.
دو روز بعد، ایران ۳-۰ از کره شمالی پیش افتاد اما در ادامه دو گل خورد. با این پیروزی به عنوان تیم صدرنشین، در نیمه نهایی مقابل میزبان قرار گرفت که در گروه دوم، دوم شده بود. ایران ۲-۱ به کویت باخت.
حسن حبیبی می‌گوید: "بازیکنان نگران خانواده‌های خود بودند. کویت با فتحی کمیل معروف، قوی‌ترین تیم تاریخش را داشت. با تمام این تفاسیر با برتری ۳-۰ بر کره شمالی سوم شدیم

. "
بهتاش فریبا به عنوان آقای گلی رسید. ناصر حجازی بهترین سنگربان شناخته شد و به اتفاق مهدی دینورزاده در دفاع چپ و عبدالرضا برزگری (خط میانی) در تیم منتخب جام قرار گرفتند.
حالا تیم ملی با سراسیمگی قصد بازگشت به ایران را دارد اما فرودگاه‌های ایران در وضعیت جنگی هستند و پروازی برای مسافران وجود ندارد. ۱۵ روز در کویت منتظر می‌مانند و باز خبری از پرواز به ایران نیست.
به حسن روشن خبر دادند "برادرت شهید شده." او طاقت نمی‌آورد. با وجود ناامنی و هشدارها، تصمیم می‌گیرد تنهایی با لنج برگردد ایران.

تیم ملی راهی دمشق می‌شود. از آنجا هماهنگ شده تا با اتوبوسی که از ایران برای‌شان فرستاده‌اند، به ترکیه بیایند. تیمی که نه در قامت برنده مدال برنز آسیا، بلکه به سان گروهی عزادار، از مرز بازرگان به ایران بازگشت.
نخستین ماه از جنگی که هشت سال طول خواهد کشید. استقبالی در میان نبود. تیم ملی هم به طور کامل تعطیل شد تا ۱۷ ماه بعد که در جام قاعد اعظم پاکستان حضور یافت
 

Attachments