عکسی کمیاب از تیم فوتبال ایران

kasra1930

National Team Player
Dec 30, 2011
5,402
390


Andranik-Argentina-78.jpg

صداي آقاي آندرانيك، مهربان است. وقتي با او تماس ميگيرم و خودم را معرفي م يكنم، لحظه اي مكث ميكندو بدون ترديد مي گويد: شروع كنيم. گفتگو با اين مدافع خلوت گزيده فوتبال ايران، يكي از تجربی ات جالب من است. من از جايي شروع كردم كه احتمالاانتظارش را داريد... به هر حال او سال هاست دور از وطن است و نامي از وي در مجلات و روزنامه هاي پرتعداد ورزشي وجود ندارد. بنابراين شيوه مصاحبه كاملا بيوگرافيك و خطي پيش رفت. او تنها عضو تيم ايران در جام جهاني 1978است كه پيراهن ملي خود را حفظ كرده است. پيراهني كه برايش خون دل خورده بود، يادش بخیر. وقتي از روزهاي جام جهاني حرف مي زند، مي توانم حدس بزنم كه چهره اش تغيير كرده، همان چهره اي كه آندرانيك دوست ندارد، چينو چروك هايش را ببينيم.





می خواستم از دوران ورود خودتان به فوتبال حرفه ای برای خواننده ها توضیح بدین ؟
من وقتی سیزده ساله بودم از دبیرستان مدائن فوتبال را آغاز کردم . که آقای گارنیک محرابیان من را به تیم پولاد دعوت کردند که آن زمان در دسته دوم باشگاهای تهران بازی میکردند . و فقط پس از یک هفته ایشان تشخیص دادند که من میتونم برای تیم پولاد بازی کنم من آن زمان اگه اشتباه نکنم کلاس دهم دبیرستان بودم و ۱۳ / ۱۴ ساله بودم . من هم آن زمان بدون ترس رفتم ورزشگاه امجدیه که آقای محرابیان از من عکس خواستندو من و در تیم گذاشتند که تقریبآ به صورت حرفه ای با دنیای فوتبال آشنا شدم .
چه رده ای بود ؟
بزرگسالان و دسته دوم باشگاه های تهران .
فیکس بازی کردین ؟
نه . من نیمه دوم وارد بازی شدم . اگه اشتباه نکنم دو یا سه بر صفر عقب بودیم و من نیمه دوم رفتم داخل بازی که بازی سه بر سه و یا دو بر دو بازی تمام شد . من خاطراه خیلی خوبی از اون تیم داشتم که با بازیکنان بزرگ ارامنه ایران آنجا آشنا شدم و خیلی به تمامشون ارادت دارم . آقای گارنیک محرابیان که کاپیتان و مربی تیممان بود . تیم پولاد از قدیمی ترین باشگاهای تهران بود که ۶/۷ نفر از ارامنه به همراه دوستان دیگر در این تیم بازی میکردند . مثل وازگن و آلکو

....
بعد ار بازی در تیم پولاد چه اتفاقی افتاد ؟
تیم آرارات تهران از من دعوت کرد به این تیم بپیوندم . که در آن زمان در باشگاه های تهران حضور داشت .
در مجموع چند سال در تیم پولاد و آرارات تهران بازی کرید ؟


دو سال در پولاد بودم و چهار سال هم در آرارات توپ زدم .
که بعد به تیم تاج سابق و استقلال فعلی رفتید .
بله به تیم تاج رفتم و چهار سال هم در اون تیم توپ زدم

.
عمده موفقیت خودتان را مدیون چه کسی می دونید ؟

من هیچ وقت انکار نکردم که آقای گارنیک محرابیان بیشترین کمک را به من کردن به عنوان اولین نفر اما بودند کسانی دیگر که به من بسیار کمک کردن . نفر دوم آقای امیر آصفی بودند و نفر بعدی رایکوف بود که ایشون هم سالیان زیادی به من کمک کردند . البته جا داره این جا از یک خبرنگار و روزنامه نویسی تشکر کنم که به من همیشه لطف داشتن . زمانی که در آرارات بازی می کردم آقای ابولفضل جلالی در دنیای ورزش قلم میزدند . این آقای جلالی همیشه پشت سر ما بودند . به من می گفتند تو جات باید در تیم ملی باشه و این دلگرمی بود برای من که به کارم بیشتر با جدیت ادامه بدم .
آندرانیک اسکندریان در کدام از این تیمها آندرانیک اسکندریان شد ؟
ببینید (( می خندد )) من آدم بسیار ساکت و سر به زیری بودم همیشه و از منم منم دور بودم و هستم . ببینید از روزی که شروع کردم تا زمانی که فوتبال را کنار گذاشتم آندرانیک اسکندریان بودم !
بله متوجه هستم اما منظور من این بود که در کدام از این تیمها همه آندرانیک را شناختند و روی یک دفاع چپ حساب کردند .
نمی دونم چی بگم !

خاطرات شما از تیم تاج آن زمان چیست ؟ شما که تو او بازی شش تایی معروف حضور نداشتین ؟!
من سال بعد به تاج رفتم . اما زمانی که من تو اون تیم بودم اونا (( منظور پرسپولیسیها )) ۶ تا که چه عرض کنم یکی هم زوری گل می زدند . (( با گفتن این جمله از ته دل می خندد ))


حالا از شوخی گذشته آندرانیک اسکندریان رو کدام مهاجم حساب میکرد حالا چه از مهاجمین پرسپولیس و چه دیگر محاجمین اون زمان ؟

من از تمام مهاجمین نکته های فراوانی آموختم . هر مهاجمی شیوه خاص خودش را داشت برای گلزنی تمامی اونا ترفندها و شیوه های خاص خودشون را داشتند و بالطبع کار من هم جلوگیری از این کار آنها بود . هر کدام در کار خودشون استاد بودند . آقای بهزادی استاد گلزنی با سر بودند . بازیکنی بود با پای راستش عالی کار میکرد و هر کسی به این ترتیب شیوه کار خودش را داشت . آقایان بهزادی بودند وطنخواه و شرفی و ... خیلی به قبل ترها بر گشتیم نه !
بله بله و شما از جواب دادن به سوال ما همچنان فرار می کنید .


آه مهاجمین خطرناک . ایرانپاک بود و حاج رحیم پور بود فرکی از پاس بود . شما خودتون اینارو همه مرور کردین و به من اجازه مرور ندادین !
اولین بازی ملی شما کی بود ؟


روبروی عراق فینال جام ملتهای آسیا . تو اون بازی و در اولین تجربه ملی خودم من نگذاشتم که مهاجم عراقی که بسیار خطرناک هم بود کاری رو انجام بده . فکر کنم تا اون بازی ۶/۷ گل زده بود . الان اسمش در خاطرم نیست . شما میتونید مهار شدن این مهاجم را که من در اون بازی انجام دادم را از خیلی ها بپرسید .
و شما در اون بازی با گل آقای خورشیدی و در اولین تجربه ملی تان قهرمان آسیا شدین .
بله بله درسته .

To be continued......
 
Last edited:

kasra1930

National Team Player
Dec 30, 2011
5,402
390
I am not telling you I am the the best left defender in Iran soccer history,but what I can say is,I never give up before the giants such as cruyeff,pele,and joe jordan. said Andranik Eskandarian



cruyff.jpg
 
Likes: oghabealborz

kasra1930

National Team Player
Dec 30, 2011
5,402
390
فرزندان شایسته ایران , بازیهای آسیایی 1966 , بانکوک دهکده بازیهای آسیایی .................... آذر ماه 1345

بترتیب ایستاده از راست : زنده یاد همایون بهزادی - زنده یاد حمید شیرزادگان - زنده یاد اکبر افتخاری - حمید جاسمیان - پرویز میرزا حسن - زنده یاد عزیز اصلی - حسن حبیبی - پرویز قلیچ خانی - زنده یاد محمد رنجبر ( کاپیتان )
نشسته از راست : حسن کرد ( کاپیتان تیم والیبال ) - حسین فرزامی - فرامرز ظلی - علی جباری - جلال طالبی - گودرز حبیبی و مصطفی عرب
 

Attachments

kasra1930

National Team Player
Dec 30, 2011
5,402
390
در نخستین جام ملت‌های پس از انقلاب اسلامی که سال۱۹۸۰ برگزار شد، ایران مدافع عنوان قهرمانی بود و برای خلق رکورد چهارمین قهرمانی متوالی عازم کویت شد.
تیمی با کیفیت و جوان، متشکل از بازیکنانی که برخی سابقه حضور در جام جهانی یا قهرمانی دوره قبلی را داشتند.
بازی در جام جهانی به خاطر تک سهمیه‌ای بودن آسیا و اقیانوسیه، تجربه‌ای به مراتب کمیاب‌تر از امروز به شمار می‌رفت. برخی از بازیکنان اعزامی هم موفق‌شده بودند سهمیه المپیک مسکو را بگیرند. المپیکی که دولت انقلابی تحریمش کرد.

غیر از ناصر حجازی، ایرج دانایی‌فرد و نصرالله عبداللهی، حتی حسن روشن ۲۴ ساله جزو با تحربه‌ترین‌های تیم بود. حمید درخشان، احمد سنجری، رضا نعلچگر، عبدالرضا برزگری و حسین فرکی نیز هیچکدام بیش از ۲۳ سال نداشتند.
اما این مجموعه‌ دردسرهای فراوانی را از سر گذرانده بود. مثلاً انجمن انقلاب اسلامی بوشهر، اردوی این تیم برای مسابقات مقدماتی المپیک را خیانت به امت دانست و باعث شد تعطیل شود
.
حسن حبیبی در این باره به روزنامه همشهری گفته: "برخی آمدند شعارهایی دادند و جو را به هم ریختند. دیدم خطرناک است. تیم را برداشتم و آمدم شیراز. با این وضعیت به المپیک مسکو صعود کردیم اما دولت تحریم کرد و نرفتیم."
تیمی که به المپیک صعود کرد اما نرفت، با دو بازی تدارکاتی مهیای حضور در جام ملت‌ها شد تا از سه قهرمانی پیاپی‌اش دفاع کند. برتری ۲-۰ مقابل امارات در العین و دو روز بعد، تکرار پیروزی با نتیجه ۳-۰ در ابوظبی.
همین امارات، کویت قهرمان را در خانه‌اش شکست داد. اما تیم ملی ایران بازی نخست را با سوریه به تساوی بدون گل دست یافت که از معدود ۰-۰ های فوتبال ایران در تاریخ جام ملت‌هاست. سپس بازی ۲-۰ برده از چین را با تساوی به پایان رساند.

شاگردان حسن حبیبی، دوشنبه ۳۱ شهریور ۵۹ در برابر بنگلادش قرار گرفتند. مسابقه‌ای که اگر بازی اول ایران بود، شاید آن دو تساوی قبلی رقم نمی‌خورد. بهتاش فریبا چهار گل زد تا حدنصابی برای بازیکنان ایرانی در جام ملت‌ها به جا بگذارد که تا ۱۶ سال بعد و چهار گل دایی به کره جنوبی پا بر جا بود.
عبدالرضا برزگری دو بار و حسن روشن هم بقیه گل‌های ایران را زدند تا برتری ۷-۰ رقم بخورد. ایران دروازه حریف را به رگبار بسته بود و همزمان، خاک ایران هدف حملات کشور همسایه.

وقتی بازی تمام شد، جنگ آغاز شده بود.
بهتاش فریبا می‌گوید: "در سالن غذاخوری نشسته بودیم و تلویزیون نگاه می‌کردیم. یکدفعه برنامه قطع شد و گوینده اخبار کویت گفت عراق به ایران حمله کرده و شهرک اکباتان، فرودگاه مهرآباد، آبادان و اهواز با خاک یکسان شده. از جا پریدیم دنبال تلفن، اما خطوط ارتباطی به ایران مسدود بود.".
تردید، نگرانی، اضطراب و حجم سنگینی از خبرهای ضد و نقیض بر اردوی تیم ملی سایه انداخت. برخی بازیکنان خواستار بازگشت به ایران شدند اما سرانجام تصمیم گرفتند به خاطر تاثیر منفی نیمه تمام گذاشتن مسابقات بر روحیه مردم، به بازی‌ها ادامه دهند.


ناصر حجازی به مجید وارث گزارشگر اعزامی تلویزیون گفت: «برای افزایش روحیه مردم بازی خواهیم کرد.» در حالی که خودش مانند سایر بازیکنان، به وضوح غمگین بود و نیازمند روحیه.
دو روز بعد، ایران ۳-۰ از کره شمالی پیش افتاد اما در ادامه دو گل خورد. با این پیروزی به عنوان تیم صدرنشین، در نیمه نهایی مقابل میزبان قرار گرفت که در گروه دوم، دوم شده بود. ایران ۲-۱ به کویت باخت.
حسن حبیبی می‌گوید: "بازیکنان نگران خانواده‌های خود بودند. کویت با فتحی کمیل معروف، قوی‌ترین تیم تاریخش را داشت. با تمام این تفاسیر با برتری ۳-۰ بر کره شمالی سوم شدیم

. "
بهتاش فریبا به عنوان آقای گلی رسید. ناصر حجازی بهترین سنگربان شناخته شد و به اتفاق مهدی دینورزاده در دفاع چپ و عبدالرضا برزگری (خط میانی) در تیم منتخب جام قرار گرفتند.
حالا تیم ملی با سراسیمگی قصد بازگشت به ایران را دارد اما فرودگاه‌های ایران در وضعیت جنگی هستند و پروازی برای مسافران وجود ندارد. ۱۵ روز در کویت منتظر می‌مانند و باز خبری از پرواز به ایران نیست.
به حسن روشن خبر دادند "برادرت شهید شده." او طاقت نمی‌آورد. با وجود ناامنی و هشدارها، تصمیم می‌گیرد تنهایی با لنج برگردد ایران.

تیم ملی راهی دمشق می‌شود. از آنجا هماهنگ شده تا با اتوبوسی که از ایران برای‌شان فرستاده‌اند، به ترکیه بیایند. تیمی که نه در قامت برنده مدال برنز آسیا، بلکه به سان گروهی عزادار، از مرز بازرگان به ایران بازگشت.
نخستین ماه از جنگی که هشت سال طول خواهد کشید. استقبالی در میان نبود. تیم ملی هم به طور کامل تعطیل شد تا ۱۷ ماه بعد که در جام قاعد اعظم پاکستان حضور یافت
 

Attachments

kasra1930

National Team Player
Dec 30, 2011
5,402
390
داستان اولین صعود فوتبال ایران به المپیک




تمرین در میدان خراسان، دوش در امجدیه، خوابگاه در باشگاه دارایی، غذا در کاخ ورزش و مسابقه در امجدیه. تیم ملی فوتبال ایران در سال ۱۳۴۲ با این تدارکات، از طریق کلکته به المپیک رسید.
تیمی که اولین موقعیت جهانی فوتبال ایران را رقم زد، پیراهن سبز می‌پوشید با شورت سفید و جوراب قرمز. عبارت ایران با حروف درشت روی پیراهن یقه هفتی‌ بازیکنان نقش بسته. همگی با موهای کوتاه یا کرنلی. غیر از سبیل داگلاسی محمد رنجبر، هیچکس ریش و سبیل ندارد، حتی سرمربی‌شان مرحوم حسین فکری.
مهر ۴۲ اولین بازی با پاکستان بود. کیهان ورزشی با اشاره به نمادهایی که روی پرچم دو کشور نقش بسته، مسابقه را مبارزه "ماه و ستاره" می‌دانست با خورشید.
سرزمین ماه و ستاره توانست گل اول را به ایران بزند اما در ادامه، ۴ بار دروازه‌اش فرو ریخت. دوربینی وجود نداشت برای ضبط بازی در ورزشگاه اما عطا بهمنش کنار زمین، مخبر رادیو بود.

ریپورتر کیهان ورزشی هم نشسته روی سکوها : "بعدازظهر یک روز خوش پاییز است. مشتریهای دیوار، پشت دیوار امجدیه با بلندیها کلنجار می‌روند... یک پدر مهربان با دو تا دخترش و کیف ساندویچ نشسته‌اند. دختر معصوم دو دسته گل محقر و کوچک در بغل دارد که وقتی قهرمانان وارد میدان شدند، بپای آنها بریزد."
بازی که ۱-۱ بود و از هرجای شهر می‌شد غریو امجدیه را شنید. ایران حمله می‌کرد اما تصویری از یورش‌ها بجا نماده مگر تصویرسازی‌های پرتیراژترین نشریه ورزشی: "بازیکن خوش ذوقی دلش می‌خواهد در محوطه پنالتی دست در کمر با شیرزادگان برقصد. داور رقص را دوست ندارد، سوت می‌زند تا شیرزادگان پنالتی بزند. استادیوم مثل گورستان در شب خاموش شد. دروازه‌بان ماهی رفت اما شیرزادگان طعمه‌اش را دور از ماهی در سینه مواج تورها انداخت."


ایران با وجود شکست ۱-۰ در لاهور، در مجموع با برتری ۴-۲ راهی دور بعد شد. در جمع ۱۶ تیم المپیک، آسیا سه سهمیه مستقیم داشت و صعود ژاپن هم به عنوان میزبان بازیها قطعی بود. از جمع سه تیم راهیافته به المپیک، کره شمالی فقط با غلبه بر میانمار و تایلند المپیکی شد، در المپیک هم حضور پیدا نکرد!
کره جنوبی مقابل چین حذف شد اما چون چینی‌ها حاضر نشدند در مرحله بعدی در زمین بی طرف بازی کنند، جای خود را به تیم بازنده دادند! دور بعد هم فیلیپین بازی نکرد تا کره جنوبی فقط با یک پیروزی و یک تساوی در دو بازی رفت و برگشت مقابل ویتنام جنوبی راهی توکیو شود. حاصل چنین صعود متزلزلی، ۲۰ گل خورده بود و عنوان ضعیف‌ترین آسیا در المپیک.
"عزیز اصلی، دروازه‌بان تیم ملی خود را به حسین فکری، مربی تیم رسانده و می‌خواهد بوسه‌ای نثار گونه‌اش کند"


در آخرین ماه از پاییز ۴۲، جمعه روزی ایران میزبان عراق بود. با وجود بیماری کاپیتان دهداری، او و همبازیانش باز در امجدیه ۴ گل کاشتند. شیرزادگان مرد اول آن روزهای فوتبال ایران هت تریک کرد. در روز درخشش عزیز اصلی که مانع شکفتن سه گل حریف شد، منصور امیرآصفی "قیافه یکی از بهترین بک راستهای ایران را ظاهر ساخت."
جاسمیان، رنجبر، عرب، جمالی، نوریان و ساعدی دیگر بازیکنان ایران بودند. همراه با همایون بهزادی ۲۱ ساله "مرد گمگشته که کوچکترین تخصصی در گوش چپ ندارد و باید به پست اصلی خود بازگردد."


سرگرد عادل مربی تیم عراق عقیده داشت ایران نسبت به گذشته پیشرفت زیادی داشته. دروازه‌بانشان گفت: "در گل اول از خط ۱۸ متری خارج نشده بودم. در گل دوم آفتاب مقابل چشمم قرار داشت." انور مراد درباره گل سوم و چهارم حرفی به روزنامه‌نگاران نزد.
بازی برگشت دو تیم در زمستان همان سال برگزار شد. پس از ۴۰ ساعت مسافرت با قطار، قایق و اتوبوس، ورزشگاه الکشافه بغداد میزبان رقابتی بدون گل بود. دهداری گفت "می‌توانستیم برنده شویم اما میل به "خود" گل زدن، این امر ممکن را از بین برد."
با حذف عراق، نوبت رسید به بازی سرنوشت. هرکه المپیک خواهد، جور هندوستان کشد. حسین فکری ‌معترض بود: "همه دوست دارند بازی‌های رفت را در مملکت حریف بروند و در


برگشت، کم و کسر را در مملکت خود جبران کنند اما چرا ایران در تمام بازیها زودتر میزبان است؟"
آن موقع، هر تیمی با خودش داور داشت. داورانی که منعی در اظهار نظر و بیان علایق نداشتند! پرووات داور هندی گفت: "هندوستان قویتر است و اگر منصف باشیم هند برنده می‌شود."
تیم ملی روی کاکل باشگاه شاهین می‌چرخد که حتی در غیاب دهداری ۶ یار در اردوی بازی با هندوستان دارد. گرچه پس از صعود، درگیری بین شاهینی‌ها و مسئولان فدراسیون باعث حذف آنها از ترکیب اعزامی به توکیو شد تا نصف تیم ملی روانه المپیک شود!


خرداد ۴۳ یک آبادانی- شاهینی جای یک آبادانی - شاهینی دیگر را گرفت. حمید برمکی به جای کاپیتان دهداریِ مصدوم، خیلی زود چراغ اول را روشن کرد. شیرزادگان بعد از بازی گفت: "زمانیکه برمکی دروازه هند را گشود دیوانه شدم."
پس از برمکی هم سرطلایی هم گل زد و هم پا طلایی، همایون بهزادی و حمید شیرزادگان. این آخرین باری است که شیرزادگان در امجدیه برای تیم ملی بازی می‌کند. سال ۴۳ است و
دقیقاً ۴۳ سال دیگر، پیکر او از همین ورزشگاه، تشییع خواهد شد.


هندوستان را که مغلوب کردند کیهان ورزشی تیتر زد "دیشب تا سپیده دم تهران از تب پیروزی بیدار بود." حسین مبشر رییس فدراسیون گفت: «این پرشکوهترین نقطه حیات من است، براوو فکری.» مبشر خواهرزاده‌ عصمت دولتشاهی آخرین همسر رضاشاه بود. او یک ماه و نیم پس از درگذشت شیرزادگان، چشم از جهان فروبست.
برد پرگل، اندوخته‌ای است عالی برای بازی برگشت. در روزی که تماشاگران چتر آورده بودند برای مقاومت در برابر تیغ آفتاب، این تیتر روی دکه‌های جریده فروشی رفت: "تماشاگران از آفتاب داغتر بودند."
در بازی برگشت، هندوستان گل اول را زد و امیدوارانه بازی را دنبال کرد. آنها در هر چهار دوره قبلی المپیک، نماینده آسیا بودند و برای پنجمین صعود متوالی می‌جنگیدند اما کلکته، سکوی صعود ایران به المپیک شد. بهزادی دو گل زد و یکی هم شیرزادگان. ایران به المپیک رسید. این اتفاق تاریخی، شنبه سی‌ام خرداد ۱۳۴۳ رخ داد.
 
Last edited:

kasra1930

National Team Player
Dec 30, 2011
5,402
390
shahbaz.jpg


تیم فوتبال شهباز تهران (شاهین) دوره چهارم جام تخت جمشید سال 1354استادیوم امجدیه
ایستاده از راست: محمد رضا عادل خانی، روانشاد محمد حسین مظلومی،حمید مجد تیموری، روانشاد ناصر حجازی ،محسن اسماعیلی و محمود اعتمادی
نشسته از راست: شادروان اکبر محمدی، بیژن ارشدی، فیروز خدرزاده، ابراهیم قاسمپور، و نصرالله عبدالهی.
 

kasra1930

National Team Player
Dec 30, 2011
5,402
390
امروز در بازیهای اسیأی ۲۰۱۸ جاکارتا تیم فوتبال امید ایران حذف شد،اما بد نیست که سریع هم بزنیم به قدیمی‌‌ترین تیم امید ایران



، این تیم تحت عنوان تیم ب در این مسابقات حاضر شد و عملکردی حتی بهتر از تیم الف ایران ارائه داد.
در این تیم ستارگان نامدار فوتبال ایران در سنین جوانی حضور داشتند. نفراتی چون الله وردی ۲۳ ساله، دینورزاده ۲۱ ساله، حسن نظری ۱۹ ساله،قاسمپور ۱۹ ساله، دستجردی ۲۱ ساله، ناصر نورایی ۲۳ ساله، به شکار ۲۰ ساله، راغفر ۲۲ساله و حاج رحیمی پور ۲۲ ساله که تعدادی از مشهورترین بازیکنان تیم بی ایران بودند.
 
Likes: oghabealborz
Feb 18, 2005
13,065
919
..کسری جان، ممنون از زحمات شما. عکس***های بی***نظیری هستند.
اگه دستت تمیزه، لطف کن در راستای اجرای عدالت، ۲-۳ تا عکس از فتح.جام ولایت برای دوستان بی*** ستاره پست کن. حیف که این دوستان دیس فرنچیز بشند...ناا سلامتی*** هم کاپ ولایت رو بردند هم ۳-۴ فصله دارند قهرمان فصل انتقالات میشند ولی*** ناا مرد***های فدراسیون آسیا به اینا ستاره نمیدن بچسبنند رو پیراهن.............. .
biAzar ! my harmless friend … ...doosteh Aziz jaat kheyli khaali hast inja ,hope all is well with you ,God bless .
 
Feb 18, 2005
13,065
919
View attachment 41391


تیم فوتبال شهباز تهران (شاهین) دوره چهارم جام تخت جمشید سال 1354استادیوم امجدیه
ایستاده از راست: محمد رضا عادل خانی، روانشاد محمد حسین مظلومی،حمید مجد تیموری، روانشاد ناصر حجازی ،محسن اسماعیلی و محمود اعتمادی
نشسته از راست: شادروان اکبر محمدی، بیژن ارشدی، فیروز خدرزاده، ابراهیم قاسمپور، و نصرالله عبدالهی.
Wow ! another great picture from Kasra , I was told that Adelkhani's left leg is bigger than his right and here is the proof !

He had a tremendous left foot shot on him.

This team was like today's Man city with good financial status they could afford to get top players and a Dutch coach .

Had things carried on the same it wouldn't have been long before they start getting top foreign players .

RIP Hejazi ,Mazloomi,Mohammadi …...
 
Likes: kasra1930

A8K

Ball Boy
Oct 22, 2016
1,923
325
An interesting point i ran into, hope is not a repost somewhere in here.

In 1934 the government invited Thomas R. Gibson, a recent graduate of Columbia University, to build up a physical education program for Persian schools. Within a few months he set up 24 teams that competed with each other. The sport received an added impetus in 1936, when Crown Prince Moḥammad-Reża Pahlavī returned from his studies in Switzerland....

http://www.iranicaonline.org/articles/football-
 
Feb 18, 2005
13,065
919
View attachment 41391


تیم فوتبال شهباز تهران (شاهین) دوره چهارم جام تخت جمشید سال 1354استادیوم امجدیه
ایستاده از راست: محمد رضا عادل خانی، روانشاد محمد حسین مظلومی،حمید مجد تیموری، روانشاد ناصر حجازی ،محسن اسماعیلی و محمود اعتمادی
نشسته از راست: شادروان اکبر محمدی، بیژن ارشدی، فیروز خدرزاده، ابراهیم قاسمپور، و نصرالله عبدالهی.
3 World Cup starters and 2 missed out with injuries and another in the world cup squad, star studded team! 😍
Can anyone name the other less known player in the world cup squad?